ماجرای فیلم قصه ازدواج از زبان حمیدرضا صدر منتقد سینما

- حمیدرضا صدر کارشناس سینما و منتقد فیلم است که نشریه هفت به در مدتی طولانی می نوشت. وی مطلبی درباره فیلم قصه ازدواج نوشت که مشاهده می کنید.
حمیدرضا صدر (زادهٔ ۲۸ اسفند ۱۳۳۴ در مشهد) نویسنده و منتقد سینما و مفسر فوتبال اهل ایران است. او معمولاً به عنوان کارشناس فوتبال به برنامههای صدا و سیما دعوت میشود.او یک کارشناس سینما و منتقد فیلم است که نشریه هفت به در مدتی طولانی می نوشت.حمیدرضا صدر منتقد سینما با انتشار این عکس از بازیگر فیلم قصه ازدواج نوشت:
موضوع فیلم قصه ازدواج
نمی توان گفت “خداحافظ”و در را کوفت و رفت، نه نمی توان. ای کاش جدایی آسان بود، ولی نیست. طلاق هم تلخ است، هم طولانی، برخلاف عروسی که هم شیرین است، هم کوتاه. برای طلاق باید از سد خانواده (مثلا بچه) گذشت و از هزارتوی قانون (مثلا وکلا) عبور کرد، باید شکنجه شد، باید هم خیانت های پنهان را رو کرد و هم دروغ گفت. باید هم زورکی خندید و هم از ته دل زد زیر گریه.
.
این فیلم نوا بامباک حول زوجی دلبسته حرفه نمایش، یکی تئاتر و یکی سینما است که در کشاکش جدایی، مرز بین دنیای نمایش و زندگی واقعی شان از بین رفته. دو نفری که هم شخصیت های سرد درونگرای برگمن را به یاد می آورند و هم آدم بامزه های برونگرای وودی آلن را. با فیلمنامه خود بامباک و گفتگوهای پرکشش او.
.
نیکول: با چه جرئتی مادر بودن منو با مادر بودن مادرم مقایسه می کنی؟ می تونی بگی شبیه بابامم، ولی نمی تونی بگی شبیه مادرم هستم.
چارلی: هستی. حتی شبیه بابای منم هستی، همین طور شبیه مادر من. تو چیزای بد همه رو گرفتی و بیش از همه کثافت کاری های مادرت رو.
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
| کپی شد! |



