گفتگو با بازیگر سریال گمشدگان در کولاک ۱۵ مهر

 کولاک نیمه دوم مهر ماه با مصاحبه هایی از بهزاد فراهانی و روشنک گرامی بازیگر سریال گمشدگان منتشر شد. این مجله را می توانید هم اکنون از کیوسک های مطبوعاتی سراسر کشور تهیه نمایید.

در این پست از مجله اینترنتی کولاک مطلبی در مورد

گفتگو با بازیگر سریال گمشدگان در کولاک ۱۵ مهر

ارائه شده است ، در صورتی که محتوای این پست مورد توجه تان واقع شده است، می توانید برای مشاهده مطالب بیشتر در این موضوع به دسته بندی

کولاک

مجله اینترنتی کولاک مراجعه کنید .

گفتگوی کولاک با روشنک گرامی: در خانه تلویزیون ندارم!

گفتگو: عباسعلی اسکتی

روشنک گرامی، متولد سی و یک شهریور سال شصت و دو، تهران، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون است. در کارنامه او فیلم های سینمایی پر مخاطبی همچون «ملبورن»، «قاعده تصادف»، «آخرین بار کی سحر را دیدی؟»، «خانه دیگری» و «هلن» دیده می شود که قاعده تصادف با درخشش خیره کننده او موفق به کسب سیمرغ جشنواره فجر شده است. با روشنک گرامی که با سریال فاصله ها چهره شد و مدتی قبل سریال گمشدگان را به پایان رساند، چند روز قبل از تولدش گفتگویی پاییزی داشته ایم که با هم می خوانیم.

*از سریال «گمشدگان» شروع کنیم. بازی به عنوان نقش اول چه ویژگی هایی دارد؟

وقتی سریال فاصله ها را کار کردم، بعد از آن تصمیم گرفتم که دیگر سریال بازی نکنم، ولی این سریال را به خاطر مختصاتی که داشت، دوست داشتم کار کنم. برای این که رضا کریمی خیلی کارگردان خوبی است و من فیلم های سینمایی اش را دوست داشتم و فکر کردم سریالی که کار می کنیم، مطمئنا شبیه سریال های دیگر تلویزیون که فقط سرگرم کننده هستند، نخواهد بود. البته فکر می کنم تلویزیون دارد به سمتی می رود که کمی سریال هایش بهتر شود.

*پس شما هم قبول دارید تلویزیون با ریزش مخاطب مواجه شده است؟

نمی دانم! چون خودم تلویزیون نگاه نمی کنم و اصلا در خانه تلویزیون ندارم!

*باندبازی چقدر در سینما و تلویزیون وجود دارد؟

فکر می کنم الان کمتر شده است، البته من خیلی نمی دانم. من در خانه می نشینم و از جایی خبر ندارم. به من زنگ می زنند، فیلمنامه را می خوانم، فیلم خوب باشد می روم، دوست نداشته باشم نمی روم. با کسی در ارتباط نیستم که بدانم این داستان باندبازی واقعیت دارد یا نه، ولی یادم نیست برای من پیش آمده باشد و با چیزی که شبیه باندبازی باشد مواجه شده باشم و به من ضرر زده باشد، برای همین نمی دانم این باندبازی که شما می گویید وجود دارد یا نه.

*در سینما یا تلویزیون دوست صمیمی دارید؟

دوستان من سینمایی نیستند. دوستان زیادی هم ندارم. اساسا دو، سه تا دوست دارم که یکی از آنان در گمشدگان بازی کرد، لادن کامیاب که دوست صمیمی من است، ولی اساسا خیلی اهل معاشرت و رفت و آمد نیستم.

*دوست دارید با چه هنرپیشه ای همبازی شوید؟

الان کسی یادم نیست. دوست داشتم با پرویز پورحسینی کار کنم که کرده ام. با رویا نونهالی هم کار کرده ام که خیلی تجربه خوبی بود و دوست دارم تکرار شود.

*متاهل شدن برای بازیگرها سخت تر است؟

من هیچ وقت متاهل نبوده ام که بدانم سخت تر است یا نه، اما اگر همسرت در یک حرفه دیگر باشد و مشخصات این حرفه را نداند، احتمالا سخت خواهد بود. فعلا به ازدواج فکر نمی کنم و اینکه می گویند قصد ازدواج دارید، آدم قصد نمی کند و ازدواج چیزی است که پیش می آید. الان می گویم که دوست ندارم ازدواج کنم.

*لباس پوشیدنتان جالب است، این برای جلب توجه بیشتر است یا سلیقه؟

سلیقه، اصلا نمی خواهم آدم ها خیلی به من توجه کنند و از آن می ترسم. از بچگی هم همین طوری بوده و وقتی بیرون می رفتم، سرم را می انداختم پایین، چون فکر می کردم که خیلی دختر زشتی هستم!

*این لباس پوشیدن مخصوصا در اکران فیلم لاک قرمز خیلی جلب توجه کرد.

اصلا لباسم لباس عجیب غریبی نبود، یک اورکت بلند دخترانه بود. من با یک لباس معمولی از تمرین رفتم آنجا و بعد از آنجا هم برگشتم تمرین. شاید اولین بار که خیلی شلوغ شد برای اکران جشنواره ملبورن بود، چون من خیلی سرمایی هستم و از این شال های افغانی پوشیده بودم. این شکلی هستم که اهل مانتو روسری نیستم، چیزی که متفاوت باشد می پوشم، مانتو روسری مال خانم هاست و من هنوز فکر می کنم آنقدر خانم نشده ام. این که آدم ها می گویند به من می آید، به خاطر خودم است که فکر می کنم هنوز بزرگ نشده ام. فکر می کنم هفده سال بیشتر ندارم، چون بیش از هفده سال زندگی کردنکرده ام، هفده سال خیلی زیاد است، لباس پوشیدن من خیلی طول نمی کشد که به قول شما لباس جنجالی بخواهم بپوشم، همان لباس هایی است که دارم، از طرز فکر من می آید و چیزی است که در کمد من وجود دارد. در اکران لاک قرمز معمولی ترین لباسی که می شد را پوشیده بودم.

*حاشیه را دوست ندارید یا حاشیه از شما خوشش نمی آید؟

حاشیه که منتظر است تا یکی را پیدا کند و سراغش برود، اما من اصلا دوست ندارم، حتی سرم را خیلی بالا نمی کنم که آدم ها را نگاه کنم و خیلی وقت ها شده دوستانم از کنارم رد شده اند یا در جشنواره، آدم ها فکر کرده اند قصد بی احترامی داشته ام، ولی نمی بینم و در دنیای خودم هستم، چون خجالتی ام و آدم های خجالتی خیلی دوست ندارند کسی به آنان نگاه کند، برای همین متناقض است با چیزی که شما می گویید که لباس اینجوری می پوشید که جلب توجه کنید. وقتی نگاهت می کنند قضاوتت می کنند، برای همین دوست ندارم نگاهم کنند که بعد قضاوتم کنند.

*تلویزیون ندارید، اهل سینما رفتن هم نیستید؟

بیشتر فیلم ها را در جشنواره فجر می بینم چون می ترسم توقیف شوند و بعد نبینم.

*در اینستاگرام، فن پیج های زیادی دارید و کلی محبوب هستید، چقدر فعال هستید؟

همین پیجى که دارم به ندرت سر مى زنم. خیلى علاقه مند به تکنولوژى و فضاهاى مجازى نیستم. براى خودم هم عجیب بود این همه فن پیج. دوستانى که این پیج ها را درست کرده اند به من خیلى لطف دارند و باید از آنان تشکر کنم و البته عذرخواهى که بیشتر اوقات نمى توانم جواب کامنت ها و مسیج هایشان را بدهم و این به این دلیل است که واقعا آنقدر آدم در شبانه روز مشغله دارد که فرصت کم است براى سر زدن به فضاى مجازى، ولى من سعى کرده ام همیشه پست هایشان را لایک کنم و خودم طرفدار آنان هستم.

*بازیگر و کارگردان محبوب خارجی شما؟

من «مریل استریپ» را خیلی دوست دارم، «تام هنکس» را هم همین طور. کارگردان های زیادی را هم دوست دارم که خیلی متفاوت هستند با هم. من «آنتونیونی» را خیلی دوست دارم، «تیم برتون» را هم دوست دارم که هیچ ربطی به قبلی ندارد. «دیوید لینچ» و « امیر کاستاریکا» را هم خیلی دوست دارم. اینها هر فیلمی بسازند، من خیلی دوست دارم. عاشق «وز اندرسون» هستم، همه ى فیلم هایش حتى آنهایى که خیلى معروف نیست را دیدم و حالم عجیب غریب خوب است با آنها و خیلی تعصب دارم رویشان!

*کتاب و فیلم خوبی که این اواخر دیده و خوانده اید معرفی می کنید؟

عامه پسند «بوکوفسکی» را دوست دارم؛ از آن کتاب هایی است که هر چند وقت یک بار می خوانم. میرا که فکر می کنم چاپ آن متوقف شده مال کرستوقر فرانک که مترجم آن لیلی گلستان است و فیلم «آنا کارنینا» ساخته «جو رایت» فیلمی است که پیشنهاد می دهم، چون فکر می کنم هر نوع سلیقه ای دوستش خواهند داشت و انیمیشن آقای فاکس شگفت انگیز «وز اندرسون» را پیشنهاد می کنم.

*حرف پایانی؟

نمی دانم چطور از آقای کریمی تشکر کنم و بگویم که چقدر خوشحالم که با ایشان کار کرده ام. ما نزدیک شش ماه با هم حرف زده ایم و فکر می کنم شش ماه دیگر حرف داریم تا به هم بزنیم. خیلی ذهن های ما نزدیک است و دوست دارم همیشه با ایشان کار کنم. نه اینکه فقط در فیلم هایشان بازی کنم، کنارشان باشم، چون از ایشان یاد می گیرم، هم کار کردن و هم انسان بودن را یاد می گیرم. آدمی هستند که انگار همه خصوصیات خوب را در خودشان جمع کرده اند و باز هم می گویم خیلی خوشحالم با آقای کریمی کار کرده ام.

 

این پست توسط بخش کولاک مجله کولاک گردآوری شده است , امیدواریم از مطالعه مطلب

گفتگو با بازیگر سریال گمشدگان در کولاک ۱۵ مهر

استفاده کافی برده باشید، از شما دعوت می شود از مطالب مرتبط با این پست دیدن فرمایید .

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *