چهره هاسلبریتی ایرانی

بیوگرافی گلنوش خسروی فوتبالیست زن لژیونر ایرانی + زندگی شخصی | عکس و اینستاگرام

بیوگرافی گلنوش خسروی فوتبالیست زن لژیونر ایرانی همچنین اطلاعاتی از زندگی شخصی عکس و اینستاگرام گلنوش خسروی به همراه اطلاعات تکمیلی در این مطلب. گلنوش خسروی بازیکن تیم ملی امید در ۱۸ سالگی برای کوناک اسپور ترکیه توپ می‌زند. به‌ خاطر شباهت چهره و حرکات تکنیکی به او لقب نیمار داده‌اند. در توصیف فوتبال گلنوش گفته اند بازیکن سرعتی و دو پاست. یعنی هم را پای راست و هم با پای چپ مهارت بازی دارد.

بیوگرافی گلنوش خسروی
بیوگرافی گلنوش خسروی

در بین ۲۰ بازیکن ایرانی‌ در لیگ‌های اروپایی فقط یک زن حضور دارد که برخلاف مردان لژیونر، موفقیت‌هایش بازتاب چندانی در صداوسیما ندارد. پدر گلنوش خسروی فقط ۳۲ ساله بود که بخاطر تصادف از دنیا رفت و کسی را جز مادرش ندارد. می‌گوید: «در روزهای بد سرمان پایین بود و جنگیدیم. با خوردن یک بیسکویت مادر، تا آخر شب آن‌قدر بازی می‌کردم تا از هوش بروم. مادرم شغل ثابتی نداشت. برای همین یک بیسکویت به زحمت می‌افتاد اما به رویم نمی‌آورد. وقتی غذا در خانه نیست، اولین نفری که سیر است مادر است»

او از ۱۴ سالگی عضو تیم فوتبال ذوب‌آهن اصفهان شد و در رده‌های سنی نونهالان، نوجوانان، جوانان و امید برای تیم ملی ایران به میدان رفته است.

درباره مقایسه‌ سبک بازی‌اش با نیمار ستاره فوتبال برزیل به روزنامه همشهری گفته است: «به‌ خاطر اینکه صورتم و بعضی از حرکاتم شبیه اوست این لقب را داده‌اند. الگوی من نیمار نیست ولی هرچقدر هم حاشیه داشته باشد بازیکن بزرگی است».

گلنوش فوتبال را از کوچه‌های شاهین شهر اصفهان آغاز کرد. پا برهنه بازی می‌کرد تا کفشش خراب نشود. حالا با قراردادی دو ساله به تیم کوناک اسپور در ازمیر پیوسته که در جایگاه سوم لیگ ترکیه قرار دارد.

خسروی در شبکه نسیم صداوسیما گفته است: «پدرم فقط ۳۲ ساله بود که به خاطر تصادف از دنیا رفت و نتوانست موفقیت‌هایم را ببیند. تک فرزندم و کسی را جز مادرم ندارم. او یک تنه مرا به این نقطه‌ رسانده. از نظر مالی ضعیفیم اما با پیشرفتم در فوتبال، همه کار برای مادرم می‌کنم».

در کارنامه ملی گلنوش خسروی چندین گل از جمله دو گل‌ زیبایش به اردن، همچنین گلزنی در برابر قرقیزستان، مالدیو و … درج شده است.

گلنوش درباره مشکلات اقتصادی در مسیر فوتبالش می‌گوید: «در روزهای بد سرمان پایین بود و جنگیدیم. با خوردن یک بیسکویت مادر، تا آخر شب آن‌قدر بازی می‌کردم تا از هوش بروم. مادرم شغل ثابتی نداشت. برای همین یک بیسکویت به زحمت می‌افتاد اما به رویم نمی‌آورد. وقتی غذا در خانه نیست، اولین نفری که سیر است مادر است».

گلنوش درباره وضعیتش در ترکیه می‌گوید: «تیم ما چند لژیونر دیگر هم از نیجریه و رومانی دارد و هدف‌مان قهرمانی است. گرچه خداحافظی از ذوب آهن برایم سخت بود اما همه‌‌ چیز، خیلی بهتر از ایران است. سرمربی‌مان و مدیر تیم خیلی حواس‌شان به من است و مدام می‌پرسند مشکلی نداری».

این شرایط با شیوع ویروس کرونا و تعطیلی کامل رقابت‌های ورزشی دچار تغییر شده و گلنوش خسروی هم در ترکیه ماندگار شده است.

او در این باره گفته است: «بازیکنان تیم نزد خانواده‌های‌شان رفتند اما من در قرنطینه سختی هستم و طبق قانون، زیر ۲۰ ساله‌ها حق خروج از خانه را ندارند. با این حال همچنان آمار قربانیان در ترکیه بالاست». او ۱۰ ماه از مادرش دور بود و قصد داشت در ایام نوروز برای یک هفته به ایران بیاید اما موفق نشد.

بازی در یک لیگ اروپایی، فرصتی نیست که گیر هر دختر ۱۸ ساله‌ای در ورزش ایران بیاید. گلنوش خسروی این را خوب می‌داند. شاید به همین‌خاطر است که وقتی دارد از فصل رو به آغاز فوتبال ترکیه و احتمال قهرمانی و صعود به لیگ قهرمانان اروپا حرف می‌زند، به‌نظر می‌رسد کمی استرس دارد.

لژیونرشدن یک فوتبالیست زن ایرانی شاید خیلی عجیب نباشد، در این سال‌ها چند بازیکن در رشته‌های مختلف به کشور‌های دیگر رفته‌اند، اما اینکه یک بازیکن ۱۸ ساله در لیگ ترکیه که فوتبالی بهتر از ایران دارد، بازی کند، اتفاقی ویژه است.

مصاحبه با گلنوش خسروی

کسی هم کمک کرد که انتخاب درستی داشته باشی یا قرارداد خوبی ببندی؟

بله. من که چم‌وخم کار را نمی‌دانستم. باشگاه ذوب‌آهن و شخص آقای آذری خیلی کمک کردند. بازیکنان خارجی زیادی برای ذوب‌آهن گرفته‌اند و می‌دانستند که برای انتقال من چه کار‌هایی لازم است. خیلی از جا‌ها کنارم بودند. حتی تلفنی هم که شده، کمک می‌کردند.

قراردادی که بسته‌ای، راضی‌کننده است؟

همه شرایطی که می‌خواستم مهیا شده. در فوتبال مردان هم سعی می‌کنند در سن‌های بالاتر یک بازیکن را به کشور‌های دیگر بفرستند. چون من سنم کم است، قراردادم را طوری بسته‌اند که اگر مشکلی پیش آمد، بتوانم راحت فسخ کنم.

از نظر مالی چطور است؟

از پول حرف نزنیم بهتر است، اما مطمئنا همه چیز خیلی بهتر از ایران است. برای من که ۴ سال برای ذوب‌آهن بازی کردم، خداحافظی از این تیم سخت بود، اما اینجا همه چیز بهتر از ایران است.

تیم ما سال قبل در لیگ ۱۰ تیمی ترکیه سوم شد و امسال برای قهرمانی بسته شده. ۶ بازیکن خارجی دارد؛ بازیکنانی از نیجریه، مقدونیه و رومانی. پارسال هم تا هفته آخر با بشیکتاش برای قهرمانی رقابت داشت. هدف تیم قهرمانی در این فصل و صعود به لیگ قهرمانان اروپاست.

شما و بازی‌هایت را کجا دیده بودند؟

دقیقا نمی‌دانم. بازی‌های ملی، کلیپ‌هایی که پخش می‌شود و… من از ۱۴ سالگی برای ذوب‌آهن بازی می‌کنم. از ۱۰ سالگی هم که فوتبالم را شروع کرده‌ام، در تیم‌های زیر ۱۴ سال و زیر ۱۶ سال و تیم جوانان بازی کرده‌ام.

در فوتبال ایران تو لقب خاصی داشتی؟

به من می‌گویند نیمار! راستش به نیمار خیلی علاقه دارم، ولی از کسی نخواسته‌ام به من نیمار بگوید. بیشتر به‌خاطر اینکه صورتم و بعضی از حرکت‌هایم شبیه‌اش است، این لقب را بهم داده‌اند. الگوی من نیمار نیست، ولی اسم سنگینی روی من است. هرچقدر هم نیمار حاشیه داشته باشد، ولی بازیکن بزرگی است.

چه پستی بازی می‌کردی و در ترکیه هم می‌توانی در همان پست بازی کنی؟

من بازیکن دو‌پا هستم. هم هافبک راستم و هم چپ. اروپایی‌ها بیشتر تیم‌های قدرتی دارند، ولی من بیشتر سرعتی‌ام. سعی می‌کنم در تمرینات خودم را به کادر فنی ثابت کنم.

برخورد ترک‌ها چطور است، بازیکن خارجی و به‌خصوص بازیکنی را که از ایران آمده باشد، قبول دارند؟

روز‌های اول استرس داشتم، اما مربی تیم علی آلانک و مدیر تیم برهان ایلماز خیلی حواسشان به من هست. مدام می‌پرسند مشکلی نداری، چیزی نیاز نداری. بازیکنان هم خیلی خوب‌اند.

من همیشه یک قرآن پیشم دارم و موقعی که استرس دارم، می‌خوانم. روز‌های اول احتیاط می‌کردم که نبینند، اما وقتی فهمیدند من قرآن می‌خوانم، خیلی خوشحال شدند.

۲ نفر از آن‌ها گفتند برای ما قرآن بخوان. بعضی‌ها می‌گفتند ما دوست داریم، ولی نمی‌توانیم بخوانیم. ۲ نفر هم مثل من قرآن می‌خوانند. احساس غربت نمی‌کنم از نظر فرهنگی به هم نزدیک هستیم.

 

مشکل زبان نداری؟

روز‌های اول سخت بود. دست و پا شکسته انگلیسی و ترکی حرف می‌زنم.

برای خانواده سخت نیست دختر ۱۸ ساله‌شان کشور دیگری زندگی کند؟

من فقط مادرم را دارم. ما از نظر مالی خانواده ضعیفی داریم. من همه کار برای مادرم می‌کنم و هدفم حل مشکلات خانواده‌ام است.

تمرینات را شروع کرده‌ای؟

۲ هفته است که ازمیرم. اینجا همه چیز با برنامه است. سطح تمرینات خیلی بالاست. خیلی فشار نمی‌آورند و پله به پله بازیکنان را آماده می‌کنند.

با تمرینات ایران خیلی فرق می‌کند؟

خیلی. در ایران یک هفته مانده به مسابقات بعضی از تیم‌ها بسته می‌شد. تاریخ لیگ را هم مدام جابه‌جا می‌کردند و تیم‌ها نمی‌توانستند برنامه داشته باشند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا