چهره هاسلبریتی ایرانی

مصاحبه خواندنی با آناهید عبداللهی شاعر و ترانه سرا+بیوگرافی و عکس

مجله اینترنتی کولاک: آناهید عبداللهی، متولد مرداد هزار و سیصد و شصت و چهار در مشهد، نقاش، شاعر و ترانه سرا، در کارنامه هنری او می توان همکاری با بسیاری از آهنگسازهای مطرح موسیقی پاپ را مشاهده کرد، با آناهید عبداللهی نویسنده مجموعه ترانه « طلسم » که بسیاری از ترانه های او با صدای خواننده های نام آشنای کشور منتشر شده است گفتگویی کوتاه داشته ایم که با هم می خوانیم.

آناهید عبداللهی؛ شاعر و ترانه سرا
آناهید عبداللهی؛ شاعر و ترانه سرا

 

آناهید عبداللهی : هنر حال انسان را خوب می کند

گفتگو: عباسعلی اسکتی

 

 

*از نوشتن شروع کنیم، چه شد سراغ نوشتن و ترانه رفتید؟

 

نوشتن برای من نوعی شناخت  از خود بود، از آنجایی که  این مسیر از سن کم و زمانی آغاز شد که چهارچوب شخصیت هر کسی  در حال شکل گرفتن است، برای من نوعی پیدایش بود گویا به وسیله نوشتن با بخش هایی از روحم آشنا می شدم که تا آن موقع به آن پی نبرده بودم و خب ازهمان اول  قالب ترانه نداشت به مرور و تقریبا تا سن شانزده سالگی این شناخت واشراف به  قالبهای شعری و عروض کامل شد و من ترانه را انتخاب کردم.

 

*امروز، نوشتن کجای زندگی شماست؟

 

به نظر من خیلی خوب است که زبانی شخصی برای بیان نگاه خود به هر چیزی داشته باشیم، شعر برای این بیان شیرین ترین زبان است و می شود با آن هر گونه حس درونی را نسبت به اتفاقات، اشخاص و درکل جهان اطرافمان و هر چیز مهمی که برای روح و ذهن ما جلب توجه می کند بیان کرد، ترانه و در نگاه کلی تر شعر، برای من همیشه درعین راهی مناسب برای انتقال احساس و تفکرم  به دیگران، لحظه های انزوای خود خواسته ام را در زندگی به شکل زیباتری تعریف می کند، من به شعر نگاه یک انسان را دارم که می شود با او آن طور که می خواهیم حرف بزنیم.

 

*وضعیت امروز ادبیات را به طور کل چگونه می بینید؟

 

درمورد شرایط کنونی ادبیات حرف و گلایه بسیار است که مسلما در چند سطر نمی گنجد، از بودن افرادی در جایگاهایی که حق آنها نیست و از افسوس خوردن برای استعدادهایی که گمنام مانده اند و خود این به تنهایی مایوس کننده است، درمورد باندبازی هم باید به صراحت بگویم متاسفانه بله در دایره ادبیات و مخصوصا ترانه همیشه دستهای پشت پرده بسیار بوده که این خود تعادل حال خوب ادبیات این روزها را به هم می زند، تنها می توانم دعا کنم که ای کاش بیش از القاب و جایگاه ها و زدوبند ها و نفع های شخصی کسانی که از دستشان برمی آید به فکر خود ادبیات باشند تا برچسب آن و به امید روزی که به خیلی از جوان های خوش استعداد صرفا برای قلم و اندیشه آنها بها داده شود نه چیز دیگر.

 

*نقاشی هم می کشید، از سبک و شکل کاری تان صحبت کنید.

 

بله  نقاشی می کنم، نقاشی عشق است، زندگی است، اصلا یک دنیای دیگری است برای نقاش، دنیایی که هر طور که بخواهد آن را شکل و فرم می دهد و همه چیز را می شود آنطورکه  می خواهد به تصویر بکشد حتی اگه واقعی نباشد، حتی اگر عجیب باشد اما می شود هر طور

شما می خواهید باشد و همین باز بودن دست نقاش به واسطه خلاقیت و استفاده از تکنیک ها و سبک هاست که به نقاشی جذابیت خاصی بخشیده، من برای فرار کردن از دنیای پر از چالش و گاهی بی رحم و استرسهایش به دنیای رنگی نقاشی پناه م یبرم که بسیار لذت بخش و آرامش بخش است، سبک اصلی و موردعلاقه من در نقاشی رئالیسم است که بیشتر آثاری که می کشم هم در همین سبک است اما به سبکهای سورئالیسم، رمانتیسم، کوبیسم هم علاقه مند هستم و برای تنوع کار و فضا از این سبک ها هم در نقاشی هایم استفاده می کنم.

 

آناهید عبداللهی
آناهید عبداللهی

*تصمیم به برپایی نمایشگاه ندارید؟

 

برای برپایی نمایشگاه برنامه های زیادی دارم که خب به زودی یک نمایشگاه داخلی را خواهم داشت که چگونگی برگزاری این نمایشگاه و ساختار و کیفیتش بسیار برایم حائز اهمیت است و عقیده دارم که وقتی مخاطبی برای دیدن آثار یک هنرمند می آید دست کم کیفیت آثار باید در شان هنر و هنرمند باشد و این یکی از اصول رسالت یک هنرمند باید باشد، بسیار مشتاقم که آثارم را در عرصه گسترده تری به نمایش بگذارم که این خواسته هر هنرمندی است و صد البته تلاش خواهم کرد و در فکر داشتن یک نمایشگاه خارجی هم خواهم بود که خود این می تواند یک هدف ارزشمند باشد.

 

*وضعیت این هنر در بین مخاطبان چگونه است و چه جایگاهی دارد؟

 

هنر نقاشی به دلیل بصری بودنش مخاطبان زیادی دارد که اینها می توانند مخاطبین خاص نقاشی باشند یا تنها کسانی که از دیدن یک تابلوی نقاشی لذت می برند، به همین خاطر عده زیادی از مردم جذب نقاشی می شوند، حالا یا به صورت کسی که به واسطه علاقه اش خریدار یک تابلو است یا کسی که به واسطه علاقه اش دنبال کننده این هنر است و یا کسانی که به دلیل داشتن شناخت از توانایی و استعداد خود در صدد یادگیری آن بر می آید، الاایهال کمتر کسی را دیده ام که از دیدن یک تابلو نقاشی به وجد نیاید پس چه بهترکه اگر به توانمندی های خود واقف هستیم حتما از نمایی نزدیک تر پا به این عرصه رنگ رنگ و آرامش بخش بگذاریم.

 

*مردم چقدر این روزها به دنبال هنر هستند و هنر اولویت چندم آنهاست؟

 

همانطور که گفتم دنبال کردن یک هنر با علاقمند بودن به آن دو مقوله مجزا است، تجربه کلی من به بازتاب نظرمردم نسبت به هنر این است که تقریبا خیلی ازآنها به یک هنر یا کلا هنر علاقه مند هستند به شکلی که از دیدن یا شنیدن یا خواندن یک اثر هنری احساس خوب و لذت می کنند اما افراد کمتری در پی کشف استعدادهای خود هستند که شاید بتوانند خود خالق یک اثر باشند که خب این به دلیل اوضاع کنونی و شرایط سخت مردم قابل درک است که انگیزه کمتری برای پیگیری هنر داشته باشند، با اینکه به شدت معتقدم پرداختن به هنر حال انسان را به شدت خوب می کند اما به طور کل باید بگویم که ما مردمی به شدت هنرفهم داریم وبی شک کشور ما مهد خیلی از هنرهاست و طبعا از چنین مردمی  چیزی جز مخاطبین شعورمند انتظار نمی رود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا