شاهد کاپور: همسرم فکر میکند در اولویت زندگی من قرار ندارد!
مصاحبه مجله معتبر فیلم فیر با ستاره بی رقیب سال 2019

مجله اینترنتی کولاک ، ترجمه: سمیرا فیض آبادی: شاهد کاپور، بالاخره سوپراستار شدن را به معنی واقعی کلمه تجربه کرد… او طی ۱۶ سال گذشته، درست از سال ۲۰۰۳ که با فیلم «عشق وشق» وارد بالیوود شد، منتظر رسیدن این روزها بوده است.
فیلم پرفروش «کبیر سینگ» زمان زیادی طول کشید تا در مسیر شاهد کاپور قرار بگیرد. اما این فیلم با اقتدار شاهد کاپور را وارد قلمرو قدرتمنداران سینما کرد. موفقیت این فیلم در گیشه ورق را برای این چهره جذاب در سینما برگرداند.

شاهد کاپور آثار فاخری به عنوان یک بازیگر چون «کمینه» و «حیدر» را در کارنامه خود داشت اما تاکنون نتوانسته بود در در کسب اعداد و ارقام در گیشه چنین موفقیت بزرگی را تجربه کند و حالا با این موفقیت یک نفس راحت کشید. هیچ گاه در اعتبار و هنر بازیگری او تردیدی وجود نداشته است. کبیر سینگ با فروشی معادل ۲۸۰ کرور، پرفروشترین فیلم سال ۲۰۱۹ عنوان گرفته است. و حالا شاهد کاپور میخواهد سینمایی را تجربه کند که نظر بخش عمدهترین از مخاطبین را جلب کند و اهداف خود را والاتر میبیند. او در زندگی خصوصی هم روزهای لذت بخشی را در کنار خانوادهاش سپری میکند و پدر بودن چیزهای زیادی به او آموخته است. مجله معتبر سینمایی فیلم فیر با این بازیگر جذاب مصاحبهای انجام داده که در اینجا میتوانید شاهد بخشهایی از این گفتگو باشید:
آیا انتظار داشتید کبیر سینگ با چنین واکنشی مواجه شود؟
کبیر سینگ برای من یک مسیر تجربهآور بود. ما نمیدانستیم چه نوع مخاطبی این فیلم را میپذیرد. این فیلم مخصوص بزرگسالان است. کاراکتر اصلی داستان پرعیب و نقص بود و نقش اول مرد فیلم بر داستان غالب بود. در دنیای امروز که همه چیز به قدرت در حوزه زنان برمیگردد دساخت چنین فیلمی ریسک پذیر بود اما مردم خواستار تماشای فیلمهای محتوا محور هستند و وقتی برای تماشای فیلم به سینما میآیند هیچ محدودیتی در ذهن خود ندارند. فیلمی که خوب ساخته شود و پر از عشق و احساس باشد همیشه بیش از باور آدم مورد استقبال قرار میگیرد. کبیر سینگ قید و بندها را شکست. یک فیلم بزرگسال که ۲۸۰ کرور فروش کند، فیلمی که بلیطهای آن با قیمت معمول فروخته شود و و در وسط هفته (نه تعطیلات آخر هفته) اکران شود، فیلمی است که باید از آن چیزها آموخت. من میدانستم که فیلمی خوبی داریم میسازیم. اما واکنشها بی نظیر بود. برخیها نظرها کاملا انتقادی بودند اما دفاع مردم از فیلم مسحور کننده بود. من احساس نیاز نکردم که بروم و از فیلم دفاع کنم چراکه ارتشی از مردم حضور داشتند که هرچه من احساس می کردم باید گفته شود را گفتند.
این موفقیت را چطور تعریف میکنید؟
ما اهالی این صنعت افراد پیچیدهای هستیم. ما دوست داریم خیلی فکر کنیم. ما جوابها را نداریم اما فکر میکنیم داریم. مخاطب ساده است. اگر آنها چیزی را دوست داشته باشند با تمام قلبشان آن را دوست دارند. و اگر فیلمی را دوست نداشته باشند بی توجه به آنکه چه کسی در آن فیلم بازی کرده آن را رد میکنند. با کبیر سینگ حس پذیرش بزرگ به من دست داد و از مخاطبین کمال قدردانی را دارم. شنیدهاید که ستارههای بزرگ میگویند که رابه مستقیمی با مخاطبین دارند. این اولین باری بود که چنین حسی را من تجربه کردم. حالا دیگر میخواهم فیلمهای را کار کنم که بتواند با مردم ارتباط بگیرد نمیخواهم آنها را از دست بدهم.

آیا میخواهید در این حس راضی نگه داشن مخاطب حبس شوید؟
نه؛ هنگامی که سکویی بزرگتر، گستردهتر، قدرتمندتر به دست می آورید، می توانید انتخاب کنید تا این کار برای شما مسئولیت ایجاد کند یا اینکه آزاد شوید.. از آنجا که اکنون می توانید جهش گسترده تری داشته باشید. شما تضمین کرده اید که مخاطب خاصی فیلم شما را تماشا خواهد کرد. راستش، اگر این اتفاق در سه چهار چهار سال اول زندگی حرفه ای ام برای من افتاده بود غرق آن میشدم. اما این اتفاق بعد از ۱۶ سال کار افتاده است اما امروز غرق نمیشوم. حالم خوب است که من به عنوان یک بازیگر امروز می توانم آگاهانه انتخاب کنم. دیگر نیازی نیست که به صورت مایوسانه فیلمنامهها را انتخاب کنم. من این دوره را سپری کردهام و از آن متنفر هستم.
به نظرتون زوجین حق دارند به هم سیلی بزنند؟ کارگردان فیلم سندیپ وانگا این طور گفته بود…
من نمیخواهم نسبت به گفته سندیپ نظر بدهم و وارد این بحث بشوم. من هیچ وقت احساس نکردم سندیپ چنین نگاهی به زن داشته باشد. من فقط این را میدانم که او تنها داستان میان دو آدم را به توجه به جنسیت آنها روایت کرد و عشق همین طوری است. دو تا آدمی که کامل نیستند کنار هم قرار میگیرند تا یکدیگر را کامل کنند. برای من پریتی (کیارا ادوانی) در فیلم کبیر سینگ قویترین کاراکتر فیلم است. کبیر آدمی ضعیف و در نتیجه انفعالی بود. او نمیدانست چطور احساساتش را کنترل کند. بنابراین به کسی همچون پریتی نیاز داشت تا او را کنترل کند. من خیلی از آدمهای غیربالغ را در کنار آدمهای عاقل دیدهام. دو نفری که شبیه هم باشند از هم خسته میشوند. صحنه هایی وجود داشت که گرافیکی بودند. اما اگر آنها را حذف کنید، از این موارد حرف نخواهید زد. سندیپ مقداری گارد گرفته رفتار کرده چون احساس میکند به او حمله شده است. این فیلم اولین فیلم هندی او بود. اینکه یک مرد و یا یک زن دست روی هم بلند کنند را میتوان در یک فیلم نشان داد.
آیا این موضوع روی جامعهای که از قبل دچار تفرقه و چندگانگی است تاثیر منفی نخواهد داشت؟
آیا با باور داشتن اینکه هر اتفاقی که در فیلم میافتد روی زندگی مردم تاثیر بگذارد خودمان را خیلی جدی نگرفتهایم؟ چرا این سوالات را درمورد فیلم «سانجو» نپرسیدید؟ فیلمی مانند جوکر در جشنواره فیلم ونیز یک هشت دقیقه ایستاده تحسین و تشویق دریافت کرد. شما اعتقاد دارید مردم درک لازم را برای انتخاب چه چیزی ندارند؟

یعنی از فیلم چیزی یاد نگیریم؟
من از خانوادهای هستم که در آن خانواده پدر و مادرم از هم جدا شدند. آیا این بدان معنا است که من همسرم را ترک کنم و کار غلطی انجام دهم؟ ما همه اشتباهات و کارهای درست را از تجربیات زندگی خود میآموزیم. فیلمهای آینه انعکاس دهنده زندگی هستند. کبیر سینگ یک فیلم بزرگسال است کسانی که اختیار دارند تمایز قائل شوند بین اینکه چه چیزی درست است و چه چیزی اشتباه و ما میخواهیم این احترام را میان مخاطبین انتشار دهیم. من سپاسگزارم یک نفر بلند میشود و میگوید تو نمیتوانی این طوری رفتار کنی. خیلی خوب است. اگر ما این رتفار را نشان ندهیم چطور بحثی میخواهد آغاز شود؟ یک مشکل نیاز به آدرس دارد. من هیچ وقت کبیر را آدم خوبی ندیدم. آو مشکلات متعددی دارد. اما آیا عشق او ناب و واقعی نیست؟ بله، هست. آیا او شایستگی نمایش دادن شده روی صحنه را ندارد؟ نمیتوانید در این باره قضاوتی داشته باشید.
از یک تا ۱۰ به بازیگری حد تاکنون چه نمرهای میدهید
من در وسط قرار دارم. واقعا زندگی کلا به تعادل برمیگردد. وقتی مردم به تو میگویند خوب نیستی باید به خودت بگویی که بهترین هست و بالعکس. غالبا احساس میکردم که به حق خودم نرسیدهام اما با کبیر سینگ اوضاع فرق کرد.
چرا فکر میکنید حقتان را نگرفته بودید؟
فقط احساس شخصیام را گفتم. احساس میکردم باید جایگاه بهترین داشته باشم. اما قطعا دلایلی بوده است که تاکنون این اتفاق نیفتاده بود. شاید فیلمهایم محدود بودند. شاید ان نوع سینمایی که من کار میکردم فراتر از زمان بوده است و فیلمهای تجاریای که بازی کردم فیلمهای خوبی نبودند.
شما در فیلم «حیدر» بازی کردید که چنین اثر بزرگی نشد…
اما ما آن انتظار را نداشتیم… حیدر یک فرصت بزرگ برای من به عنوان یک بازیگر بود. هیچ وقت فکر نمیکردم حیدر کار پرفروشی شود. باور داشتم که کار خوبی است و امیدوار بودم مردم آن را درک کنند. میدانستم که از کار کردن در ان فیلم لذت خواهم برد. همچنین در مراحل مختلف حرفه ای باید به واقعیت درون خودتان تکیه کنید. باید نسبت به آنچه که انجام میدهید نگاه مثبتی داشته باشید. وقتی وارد مرحلهای سخت میشوید باید به خودتان قدرت بیشتری بدهید. هیچ کس به شما این قدرت را نمیدهد. مردم منتظر هستند که شما شکست بخورید و یک رقیب کمتر شود. ماهیت این صنعت این گونه است. من ۱۶ سال است که دارم کار میکنم و تمام اینها را میدانم.
بعد از کبیر سینگ تصمیم دارید دستمزدتان را بالا ببرید؟
مشخص است که این کار را خواهم کرد. برایم مهم نیست که دیگران چه فکری میکنند اما بیزنس همین است. وقتی فیلمهایت خوب عمل نمیکنند باید دستمزدت را کمتر کنی و وقتی فیلمت خوب جوب بگیرد دستمزد بالا میرود. این عرف کار است.
فید بک صنعت به شما چطور بوده است؟ نگاه انها به شما چه تغییری کرده است؟
وقتی وارد یک مکان میشوید تغییر را احساس می کنید. وقتی مردم را میبینید تفاوت را احساس می کنید. حس خوبی دارد که مورد تحسین افرادی قرار بگیری که تمایل داری با آنها همکاری کنی با اینکه کار آنها را تحسین میکنی. یک نکته خوب در مورد صنعت ما این است که آنها احساس رضایت و قدردانی خود را به زبان میآورند و این لذت بخش است.
به نظر میرسد زندگی هم به لحاظ حرفهای و هم به لحظ شخصی بر وفق مراد شماست…
هیچ کس نباید در این خیال و توهم زندگی کند و فکر کند که همه چیز اوکی است. وقتی اعتقاد دارید همه چیز به صورت خودکار خوب است، همه چیز به هم میریزد. همیشه باید روی همه چیز کار کنید. خواه مسئله ازدواج، والدین، شغل و یا حتی رابطه شما با والدینتان باشد. من با همه آنها تقلا میکنم. من برای حفظ دوستی های خود تلاش می کنم. من در حفظ روابط از راه دور وحشتناک هستم. من در تقسیم وقتم بین همسرم ، فرزندانم و کار تلاش می کنم. همسرم احساس می کند که در اولویت نیست. احساس میکنم برای خودم وقت کافی نمیگذارم. خیلی وقت ها به خانواده ام می گویم ، “بچه ها ، بگذارید بعضی اوقات کار کنم.”

رابطه شما با همسرتان میرا طی ساین سالهای چه تغییراتی کرده است؟
ازدواج مثل کتاب است. میرا بزرگترین واقعیت زندگی من است چراکه ما زندگیمان را با هم سهیم شدهایم. طی ۴ سال گذشته او به طور مداوم به من می گوید: «شاهد، وقتی فیلمهای تو خوب عمل نمیکنند با خودم میپرسام چه درحال وقوع است؟ من هم در این ۴ سال درتنش های تو شریک شدهام و در فراز و نشیبها همراه تو بودهام.»
احساس مشارکت و دستیابی مشترک بین ما وجود دارد. او در سن کمی ازدواج کرد و صاحب دو فرزند شد و باید میفهمید که چطور با همه اینها کنار بیایددرحالیکه خودش به تازگی از دنیای کودکیاش پا بیرون گذاشته بود. او میتوانست رویاها و آرزوهای خودش را داشته باشد که همه آنها را کنار گذاشت. همچنین این واقعیت که ما ۱۳ سال فاصله سنی داریم. ما باید یاد بگیریم که چطور با مسئولیت بچههایمان را بزرگ کنیم. ما داریم یاد می گیریم که چطور در کنار هم با مسائل گوناگون کنار بیاییم. گاهی برای هم بهترین دوستان هم هستیم و گاهی اصلا همدیگر را نمیفهمیم و همه اینها به طور همزمان اتفاق میافتد.
آیا امر و نهی در زندگی شما وجود دارد؟
چنین چیزی وجود ندارد. قطعا در ازدواج و زندگی مشترک، خیانت جایی ندارد و پذیرفته نیست و این یک پایه و اساس است. هر چیز دیگری یک درجه کمی قابل قبول است. می توانید فریاد بزنید اما نه با صدای بلند. شما می توانید وقت خود را داشته باشید اما زیاد نیست. می توانید پیچ و خم داشته باشید اما نه در تمام مدت. در اصل همین گونه موارد است.

پدر شدن چه تغییراتی در شما ایجاد کرده است؟
من تا قبل از اینکه پدر شوم بسیار خود محور بودم. البته معتقدم ازخودگذشته بودم. اما وقتی پدر شدم متوجه شدم که واقعا خودخواه بودهام. حالا دیگر خودم را در اولویت نمیبینم. خانواده و بچههایم برای در اولویت هستند که گاهی این موضوع خوب است و گاهی ناامید کننده است چون لازم است که خودتان را در اولویت ببینید. هر فردی نیاز است که فضای خودش را داشته باشد. امروز نسبت به موقعی که پدر نبودم برای پدر و مادرم احترام بیشتری قائل هستم. حالا میفهمم که چه کارهایی برای من انجام دادهاند. نمیدانم که برای معذرت خواهی کردن از آنها دیر شده یا خیر اما از دریچه فیلم فیر از پدر و مادرم به خاطر اذیتهایی که برایشان داشتم از آنها عذرخواهی میکنم.
آیا بکن؛ نکن برای بچه هایتان دارید؟
نمیدانم چون همه چیز خیلی سریع در حال تغییر کردن است. آنها کم کم نسبت به اتفاقات آگاهی پیدا میکنندو تا حدودی میتوان آنها را کنترل کرد. مهمترین مسئله این است که به عنوان یک خانواده از روی بسیاری از ارزشهای و راههای زندگی میگذرید. بچهها در عمل از بزرگترها یاد میگیرند. به علاوه آنها خیلی چیزها را خودشان کشف میکنند.

شما به یک خانه جدید نقل مکان میکنید. آیا این خانه همان خانه رویایی شماست؟
من مفهوم رویا را نمی فهمم. من هرگز رویا نمی دیدم که در خانه ای که الان در آن زندگی می کنم زندگی کنم. وقتی به بمبئی آمدم ۱۰ ساله بودم. تا ۲۲ سالگی در یک خانه اجارهای زندگی میکردم. خیلی دوستی نداشتم چون هر ۱۱ ماه یک بار خانهمان را عوض میکردیم. با گذشت زمان تا با مردم ارتباط برقرار میکردم باید از آن منطقه میرفتی. بنابراین خانه داشتن در شهر خودت یک دستاورد بزرگ محسوب میشود. این دومین خانهای است که من دارم. تغییر دادن خانه به طور مرتب کاری خسته کننده است. در خانهای که زندگی میکنیم یک آپارتمان مجردی بود. با وجود دو بچه این خانه برای ما مناسب نیست. درواقع برای زندگی یک خانواده طراحی نشده بود. حالا قرا است که به یک خانه بزرگتر برویم. اما حالا یک سال مانده تا این اتفاق بیفتد.
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
| کپی شد! |



