سریالسریال خارجی

سریال ترکی بچه | خلاصه داستان ، اسامی و بیوگرافی بازیگران سریال بچه Cocuk + معرفی نقش ها

بیوگرافی بازیگران سریال ترکی بچه به همراه معرفی نقش ها در سریال همچنین معرفی بازیگران سریال بچه Cocuk همچنین اطلاعاتی از این سریال ترکی در اینجا. سریال ترکی بچه یک داستانی است که بیش از حد یک عنصر دراماتیک را نشان میدهد. میتوان گفت ژانر اصلی آن درام و اجتماعی است. در این مجموعه چهار رابطه مادر فرزندی وجود دارد و بسیار زیاد عواطف مادری را نشان میدهد. برخی از رسانه های تخصصی هنری ترکیه از سریال ترکی بچه تمجید کرده اند. ” بچه Cocuk ” یکی از سریال های ترکیه در سال ۲۰۱۹ است. این سریال از شبکه استار ترکیه پخش می شد. داستان سریال درباره “آکچا” است که دختر یک مادر روسپی است. او در این سریال با ماجراهای زیادی روبه رو می شود.

سریال ترکی بچه
سریال ترکی بچه

خلاصه داستان سریال ترکی بچه

بالاخره بعد از کش و قوس های بسیار این سریال به اسم بچه Cocukمنتشر شد. در این سریال ۴ زن مختلف هستند که مورد آزمایش قرار میگیرند. در این میان یک کودک بی گناه قرار دارد که در میان یک راز تاریک قرار میگیرد. دروغ هایی که جایگزین عشق و حقیقت میشوند این سریال را زیبا کرده است. در این فیلم شعله در ازدواجش به مشکل خورده بود و بچه دار نمیشد، مادر شوهر شعله یعنی عایشه برای کمک به او و خودش پسری به اسم افه را از دختری تنگ دست به عنوان فرزند خودشون میگیرند ولی همسر شعله از این موضوع بی اطلاع است. همه چیز خوب پیش میرفت که شعله به یکباره بچه دار میشود و علاقش نسبت به بچه ایی که به عنوان فرزند قبول کرده بود کمتر میشود، او دنبال راهی میگردد تا از شر این بچه خلاص شود.

اسامی بازیگران سریال بچه

نازان کسال ، سرهات طومن ، سیدا عطش ، کنان آکار ، مروه ğıağıran ، نییمت İyigün ، اسماعیل هاکوغلو ، مکتب امین گونی ، اکدی کورونان ، آیلین ارس ، در سریال ترکی بچه به ایفای نقش پرداخته اند.

معرفی نقش ها

Nazan Kesal در نقش Asiye Karasu
Ismail Hacioglu در نقش Hasan Çetin
Serhat Teoman در نقش Ali Kemal Karasu
Merve Çagiran در نقش Akça Yilmaz
Ceyda Ates در نقش Sule Karasu
Kenan Acar در نقش Murat Karasu
Nimet Iyigün در نقش Emine Yilmaz
Mehmet Emin Güney در نقش Efe Karasu
Muhammed Furkan Erkan
Emre Yetek
Hüseyin Hastarla
Oktay Korunan در نقش Osman Sahin

معرفی شخصیت افه و شعله

مادر و پدر این بچه نیز به این خانواده مربوط میشوند، برای این که داستان به طور  کامل اسپیول نشود بقیه ی ماجرا را در سریال ببینید.

آکچا مادر افه است. آکچا در این سریال یک زن خونسرد و زیبا است. او در باطن بسیار به بچه خودش علاقه دارد و علارقم میل باطنی مجبور میشود خودش را از او جدا کند. افه یک پسر بچه بسیار وفادار و مهربان است و همیشه در پی خوش حال کردن نامادری خودش است.

معرفی شخصیت آکچا

در حقیقت در مجموعه بچه شما جلوی شخصیت آکچا Akça هستید. آکچا از مردی که دوستش داشت نا امید شده بود، بنابراین برای محافظت از فرزند خودش در برابر پدرش، درمان فرزند خواندگی را قبول میکند. در اوایل خیلی افه را دوست داشتن و عاشق او بودند، اما بعد از مدتی او از چشم نامادری خودش می افتد و کم کم آکچا از این موضوع خبردار میشود. اون زنی است که سعی میکرد از زندگی گذشته خودش خارج شود و همه چیز را فراموش کند. او پنج سال را با سختی گذراند و در ایزوله زندگی کرد. آکچا تبدیل به یک زن قدرتمند شده بود ولی گذشته آکچا او را فراموش نمیکرد…

 

سریال ترکی بچه

بیوگرافی نازان کسال

نازان کسال بازیگر بسیار معروف و پرکار ترکیه ای است که به خصوص با بازی در نقش فضیلت خانم در سریال “فضیلت خانم و دخترانش” و همچنین نقش سوگی در سریال “عشق و جزا” به شهرت بسیار زیادی رسیده است. این بازیگر در ۲۸ مارس سال ۱۹۶۹ در شهر مانیسا – ترکیه به دنیا آمد. وی تحصیلات ابتدایی و دبیرستان خود را نیز در همین شهر گذرانده است. سپس به دانشگاه دوکوز ایلول پیوست و در سال ۱۹۹۱ در رشته بازیگری دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد. سپس به گزارش پرشین وی کارشناسی ارشد خود را در رشته سینما و تلویزیون در دانشگاه بیکنت سپری کرد. پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه وی چند کار در تلویزیون انجام داد و سپس بین سال های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۴ در تئاتر دولتی دیاربکر به بازیگری و همچنین به کارگردانی پرداخت. در سال ۲۰۰۴ در تئاتر دولتی بورسا مشغول به کار شد و همچنین در برخی از گروه های خصوصی نظیر تئاتر خانه هنر آنکارا، تئاتر آینه ، تئاتر استامبول و مرکز هنری دیاربکر کار کرده است.

نازان تاکنون در پروژه های زیاد تئاتر و سینمایی از جمله “برادر من” (Kardeşim Benim)، “دلیبال” (Delibal) حضور داشته است. حضور او در سریال های تلویزیونی نیز بسیار گسترده است. اولین سریالی که وی بازی کرد سریال “سوپر بابا” در سال ۱۹۹۳ بود. از سریال های بسیار برجسته او می توان به “کودکان بهشت” (Cennetin Cocuklari) محصول سال ۲۰۰۸، “عشق و جزا” (Ask ve Ceza) محصول سال ۲۰۱۰ ، “مادران و مادرها” (Analar ve Anneler) محصول سال ۲۰۱۵ و همچنین سریال بسیار محبوب و پرطرفدار “فضیلت خانم و دخترانش” (Fazilet Hanim ve Kizlari) محصول سال ۲۰۱۷ اشاره کرد.

نازان کسال سریال ترکی بچه

بیوگرافی سرهات تئومن

سرهات تئومن متولد ۴ ژوئن سال ۱۹۸۳ از ازمیر ترکیه است. او فارق التحصیل رشته هنر و بازیگری است و بازیگری را بصورت حرفه ای در سال ۲۰۰۳ شروع کرد. سرهات تئومن با بازی در نقش بوراک در سریال کوزی و گونی بیشتر شناخته شد. سرهات تئومن تاکنون در فیلم های مختلفی بازی کرده است که می توان به بازی در سریال Kursun Yarası ، سریال Kanlı Dugun ، سریال کوزی و گونی ، سریال Bugunun Saraylısı ، سریال Kacın Kurası ، سریال Anne و فیلم سینمایی ترکی به نام mahalle به ایفای نقش پرداخته است.

سرهات تئومن در سریال ترکی بچه

بیوگرافی مروه چائیران

مروه چائیران از بازیگران جوان و تازه چهره شده ترکیه است. این بازیگر ۲۷ ساله در ۱ ژانویه سال ۱۹۹۲ به دنیا آمده است. سریال های “عشق حرف حالیش نمیشه” و “ضربان قلب” از معروف ترین سریال هایی هستند که چائیران در آن ایفای نقش کرده است. این بازیگر از سال ۲۰۱۰ بازیگری را آغاز کرده و در ۱۳ سریال ترکیه ای نیز حضور داشته است.

مروه چائیران در سریال ترکی بچه

شما می توانید در ادامه این مطلب خلاصه داستان قسمت های مختلف سریال ترکی بچه را مطالعه کنید، با ما همراه باشید.


قسمت ۴ سریال ترکی بچه

چند مرد، داخل رستوران رفته و همه جا را به دنبال آکچا می‌گردند. افه، با ترس به اتاقک کوچکی رفته و در آنجا پنهان می شود. آن افراد، کارت ملی آکچا را در اتاق او پیدا کرده و وقتی مطمئن می شوند که آکچا در آنجا ساکن است، به گشتن خود ادامه می‌دهند. آکچا یاد افه افتاده و با دلهره، دوباره به سمت رستوران می آید. او از پنجره متوجه افه می شود و قبل از اینکه آن افراد درب اتاق را بشکنند، افه را از پنجره فراری داده و در طبقه پایین رستوران پنهان می شوند. همان لحظه، عمو صالح، صاحب رستوران به آنجا می آید. وقتی که آن افراد مشغول صحبت و خبرگیری از عمو صالح هستند، آکچا و افه به سمت ماشینی که علی کمال برای آکچا آورده بود می روند، و سریع سوار می شوند. افرادی که به دنبال آکچا بودند، متوجه شده و او را تعقیب میکنند. در جاده، پلیس بخاطر شک کردن به ماشین آکچا، او را نگه میدارد. آکچا را بخاطر نداشتن مدارک ماشین و کارت شناسایی و همچنین نسبتش با افه، به کلانتری می برند.

علی کمال به کلانتری رفته و بعد از حل قضیه، آکچا را بیرون می آورد و از او معذرت خواهی میکند. او وقتی متوجه تعقیب آکچا توسط افرادی می شود، قصد کمک به آکچا را دارد، اما آکچا با کلافگی از او میخواهد که کاری با او نداشته باشد و دیگر سر راه او سبز نشود. آسیه به اتاق خودش رفته و به عکسی نگاه میکند. او سپس پیش عثمان که در حال بردن وسایل به خانه خودشان است، می رود و از او میخواهد که وسایل را برگرداند. سپس به او میگوید که او را پیش ملک ببرد. آکچا در پارک مشغول چرت زدن است. عمو صالح با تهدید افراد حسن، به آکچا زنگ زده و به دروغ میگوید که آنها رفته اند و او میتواند برگردد. آکچا به هوای برداشتن وسایل خود به رستوران می رود. افراد حسن، عمو صالح را بیرون می برند تا آکچا با حسن تنها باشد. آکچا با دیدن حسن شوکه می شود. در خانه ملک، آسیه که متوجه درست بودن حرفهای ملک در مورد شعله شده است، با شرمندگی و ناراحتی، قصد درد و دل با ملک و عثمان را دارد. او تعریف میکند که زمانی که با مردی به نام علی در ارتباط بوده و از او باردار شده بود، و هنگامی که در حال فرار از خانواده بودند، تصادف کرده و علی میمیرد. آسیه مجبور می شود بچه را بعد از به دنیا آمدن، در پرورشگاه بگذارد، اما دورادور پیگیر وضعیت او بوده است.

بچه، که حسن نام دارد، بخاطر شرایط بد پرورشگاه و تربیت نادرست، خلافکار شده و مدام دردسر درست کرده است. او عاشق آکچا می شود و آکچا از او باردار می شود. حسن به زندان می افتد و آکچا که میداند حسن آدم درستی نیست، برای نجات بچه از دست او، افه را به خانواده آنها سپرده است. آسیه میگوید که افه، در واقع نوه اوست، و او که متوجه بچه دار نشدن شعله و علی کمال شده بود، افه را به شعله داده بود. حسن به آکچا می‌گوید که فردا باید با یکدیگر عقد کنند. آکچا به شدت عصبانی شده و سریع از خانه فرار میکند.او که هیچ پناهی ندارد، به سمت خانه علی کمال می رود. افه به اتاق بوراک رفته تا با او بازی کند. او از پنجره، اسباب بازی بوراک را که بخاطر پرت کردن شعله از درخت آویزان شده بود، میبیند. سپس روی صندلی می رود تا آن را بردارد، که ناگهان از نرده ها آویزان می شود. همان لحظه، شعله به اتاق می آید اما برای کمک به نجات افه، تردید دارد. آکچا که از پنجره این صحنه را میبیند، قصد دارد جلو برود، اما همان لحظه افه از نرده ها پایین می افتد.

قسمت ۳ سریال ترکی بچه

آسیه با عصبانیت به اتاق شعله می رود و میگوید که میداند او به عمد این کار را کرده و اگر تا شب، افه پیدا نشود، زندگی او را نابود خواهد کرد. افه در پارک ، سرگردان است و دنبال مادرش میگردد. مردی که در حال پول زور گرفتن از کودکان دیگر است و حالت موجهی ندارد، افه را میبیند و سراغ او می رود. او وقتی می‌فهمد که افه گم شده است، آدرس را از جیب او پیدا کرده و افه را به رستوران می برد. آکچا با دیدن افه متعجب می شود. افه میگوید که این زن مادر او نیست، اما آکچا که به آن مرد اعتمادی ندارد، افه را به او پس نمیدهد و به زور او را راهی میکند. شب در خانه، همگی با ناراحتی و نگرانی منتظر خبری از پلیس هستند. کمی بعد، افه به خانه می آید.همه شوکه و خوشحال می شوند. شعله، افه را بغل کرده و گریه میکند. آسیه و علی کمال نیز با مهربانی با او برخورد می‌کنند. آکچا که افه را به خانه آورده است، از دور به رابطه صمیمی آنها نگاه میکند و خیالش راحت می شود. او قصد رفتن دارد که در حیاط، ملک سراغ او آمده و میگوید که شعله واقعا افه را دوست ندارد و نقش بازی میکند. آکچا حرفهای ملک را باور ندارد و از او میخواهد که دیگر سراغش نرود.

همان لحظه، علی کمال از خانه بیرون می آید تا از آکچا تشکر کند. همگی بیرون آمده و آسیه با دیدن آکچا، شوکه می شود. او یاد روزی می افتد که آکچا را در محله اش در حال درد کشیدن دیده بود و برای کمک به او، آکچا را به بیمارستان و برای سونوگرافی برده بود. او از حرفهای آکچا با دکتر شنیده بود که او بچه را نمیخواهد و تصمیم دارد به فرزندخواندگی بسپارد. هنگامی که اکچای قصد رفتن دارد، ماشین او که قدیمی است، روشن نمی شود. علی کمال او را به رستوران می رساند. آسیه، با عصبانیت پیش ملک آمده و او را مسبب آمدن آکچا به آنجا می داند. آنها با یکدیگر بحث میکنند و آسیه، ملک را از خانه بیرون و از کار اخراج می‌کند. شب، علی کمال دوباره پیش افه می‌خوابد. او سعی دارد از زبان افه بفهمد که چرا شعله در مراقب از او کوتاهی کرده است، اما افه چیزی بروز نمی‌دهد. روز بعد، علی کمال به همراه افه به رستوران آکچا می روند. آکچا از دیدن آنها شوکه می شود.

آنها یک ماشین جدید و خوب به جای ماشین قبلی برای آکچا هدیه آورده اند، اما آکچا ان را قبول نمیکند.علی کمال سفارش غذا میدهد. کمی بعد، یک مسأله کاری مهم برای علی کمال پیش می آید. او افه را برای مدت کوتاهی دست آکچا میسپارد تا برگردد‌ . آکچا از این وضعیت کلافه می شود. افه کمی با آکچا حرف می زند. سپس از او درخواست بستنی میکند. آکچا درب مغازه را قفل میکند تا برای دقایقی برای خرید بستی بیرون برود. بعد از بیرون آمدن آکچا از رستوران، چند نفر به رستوران حمله کرده و با دادو بیداد سراغ آکچا را میگیرند. آکچا از دور این صحنه را دیده و پنهان می شود.

قسمت 3 سریال ترکی بچه

قسمت ۲ سریال ترکی بچه

آسیه، بعد از بحث با شعله، او را مجبور می‌کند تا خون افه را از روی زمین پاک کند. سپس به اتاق افه می رود. علی کمال کنار افه خوابیده است. آسیه به او گوشزد میکند که تحت هیچ شرایطی، تختش را از همسرش جدا نکند. علی کمال به مادرش میگوید که او مانند پدرش نخواهد بود و با این مسائل، اقدام به ترک خانه نمیکند. او میخواهد شب را پیش افه باشد تا افه نیز آرام شود. صبح، ملک و عثمان، افه را به بهانه بردن به مدرسه از خانه می برند. ملک با مادر واقعی افه در پارک قرار گذاشته است‌. عثمان با این نقشه او مخالف است، اما ملک از برخوردهای بد شعله با افه به ستوه آمده است و داستان این ماجرا را حق مادر افه میداند. در خانه، شعله با تغییر رفتار خود و مهربانی، اعلام میکند که قصد رفتن به دکتر را دارد و علی کمال او را به مطب دکتر می رساند. در پارک، افه مشغول بازی است که مادر او از راه می رسد. ملک به او میگوید که زمان تحویل بچه، به او ضمانت داده بود که از بچه به خوبی نگهداری می شود، اما حالا با به دنیا آمدن بچه دوم خانواده، مادر او با بچه بدرفتاری میکند.

مادر افه، آکچا، از این مسأله کلافه شده و میگوید که دیگر ارتباطی با بچه ندارد و از ملک میخواهد که دیگر با او تماس نگیرد. او میگوید که توانایی‌ نگهداری از بچه را در یک اتاق کوچک و بی امکانات ندارد. هنگامی که او میخواهد برود، ملک به عمد افه را صدا میزند تا آکچا او را ببیند. آکچا جلوی احساسات خودش را گرفته و بی اهمیت به افه، می رود. ملک و عثمان، ماشین او را تعقیب کرده و به یک رستوران کوچک در پایین شهر می رسند.انها متوجه می شوند که آکچا در آنجا کار و زندگی میکند. ملک محض احتیاط، آدرس او را یادداشت میکند. در رستوران، آکچا با زنی که آنجا کار میکند، بخاطر اینکه شماره اش را به ملک داده است بحث میکند. او سپس به اتاقش رفته و با دیدن عکس سونوگرافی افه، گریه اش میگیرد. آن زن دم اتاق آکچا آمده و به او میگوید که حسن امروز از زندان آزاد می شود. آکچا با شنیدن این خبر عصبی می شود. در خانه، شعله با افه خوش رفتاری میکند. او قرص های خودش را می خورد، اما سپس پنهانی به دستشویی رفته و قرص ها را به زور بالا می آورد. ملک متوجه این قضیه می شود.

صبح روز بعد،شعله میگوید که قصد دارد با افه برای تفریح بیرون برود. آسیه و علی کمال از این قضیه خوشحال می شوند، اما ملک که به شعله اعتماد ندارد، نسبت به این ماجرا مشکوک است. او سعی دارد آنها را همراهی کند، اما شعله اجازه نمیدهد. ملک پنهانی در جیب شلوار افه، آدرس رستوران آکچا را میگذارد. هنگامی که شعله و افه بیرون می روند، شعله به عمد دست افه را رها کرده و او را ترک میکند. افه با نگرانی دنبال مادرش میگردد. شعله با عذاب وجدان سوار ماشین شده و می رود. او با علی کمال تماس گرفته و خبر گم شدن افه را میدهد. ملک که از ابتدا به شعله شک داشت، به آسیه میگوید که مطمئن است شعله به عمد این کار را کرده است.

سریال ترکی بچه قسمت 1

قسمت ۱ سریال ترکی بچه

شعله به همراه افه، بیرون رفته اند. در میان جمعیت و شلوغی، شعله به عمد دست افه را رها کرده و از او فاصله می‌گیرد. کمی بعد، افه دنبال مادرش می‌گردد، اما او را پیدا نمیکند. شعله از دور، با عذاب وجدان به این صحنه نگاه کرده و می رود. دو روز قبل، شعله و علی کمال را از مدرسه افه، بخاطر دعوای او با همکلاسی اش می‌خواهند. شعله بخاطر این قضیه از افه عصبانی است. هنگام برگشت در راه خانه، علی کمال بخاطر آشفتگی شعله بابت افه، با او بحث کرده و سپس به او کارت یک روانپزشک را میدهد، و میگوید که به احتمال زیاد او افسردگی‌ بعد از زایمان گرفته و برای همین از وقتی که بوراک به دنیا آمده، به افه اهمیت نمی‌دهد. شعله عصبی است اما همچنان چیزی نمی‌گوید. افه با ناراحتی به آنها نگاه میکند. در خانه، آسیه خانم، مادر شوهر شعله، منتظر آمدن آنهاست. او سپس به اتاق پیش شعله می‌رود و از او میخواهد که طبق پیشنهاد علی کمال، پیش روانپزشک برود. شعله با عصبانیت میگوید که او حرفی با روانپزشک ندارد، زیرا افه پسر واقعی او نیست و نمی‌تواند این قضیه را به کسی بگوید، زیرا آسیه او را تهدید کرده بود که اگر افه را بزرگ نکند، زندگی او را به هم ریخته و برای علی کمال زن دیگری میگیرد.

آسیه از حرفهای شعله کلافه می شود و میگوید که شعله به خواست خودش افه را برای نگهداری قبول کرده بود، زیرا در غیر اینصورت، علی کمال او را طلاق میداد. آسیه از اتاق بیرون آمده و یاد روزی می افتد که عثمان و ملک، خدمتکاران خانه، بچه را به او داده و گفته بودند که مادر بچه او را نمیخواهد، و آسیه از شعله خواسته بود تا بچه را بگیرد. شعله قبول نکرده اما آسیه با تهدید غیر مستقیم، او را وادار به این کار کرده بود. این راز را کسی جز این چهار نفر نمی‌داند. شعله مدام باعث ناراحت کردن افه می شود و به او بی توجهی میکند. ملک وقتی این وضعیت را میبیند، به عثمان میگوید که عذاب وجدان دارد، زیرا به مادر بچه قول داده بود تا او هرگز اذیت نشود. آسیه حرفهای ملک را شنیده و داخل آشپزخانه می آید. او به ملک میگوید که تا به این لحظه شعله برای افه مادری کرده است و چیزی برای او کم و کسر نگذاشته اند، و شعله نیز بعد از مدتی خوب خواهد شد.

ملک مجبور به سکوت می شود. مراد، برادر کوچکتر علی کمال، وقتی متوجه بد رفتاری های شعله با افه می شود، عصبی می شود اما آسیه میگوید که او به زودی به دکتر خواهد رفت و خوب می شود. نیمه شب، بوراک که نوزاد است، بیدار شده و گریه میکند. افه بیدار است و سعی دارد او را آرام کند. شعله سراغ بچه می آید و وقتی افه را بالای سر بوراک می بیند، با تصور اینکه او به نوزاد آسیبی می زند، افه را هول میدهد و سر او به میز خورده و زخمی می شود. علی کمال از این قضیه به شدت عصبانی شده و با شعله دعوا میکند و از او میخواهد هرچه سریع تر مشکلش را حل کند، وگرنه دیگر در زندگی او جایی نخواهد داشت.سپس آسیه پیش شعله می آید و با او دعوا میکند.او به شعله میفهماند که حتی اگر همه از این خانه رفتنی باشند، جای افه در این خانه و خانواده خواهد بود.


برای دیدن مطالب بیشتر به لینک های سریال ترکیه ای ، سریال های در حال پخش ترکیه و سریال ترکی جدید مراجعه کنید.

[تعداد: ۱۱   میانگین: ۳.۵/۵]
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن