اخبار داغ

کمر مردم ایران زیر بار تحریم خم شده است

گزارش آسوشیتدپرس از آثار تحریم بر معیشت ایرانیان

مجله اینترنتی کولاک، ترجمه: پرویز فغفوری آذر

همین‌طور که امریکا تحریم‌های خود علیه ایران را روی هم انبار می‌کند، فشار این تحریم‌ها روی قشر متوسط و فقیر ایران صدای شکستن استخوان‌های آنها را درآورده است.

بعضی‌ از آنها با یک کلاه در دست به بهانه‌های مختلف در مترو گدایی می‌کنند؛ مریض در بیمارستان دارم، پدر ندارم و خرج خانواده برعهده من است، شوهر ندارم و بچه‌هایم مریض هستند، از شهرستان آمده‌ام و پولی برای برگشتن ندارم و … برخی دیگر دستفروشی می‌کنند. از باتری AA و AAA گرفته تا قاب محافظ گوشی، کیف‌های زنانه و مردانه، کمربند، لباس زیر، جوراب و اسپینر. خلاصه هر کس به صورتی در حال کاسبی است اما هیچ‌کس از وضع موجود راضی نیست.

این روزها فشار اقتصادی ناشی از تحریم‌ها روی ۸۰ میلیون ایرانی به صورت کاملا محسوس تاثیر گذاشته است.

با آنها که گفتگو می‌کنی بسیاری ترامپ را به دلیل اتخاذ سیاست فشار حداکثری سرزنش می‌کنند. او با خروج از توافقتنامه موسوم به ۱+۵ علاوه بر تمدید تحریم‌های گذشته علیه ایران، تحریم‌های جدیدی علیه این کشور وضع کرد که اقتصاد بیمار ایران را تبدیل به یک مریض در حال احتضار کرده است.

طی هفته‌های اخیر،‌ ایران تهدید کرده که از توافقتنامه هسته‌ای خارج می‌شود مگر این که اتحادیه اروپا راهکاری برای از سر گیری تبادل مالی با این کشور پیدا کند. این کشور با ساقط کردن یک پهپاد تجسسی امریکا در پنجشنبه هفته گذشته تنش در خاورمیانه و منطقه خلیج فارس را به بالاترین حد ممکن رساند. طبق گفته ایرانی‌ها این پهپاد حریم هوایی ایران تجاوز کرده بود.

در مقابل این حرکت ایران، امریکایی‌ها ابتدا در نظر داشتند یک پاسخ نظامی فوری به ایران بدهند اما با لغو دستور حمله در آخرین دقایق، رئیس جمهوری امریکا قول داد موارد جدیدی را به تحریم‌های این کشور علیه ایران اضافه کند.

یکی از تیمچه‌های بازار تهران

اما اگر ترامپ و تحریم‌هایش پس از رسیدن به کاخ سفید را در نظر نگیریم، ‌بسیاری از ایرانیان حکومت خود را به خاطر ۴۰ سال ناتوانی در برقراری ارتباط با جهان و ضعف در حل مشکلات اقتصادی سرزنش می‌کنند.

شیوا کشاورز، یک حسابدار ۲۲ ساله که قرار است به زودی ازدواج کند، می‌گوید: «جنگ اقتصادی یک واقعیت است و مردم تحت فشار شدیدی قرار دارند.»

او افزود: «مسئولان رژیم مدام به ما می‌گویند که قوی باشید و تحریم‌ها را تحمل کنید اما واقعیت این است که کمر ما زیر تحریم‌ها شکسته و دیگر توانی برای مقابله با آنها نداریم. هم‌اکنون صدای شکستن استخوان‌هایمان را می‌شنویم.»

با ورود به صرافی‌های مختلف در سطح شهر تهران،‌ بهتر می‌توان حرف شیوا را فهمید. پس از توافقنامه هسته‌ای بین ایران و قدرت‌های اروپایی و امریکا هر دلار امریکا برابر با ۳۲هزار ریال ایران بود اما هم‌اکنون ارزش هر دلار امریکا معادل ۱۳۰ هزار ریال ایران است. با جو ملتهبی که طی اواخر سال ۲۰۱۷ و نیمه اول ۲۰۱۸ به راه افتاده بود،‌ هر دلار امریکا در ازای ۲۰۰ هزار ریال ایران نیز معامله می‌شد.

بازار تهران

بانک مرکزی و سازمان آمار ایران ماه‌هاست که نرخ تورم را اعلام نکرده‌اند اما براساس اعلام برخی مقامات رسمی نرخ بیکاری در ایران بیش از ۳۷درصد است. یعنی بیش از ۳ میلیون نفر یا ۱۲درصد از ایرانیانی که قابلیت کار دارند، بیکار هستند. این نرخ بیکاری در جوانان تحصیلکرده به دوبرابر هم می‌رسد.

کاهش ارزش پول ملی و تورم همه چیز را گران کرده و قدرت خرید مردم نیز به همین ترتیب کاهش یافته است؛ از میوه، سبزیجات تا برنج و نان، از لاستیک ماشین تا روغن موتور. در مسابقه تورم، قیمت خانه گوی سبقت را از بقیه ربوده و تا سه برابر هم افزایش داشته است. خرید خانه اکنون برای بسیاری از مردم ایران تبدیل به رویایی دست‌نیافتنی شده است. دردسر بزرگ‌تر این قضیه برای مستاجران ایرانی (در این مورد، به طور خاص تهران) است که بسیاری از آنها به دلیل این که کرایه‌خانه‌شان نسبت به سال قبل بیش از دو برابر افزایش یافته و توان پرداخت آن را ندارند، به شهرهای حاشیه تهران مهاجرت کرده‌اند در حالی که بسیاری از خانه‌های پایتخت ایران خالی مانده‌اند و مستاجری برای اجاره کردن آنها پیدا نمی‌شود. این مسئله،‌ یک مشکل جانبی هم به وجود آورده است. قیمت اجاره خانه در شهرهای جانبی تهران هم به طرز شگفت‌انگیزی رشد کرده و کارمندان و کارگرانی که مجبورند با حداقل حقوق مصوب دولت زندگی خود را بگذرانند در باتلاقی گرفتار شده‌اند که نه راه پیش دارند، ‌نه راه پس. تنها راهی که به ذهن اکثر آنها خطور کرده، اشتغال به کارهای دیگر در ساعات فراغت از کار اصلی و کوچک‌تر کردن سفره مواد خوراکی‌شان بوده چون راه دیگری برای پرداخت اجاره خانه ندارند.

در حال حاضر یک کارمند معمولی برای خرید یک گوشی تلفن همراه باید معادل دو ماه حقوق خود را پرداخت کند. غم‌انگیز اینجاست که همین کارمند برای خرید جدیدترین گوشی آیفون باید معادل ۱۰ ماه حقوق خود را پرداخت کند. همه اینها در حالی است که آیفون حتی یک نمایندگی رسمی هم در ایران ندارد و خریدار این گوشی پس از مواجهه با اولین مشکل، نمی‌داند باید با کدام تعمیرکار و کدام شرکت سروکله بزند.

پوریا حسنی، یکی از فروشندگان تلفن همراه در تهران،‌ می‌گوید: «از وقتی طرح رجیستری اجرا شده و وارد کردن تلفن همراه به کشور ممنوع شده، نمایندگی‌ها گوشی را با ارزی که به نرخ دولتی می‌گیرند وارد می‌کنند و سپس به قیمتی معادل ارز آزاد آن را می‌فروشند. یعنی حدود ۴ برابر قیمت واقعی هر گوشی. نمی‌توان از کسی انتظار داشت که گران بخرد و ارزان بفروشد. هیچ‌کس دلش نمی‌خواهد ضرر کند.»

حسین رستمی،‌ یک راننده تاکسی ۳۳ ساله، گفت: «طی ماه‌های گذشته تنها قیمت لنت ترمز ۵ برابر شده است. دلیل اصلی مشکلات ما بی‌لیاقتی مسئولان است.» او این حرف‌ها در حالی می‌زد که یک جوان سوار بر موتورسیکلت در کنار او به دنبال مسافر بود: «به عنوان نمونه بی‌لیاقتی مسئولان کشور، شما به همین موتورسیکلت نگاه کنید که ۴۰ سال است نتوانسته‌اند برای سامان‌دهی به عملکرد آنها، اجبار راننده‌هایشان به استفاده از کلاه ایمنی و محدود کردن تعداد مسافرانی که می‌توانند سوار کنند، حرکتی انجام دهند. همه اینها در حالی است که کشور ما سرشار از ثروت و منابع غنی زیرزمینی است.»

ایران در بین دارندگان ذخایر گازی جهان، پس ار روسیه در رتبه دوم قرار دارد و میان دارندگان بیشترین ذخایر نفتی، ‌چهارمین کشور است.

اما طی تحریم‌های یکی دو سال اخیر، فروش نفت خام ایران در بازار جهانی متوقف شده و امریکا تهدید کرده هر شرکت یا کشوری که نفت ایران را بخرد تحریم خواهد شد. درآمد سالانه حاصل از فروش نفت ایران حدود ۸۰ میلیارد دلار بود که با کاهش فروش نفت، این کشور ناچار از کاهش بودجه برنامه‌های رفاهی و اجتماعی شده است. اما درمورد کاهش بودجه برنامه‌های نظامی این کشور حرف و حدیث زیادی وجود دارد.

مقداری از درآمد ایران حاصل از مالیات کسب شده از مشاغل و فروش محصولات پتروشیمی است که تا ۵۰ درصد از صادرات ۴۵ میلیارد دلاری غیرنفتی را تامین می‌کرد اما با تحریم محصولات پتروشیمی، این کشور در حال حاضر تنها متکی به درآمد حاصل از مالیات و فروش محصولات نفتی و پتروشیمی از راه‌های غیرقانونی است.

زهرا قاسمی، یک معلم بازنشسته که در پارک لاله تهران نشسته بود، از دولت انتقاد کرد که وجود تمام مشکلات را به تحریم‌ها گره زده است: « این مشکلات را قبل از تحریم‌ها هم داشتیم. آنها بهانه می‌آورند. الان بهای شیر و سبزیجات بیش از دو برابر شده و تقریبا تمام همکاران فعال و بازنشسته من برای خرید این ملزومات مشکل دارند. ما به خاطر ضعف مسئولان در تصمیم‌گیری و وجود این مشکلات در حال مرگ هستیم.»

انباشته شدن سال‌ها سرخوردگی در قبال سیاست‌های شکست‌خورده اقتصادی و بی‌تفاوتی مسئولان در سال ۲۰۱۷ منجر به بروز اعتصاب‌ها،‌اعتراض‌ها و اغتشاش‌های خیابانی علیه دولت شد. در این بین وجود صندوق‌های غیرقانونی اعتباری و مالی که باعث ناپدید شدن پول‌های مردم شدند، همچون بنزینی بر روی آتش ناراحتی مردم از مسئولان پاشیده شد و باعث ملتهب‌تر شدن جو جامعه شد.

مشکلات کنونی کشور ریشه در تلاش‌های مشکوک برای خصوصی‌سازی اقتصاد کشور پس از پایان هشت سال جنگ ویرانگر با عراق دارد. این جنگ حدود یک میلیون کشته داشت. بسیاری از مردم ایران این خصوصی‌سازی را با طعنه «اختصاصی‌سازی» می‌نامند و معتقدند شرکت‌های سودده دولتی به افراد نزدیک و وابستگان مسئولان دولتی فروخته شد.

طی روزهای پیش بیژن نامدار زنگنه، وزیر نفت ایران، گفت: «صدور نفت در زمان فعلی حتی از زمان جنگ با عراق در دهه ۱۹۸۰ که سکوهای نفتی، اسکله‌های صدور نفت و نفتکش‌های ما را مورد حمله قرار می‌داد هم سخت‌تر است. در وضعیت فعلی نمی‌توانیم نفتی را که به نام نفت ایران شناخته می‌شود بفروشیم.»

نصرالله پازوکی که از قبل از انقلاب ۱۹۷۹ ایران در بازار بزرگ تهران فرش‌فروشی داشته، می‌گوید: مشکل بزرگ ما مسئولانی هستند که با شعار کمک به مردم و انقلاب جلو می‌آیند اما بعد از چند ماه در روزنامه‌ها می‌خوانیم که حجم بزرگی از پول را برداشته‌اند یا به حساب بانکی خود واریز کرده‌اند و به کشورهای دیگر فرار کرده‌اند. خب مگر غیر از این است که این پول متعلق به مردم ایران است؟ دزدی مسئولان، بزرگ‌ترین مشکل فعلی کشور است که موجب بی‌اعتمادی مردم به مسئولان دولتی شده است.»

جعفر موسوی، صاحب یکی از فروشگاه‌های خشکبار در بازار تهران، گفت: «شاید تحریم‌ها باعث بروز مشکلات ما باشند اما مشکل‌ بزرگ‌تر ما پیوندهای عجیب و غریبی است که بین حضور دائمی برخی از مسئولان در بعضی سازمان‌ها و حضور بستگان آنها در خارج از کشور وجود دارد.»

او افزود: «جنگ اقتصادی ما نه در خارج از کشور، بلکه در داخل ایران است. اگر بین حکومت، تولیدکنندگان و مردم یکپارچگی وجود داشته باشد می‌توان از تحریم‌ها به سلامت عبور کرد اما وقتی مردم می‌شنوند فرزندان و بستگان مسئولانی که دائم علیه امریکا و اروپا حرف‌ می‌زنند،‌ در همان کشورها ساکن هستند و برای خودشان کسب و کاری دارند که معلوم نیست پول آن را از کجا آورده‌اند، اطمینان خود را به مسئولان از دست می‌دهند.»

با این حال، مردم تهران هر روز در مترو با دستفروش‌ها و نوازندگانی مواجه هستند که یا آهنگ‌های محبوب قدیمی مثل «سلطان قلب‌ها» را اجرا می‌کنند یا ترانه‌های محلی مربوط به نقاط مختلف ایران را. جالب اینجاست که گاهی مردم در مترو با این نوازندگان همراهی هم می‌کنند؛ شاید برای لحظه‌ای فراغت و فراموشی مشکلات سنگین زندگی.

یک نوازنده محلی فیوج (طایفه‌ای در شمال خراسان) ۴۷ ساله به ما گفت« «مردم در حال حاضر کمتر از گذشته بابت اجرای این ترانه‌ها پول می‌دهند. این نشان می‌دهد خرجشان نسبت به گذشته بالاتر رفته و اولویت‌هایشان برای هزینه کردن تغییر کرده است.»

منبع: آسوشیتدپرس

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا