پنجاه سال در غم خاموشی جهان پهلوان؛ تختی نمی میرد!

گرچه تاریخ نویسان و شعرا و ادبای معاصر او را رستم دوران خواندند اما غلامرضا شبیه ترین قهرمان به سیاووش بود.و همین سیاووش گونه مظلوم به خاک افتادنش است که بعداز نیم قرن هنوز هم چهره اش برای پیر وجوان این دیار تمثیلی از فتوت و دلاوری و البته مظلومیت است.

در این پست از مجله اینترنتی کولاک مطلبی در مورد

پنجاه سال در غم خاموشی جهان پهلوان؛ تختی نمی میرد!

ارائه شده است ، در صورتی که محتوای این پست مورد توجه تان واقع شده است، می توانید برای مشاهده مطالب بیشتر در این موضوع به دسته بندی

سوژه روز

مجله اینترنتی کولاک مراجعه کنید .

نیم قرن از مرگ راز آلود جهان پهلوان تختی گذشت.خیلی ها معتقدند او طعمه یک کینه از درون دربار شد اندک مردمی هم هستند که با استناد به وصیت نامه و دیگر اسناد به جای مانده از محل حادثه ادعای حکومت وقت درخود خواسته بودن مرگ او را باور کرده اند اما به هر روی از آن اتفاق شوم هتل آتلانتیک پنجاه زمستان رد شده وهیچ کس دلیلی قاطع بر چگونگی مرگ یا شهادت آن قهرمان بی بدیل نیافته است لکن به قول یگانه یادگار آن رادمرد راستین ، بابک تختی آنچه اهمیت دارد چگونه زندگی کردن ونه نحوه مرگ اوست.

اینکه نام تختی را در گوشه گوشه ایران می شناسند نشان از آوازه و شهرت او دارد ولی از میان همه این جمعیت چند ده میلیونی که عاشقانه جهان پهلوان را دوست دارند انگشت شماری بیش نیستند آنان که اسطوره را آنچنانکه بود بشناسند! متاسفانه در تمام این سالها هر کس رسید تختی را به دلخواه خود مصادره کرد در حالیکه او به جز مردم هیچ وابستگی به گروه و جناح و دسته ای نداشت.

او حامی مردم بود و هرجا احساس نیاز می کرد پاشنه ورکشیده و به میدان می آمد.ماجرای زلزله بویین زهرا را همه میدانند.تختی غصه دار ملتش بود دلخون از فقر و بی عدالتی و تبعیض. او هرگز برای خود چیزی نخواست و قدمی هم اگر برداشت برای مردمی بود که برای حل گرفتاری هایشان حاجت به پیش او برده بودند اما دریغ که حسادتها و کینه های بعضی درباریان و حتی فدراسیون نشینها او را در تنگناهای سخت مالی و اجتماعی قرار داد.

جهان پهلوان نامی یک ملت باشی و حقوقت را قطع کرده باشند و بخشنامه کنند در هیچ اداره و سازمان و حتی ورزشگاهی اجازه ورودت ندهند چه حالی می شوی؟تمام صفحات تاریخ را ورق بزنید شاید یک برگ هم پیدا نکنید که تختی برای خود چیزی خواسته باشد. اما کم نبوده اند درخواستهایی که برای حل مشکلات مردم داشته است.

او بیدریغ دل برای هموطنانش می سوزاند وکاری به لطمه خوردن اعتبارش نداشت.چیزی که اکنون در کمتر قهرمان و چهره سرشناسی دیده می شود.آخرین اسطوره معاصر با زندگی و مرگش درسهایی بزرگ به نسلهای بعد داد.اینکه دل در گرو مردم داشته باشی و وجودت از عشقشان مالامال باشد.عشقی که پس از مرگ هم با غمها و شادی های ملت اشک و لبخند به روح و جانش بنشاند.

گرچه تاریخ نویسان و شعرا و ادبای معاصر او را رستم دوران خواندند اما غلامرضا شبیه ترین قهرمان به سیاووش بود.و همین سیاووش گونه مظلوم به خاک افتادنش است که بعداز نیم قرن هنوز هم چهره اش برای پیر وجوان این دیار تمثیلی از فتوت و دلاوری و البته مظلومیت است. وجود جهان پهلوان از همان کودکی با غم آکنده بود.

او امروز هم برای این مردم غمگین است برای همه آنچه باید داشته باشند و ندارند برای حق و حقوق زیر پا مانده مردم که مثل یخچال طبیعی زیر ریل راه آهن رفته پدرش نادیده گرفته شد.برای فرهنگی که هر روز بیراهه تر می رود. برای قهرمانان پوشالی و مسوولین بی کفایت ، برای فردای ایران و برای نسلی که شایسته بهترین هاست و ازکمترین ها نیز بی بهره مانده است غمگین است. آری ؛ دل جهان پهلوان هنوز هم پُر خون است

سید مهدی فاطمی

این پست توسط بخش سوژه روز مجله کولاک گردآوری شده است , امیدواریم از مطالعه مطلب

پنجاه سال در غم خاموشی جهان پهلوان؛ تختی نمی میرد!

استفاده کافی برده باشید، از شما دعوت می شود از مطالب مرتبط با این پست دیدن فرمایید .

مطالب مرتبط

مطالب جذاب از سراسر وب :

loading…


loading…


نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی