چهره هاسلبریتی خارجی

ماجرای خلیل رفعتی کسی که از کارتن خوابی به یک میلیونر تبدیل شد

مجله اینترنتی کولاک ، ترجمه: زهره زرگر

خلیل رفعتی در سال ۲۰۰۳ در اوهایو از مادری یهودی لهستانی و پدری مسلمان به دنیا آمد و یک آمریکایی ایرانی تبار است. او برای مدت دو دهه به اعتیاد گرفتار شد و مصرف کوکائین و هروئین تبدیل به عادات روزانه اش شد.

ماجرای خلیل رفعتی کسی که از کارتن خوابی به یک میلیونر تبدیل شد

 

خلیل رفعتی تبدیل به کارتن خوابی شد که ۹ بار تا دم مرگ رفت اما زنده ماند. خلیل رفعتی در مصاحبه ای، زندگی نامه اش را تعریف کرده و سرگذشتش را در اختیار همگان گذاشته است. او در این مصاحبه گفته است:

” در سال ۲۰۰۳ زندگی من به اوج رنج و درد رسید و در پایین ترین سطح خود قرار گرفت. من ۳۳ سال داشتم و در کوچه پس کوچه های مرکز لس آنجلس زندگی می کردم و به هروئین و کوکائین اعتیاد داشتم. درحالی که هیچ جایی برای رفتن نداشتم و کسی نبود که کمکم کند، تصمیم گرفتم زندگی ام را جدی بگیرم و هوشیار تر شوم. در حالی که آینده ای روشن در انتظارم بود، من همچنان روزی یک پاکت سیگار مصرف می کردم، غذاهای ناسالم می خوردم، مقدار زیادی قهوه و نوشیدنی های انرژی زا می خوردم. همیشه احساس خستگی می کردم و افسردگی تبدیل به یک حال ثابت در من شده بود. مدتی نگذشت که یکی از دوستانم مرا به یک شرکت آب میوه سازی معرفی کرد. تنیجه این معرفی فوق العاده بود. حسابی سرزنده شدم و انگیزه ای برای ادامه زندگی پیدا کردم. هیجان و عطش برای ادامه زندگی به زودی جایگزین اضطراب های همیشگی ام شد.

من ماجراجویی را در آشپزخانه خودم شروع کردم. همه تلاش من روی این نوشیدنی های طبیعی و درمان های خانگی بود، بنابراین برنامه روزانه ام تبدیل شد به کار در آشپزخانه و فعالیت های مهم، چیزی که همیشه به دنبالش بودم. سفر من با جست و جوی بهترین محصولات طبیعی باید شروع می شد. من به طور گسترده سفرم را از هند شروع کردم و بعد از آن به اندونزی و آمریکای مرکزی رفتم. سوال های مختلفی درباره این کار پرسیدم و جواب های زیادی گرفتم. از دکترها گرفته تا فروشندگان خیابانی، از همه آنها پرس و جو کردم و چیزهای زیادی دستگیرم شد. در آمریکا متوجه شدم که غربی ها از چه چیزهایی به عنوان دارو و درمان استفاده می کنند. من همچنین به متخصصان و طبیبان سنتی سر زدم و فهمیدم چیزهایی که آنها می دانند خیلی با آگاهی های مادرم تفاوتی ندارد. فهمیدم که داروهای سنتی غربی چیز عجیب و غریبی نیست. مصرف سبزیجات، غذاهای ارگانیک و سالم، ورزش روزانه و ارتباط با آدمهایی که دوستشان داریم یک رمز بزرگ برای به دست آوردن موفقیت است.

در سال ۲۰۱۱ همراه با شریک تجاری ام “هالی گورسی”، درها را به روی مواد ارگانیک و آلی در کالیفرنیا باز کردیم. ما تصمیم گرفتیم برای دوستان، آشنایان، همسایگان و عزیزان خود دسترسی به مواد غذایی سالم را فراهم کنیم. ما قصد داشتیم جایی بسازیم تا مردم بتوانند از آنجا آب میوه های طبیعی تهیه کنند. ما می خواستیم محیطی دور از آیپد، تلفن همراه و هرگونه تکنولوژی، همراه با آرامش روح و روان انسانی بسازیم. می خواستیم مکانی سرگرم کننده برای کودکان داشته باشیم و جایی که هر کسی از حضور در آنجا احساس رضایت کند. این اتفاق برایمان شادی و تعهدی همراه با کیفیت رقم زد.”

ماجرای خلیل رفعتی کسی که از کارتن خوابی به یک میلیونر تبدیل شد

 

هالی گورسی – همکار و شریک

هالی گورسی درباره همکاری اش با خلیل رفعتی می گوید: “من به مالیبو رفتم. هر جایی برای خود چیزهای هیجان انگیز و شبیه به معجزه دارد اما مالیبو انگیزه بودن من بود. آب ها، کوه ها، مردم و به کلی اتمسفر آنجا انگیزه مرا دو چندان می کرد. اولین شغل من در مالیبو در یک بار آب میوه فروشی و ویتامینه بود. من برای چند سال آنجا کار کردم و خلیل از مشتریان ثابت آنجا بود. یادم آمد که خلیل درباره سفرش و کسب اطلاعات درباره محصولات ارگانیک با من حرف زده بود.

من گاهی از محصولات گیاهی و طبیعی مثل زنجبیل برای خودم استفاده می کردم اما به طور جدی به آنها برای توسعه کار فکر نکرده بودم اما با راهنمایی های خلیل من حتی سبک زندگی ام را عوض کردم. مصرف غذایی ام را از فست فود به غذاهای ارگانیک و سالم تغییر دادم و خیلی احساس خوبی پیدا کردم. در سال ۲۰۰۷ خلیل یک مکان را برای کار افتتاح کرد که البته بعدها آن جا را فروخت. او در کار کردن با مردم در مسیر درستی قرار گرفته بود. من هم برای همکاری با او شغلم را رها کردم و به او پیوستم تا کمک کنم پیشرفت کند. رویای خلیل راه اندازی شرکت “ارگانیک سانلایف” بود که هرگز از رسیدن به آن دست نکشید. ما هر دو متوجه شدیم که به رسیدن به این رویا ایمان داریم و تلاشمان را دوچندان کردیم. من ۲۲ ساله بودم که اولین درها برای ساختن این رویا به رویمان باز شد. امیدوارم وقتی شما هم در سانلایف ارگانیکس قدم می زنید حس شعف و پیروزی را همانند ما تجربه کنید.”

چرا نیلوفر آبی؟

من زندگی سختی گذرانده ام اما به لطف خدا اکنون زنده ام و احساس خوشبختی می کنم. خدا را شکر می کنم که توانستم از آن همه رنج و سختی گذر کنم. من نیلوفرآبی را برای نماد شرکتم انتخاب کردم. نیلوفر برای من نماد رشد در سختی هاست. گلی که در میان مرداب به زیبایی می درخشد. سان لایف (خورشید زندگی) تنها نام شرکت من نیست، بلکه داستان زندگی من است.

او بعدها کتابی تحت عنوان “من مردن را فراموش کرده ام” از زندگینامه خودش به نگارش درآورد و منتشر کرد.

 

منبع

sunlifeorganics

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا