چهره هاسلبریتی ایرانی

مدل مانتو تابستانه جدید رنگی و خفن پریناز ایزدیار + استایل لاکچری

مدل مانتو تابستانه جدید / پریناز ایزدیار با منتشر کردن عکس جدیدی از خود همراه با استایل متفاوت و مانتو شیک تابستانه رنگی رنگی خود صفحه شخصی خود را بروز کرد. پریناز ایزدیار متولد ۸ شهریور ۱۳۶۴ در بابل بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون و دارای تحصیلات لیسانس گرافیک می باشد. با سایت کولاک همراه باشید و از اخبار سلبریتی ها مطلع شوید.

مدل مانتو تابستانه جدید رنگی و خفن پریناز ایزدیار

مدل مانتو تابستانه جدید دیدنی از پریناز ایزدیار مناسب  سال ۹۹

خانوادهٔ او موافق تحصیل او در رشتهٔ بازیگری نبودند به خاطر همین در دبیرستان مجبور شد که رشتهٔ تجربی را انتخاب کند ولی سپس در دوران پیش دانشگاهی به رشتهٔ هنر تغییر رشته داد. پدر ایشان یکی از مخالف های سر سخت رشتهٔ وی بود و مایل بود که او رشتهٔ وکالت بخواند ولی برعکس مادرش خیلی مایل بود که او رشتهٔ بازیگری را ادامه دهد.

مدل مانتو تابستانه جدید رنگی و خفن پریناز ایزدیار

عکس جدید و دیده نشده از پریناز ایزدیار 

در سال ۱۳۸۵ برای بازی در فیلم سینمایی یک مرد، یک شهر تست بازیگری داد و قبول شد. وی با ایفای نقش در تله فیلم «ماه در سایه» (۱۳۸۸) به کارگردانی سعید ابراهیمی فر، قدم به عرصه ی تلویزیون گذاشت. ایزدیار در تله فیلمهای زیادی بازی کرد و با کارگردان هایی همچون فرزاد موتمن، مسعود آب پرور و علیرضا امینی کار کرد. پنج کیلومتر تا بهشت، اولین سریال او بود که در ماه رمضان پخش شد.

مدل مانتو تابستانه جدید رنگی و خفن پریناز ایزدیار

تصاویر آتلیه ای پریناز ایزدیار همراه استایل های خفن و لاکچری اش

وی در این سریال موفقیت زیادی کسب کرد. او همچنین در فیلم ورود آقایان ممنوع در چند سکانس بازی کرد ولی نسبت به بازی در سریال پنج کیلومتر تا بهشت موفقیت چشمگیری کسب نکرد.در دوران کودکی به شدت شیطان بودم. اغلب اوقات خرابکاری می کردم و روی در و دیوار نقاشی می کشیدم و اصولا کوچه را برای بازی انتخاب می کردم تا به خانه آوردن من، امری مشکل برای خانواده محسوب شود. چون تمام مدت، در حال حرکت بودم و به همراه برادرم فوتبال بازی می کردم. به یاد دارم، در آن زمان، مادرم اجازه نمی داد که ظهرها بیرون بروم و با بچه ها بازی کنم و من را مجبور می کرد که بخوابم، اما متاسفانه هر چه سعی می کردم، خوابم نمی برد، به همین دلیل برای آن که، آن ساعات طی شود، آن قدر از زیر در با دوستانم صحبت می کردم، تا یکی از اعضای خانواده بیدار شود و به من مجوز بیرون رفتن را بدهد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا