سریالسریال خارجی

خلاصه داستان قسمت آخر سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma + عکس

در این مطلب از خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma نوشته ایم به همراه اسامی بازیگران و نقش ها در سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma. این سریال شما را به چالش خواهد کشید که چگونه از یک انسان خوب به  یک انسان سنگدل و بی رحم بدل میشوی. شما اگر در زندگی جای این افراد بودید چه میکردید؟ سریالی بسیار جذاب و زیبا که شرایط امروزی انسان ها را به تصویر می‌کشد ، آیا در زندگی دیگران دخالت کرده ایم و به دلیل دانستن نقطه ضعفشان  زندگیشان را برهم زده ایم؟ آیا شده به صرف انتقام با دیگران بازی کنیم و در این بازی خود را بخواهیم تطهیر کنیم؟ یا بالعکس از انسانیت خود ضربه خورده اید؟ همه این ها به همراه جنایت و تروریسم سریال را زیباتر و جذابتر می‌کند .

سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma
سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

معرفی شخصیت ها

قدیر (کادیر آدالی): سرکمیسر مدیریت امنیت در بخش جرم های برنامه ریزی شده.. با اشتیاق به کارش وابسته اس.. مثل چشمش از دختر و همسرش مراقبت میکند اما آن ها را از دست میدهد

زینب: لچ باز خودسر اما زرنگ که ولی جعفر شیفته او شده

ولی: دنیای تاریکی دارد اما در این تاریکی نوری می تابد و این تابش نور همان زینب است  فرد بسیار باهوشی است همیشه از مشکلات قسر در می رود شخصیت شناس خوبی است و از نقطه ضعف های دیگران استفاده می کند اما هر قسمت که جلوتر می رویم شخصیت و کمی دگرگون می شود حالت مظلوم‌تری میگیرد و دشمنه مشترکی با قدیر پیدا می کند.

جمره: تک دختر  سلیم می باشد عاشق جوانی به نام کرم شده اما در قسمت ۲۱ می بینیم که  سلیم پدر او نمی باشد.

کرم: جوانی که ۵ سال حبس کشیده بسیار بدشانس عصبانیت او حدی ندارند  کمی کم عقل به نظر می رسد و البته هیجان زده

غالب: او شوهر زینب می باشد که قربانی ترس و نقطه ضعف هایش می شود  و توسط ولی جعفر کشته میشود

مرال: زن بسیار باهوش و مثبت گرا   البته بسیار پول دوست که برای پول هر کاری می کنم اما در ادامه شخصیت و عوض میشود

حیدر: مدیر قدیر  انسانی باهوش که دائماً به قدیر هشدار می دهد که مراقب خود باشد سریع عصبانی می شود البته عصبانیتش بیجا نیست

دمیر :وکیل ماهر اما تنها در زندگی شکست هایی خورده که باعت شده حریص شود

بلما : شخصیتی که به خاطر پول هر کاری می کند  انسان ذلیلی است به خاطر پول هم شجاعت دارد و هم ترس تا دم مرگ هم  میرود

سلیم:محترم بین افراد سیاسی، ماموران اداری و کارمندان هست و صاحب دفتر وکالت زیرزمینی است .. دخترش جمره مرکز زندگی اش هست.. وقتی دخترش خیلی بچه بود همسرش را از دست داده..  یا به عبارتی همسرش را کشته

جانسیز : شخصی بی رحم بدقول سنگدل و شخصی که همه را به بازی می دهد

سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma
سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

 

خلاصه سریال Carpisma تصادف

نام ترکی شخصیت اول مرد در ترکیه کادیر تلفظ می‌شد اما ما در این نقد معادل ایرانی اش یعنی قدیر میگوییم. در این سریال قدیر نقش یک پلیسی را بازی می‌کند که نان حرام از گلویش پایین نمی رود . در قسمت اول سریال او همراه با خانواده خود به استادیوم برای تماشای فوتبال می‌رود پس از اتمام فوتبال در سمت بیرونی ورزشگاه مورد حمله تروریست ها قرار میگیرد و خانواده خود را از دست میدهد و پس از آن به دنبال کشف حقیقت خواهد بود اما چه حقیقتی بدتر از این که پدر او یک بازیگر قهار و یک تروریست تمام عیار است ؟

مادر قدیر او را  هنگام بچگی به دلیل کشته شدن پسر اول در پارک رها می کند قدیر  در یتیم خانه ای به همراه دخترکی به نام زینب بزرگ می شود که از قضا در بچگی قول و قرار ازدواج می گذارند قدیر و زینب هر یک راه خود را رفته و با شخص دیگر ازدواج می کند.  شوهر زینب در تلاش برای پولشویی است و با تروریست‌ها همکاری می کند اما به دلیل دزدی و خروج از کشور دخترشان توسط شخصی به نام ولی جعفر به گروگان گرفته می شود تا بتوانند از این طریق پول های دزدیده شده را برگرداند از طرفی قدیر همسر و بچه خود را از دست داده و خود را مقصر  می داند و به فکر خودکشی است. زینب برای نجات دخترش از بانک دزدی می کند تا پول را به ولی جعفر برساند در همین حین گزارشی به دست قدیر میرسد که از بانک دزدی شده و قدیر خودکشی را به تعویق می اندازد تا مجرم را دستگیر کند در طرف دیگر ماجرا کرم که تازه از زندان آزاد شده به دلیل سابقه اش در هیچ کجا کار نمی دهند دست به دزدی می زند و جمره دختر پولدار ماجرا را با چاقو زخمی می کند در همین راستا جمره که خیانت نامادری خود را با شوهرش میبیند با شکمی زخمی داخل ماشین رفته تا خود را به بیمارستان برساند همچنین کرم از کار خود پشیمان شده و قصد بازگشت دارد تا جمره  را نجات دهد و در یک چهار راه چهار ماشین به یکدیگر برخورد می کند قدیر زینب جمره کرم و این آغاز ماجراست. نام سریال نیز بر گرفته است همین تصادف می باشد .


سریال ترکی تصادف قسمت 27
سریال ترکی تصادف قسمت ۲۷

ماجرای قسمت ۲۷ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

روز بعد، حال ولی کمی بهتر شده و سرپا می شود. آن زن، که مادر قدیر است، در مورد وضعیت زندگی قدیر از ولی سوال میکند. او کنجکاو است تا بداند که قدیر عاشق شده است یا نه. ولی به او در مورد زینب و رابطه آنها از دوران پرورشگاه می گوید. مادر قدیر، با ولی خیلی خوب برخورد کرده و به او میگوید که او را مانند پسر خودش دوست دارد. بعد از رفتن مادر قدیر، سلیم و دمیر به دیدن ولی می روند.ولی ابتدا بخاطر اینکه فکر میکند دمیر آنها را لو داده است، قصد دارد او را بکشد. سلیم توضیح میدهد که دمیر بی تقصیر است و جمره باعث لو رفتن آنها شده است. ولی تصمیم می‌گیرد هر طور که شده از قدیر انتقام بگیرد و میخواهد یکی از افراد ولی را بکشد. سلیم به او هشدار میدهد که حق ندارد بلایی سر جمره بیاورد. بعد از رفتن سلیم، ولی با دمیر صحبت کرده و به روی او می آورد که از رابطه او و بلما خبر دارد. دمیر در مورد فیلم و تهدید یعقوب به ولی میگوید.‌ولی به دمیر میگوید که در ازای همکاری با او و کشتن کسی، فیلم را به دست می آورد تا برای او دردسر نشود. دمیر این پیشنهاد را قبول میکند .

سلیم با جمره تماس گرفته و از او میخواهد که قرار ملاقاتی با زینب برای او ترتیب دهد.بعد از قطع این تماس، زینب تمایلی به این ملاقات ندارد اما قدیر میگوید، که مطمئن است که سلیم رابطی برای ولی است و ولی قصد دارد با زینب ارتباط برقرار کند. او از زینب میخواهد که سر این قرار برود و خطری او را تهدید نمی‌کند. قدیر که حدس می زند دمیر نیز برای ولی کار میکند، از جمره میخواهد که پیش دمیر برود و رابطه او و بلما را به روی او بیاورد تا ذهن دمیر درگیر شده و در کارش اشتباه کند. ولی با جاسوس خود در اداره پلیس تماس گرفته و از او میخواهد که آدرس یعقوب را پیدا کند و همچنین به وقتش، کسی که ولی میگوید را بکشد. مدیر با عصبانیت به شرکت سلیم می رود و او را تهدید میکند که اگر در ماجرای دزدی ولی از بیمارستان دستی داشته باشد، خودش او را خواهد کشت. او سپس مانند قدیر،با اسلحه خود شیشه اتاق سلیم را می شکند. کرم به همراه جمره به سمت شرکت می روند، زیرا قدیر از کرم خواسته است که به هیچ وجه از جمره فاصله می‌گیرد و مراقب او باشد. کرم برای مراقبت از آیلین، مادر خودش را به خانه قدیر می آورد. وقتی زینب به شرکت سلیم می رود، سلیم به او پیشنهاد کار در شرکت را می دهد.

سریال ترکی تصادف قسمت 26
سریال ترکی تصادف قسمت ۲۶

ماجرای قسمت ۲۶ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

مرال پیش یعقوب است. یعقوب، در حالی که به فیلم رابطه دمیر و بلما نگاه میکند، به مرال میگوید که دیگر چیزی را از او مخفی نکند. روز بعد، یعقوب به شرکت سلیم می رود. او وسط لابی شرکت روی میز رفته و با صدای موزیک، شروع به خواندن کرده و روی میز می‌رقصد. همه به او خیره می شوند. کمی بعد دمیر و بلما با دیدن او متعجب شده و پایین می آیند. یعقوب، در حال رقصیدن فیلم را به آنها نشان میدهد. همان لحظه، سلیم به شرکت می آید. دمیر و بلما هول شده و چیزی به روی خودشان نمی آورند. یعقوب نیز بدون هیچ حرفی از شرکت می رود. در خانه، آیلین که به ولی عادت کرده بود، از اینکه قدیر او را مجروح کرده ناراحت است و از قدیر دوری میکند. زینب سعی دارد آیلین را قانع کند که ولی آدم بدی بوده است و قدیر مرد خوبی است. کرم به همراه قدیر به تعمیرگاه دوست کرم می روند تا طلاهای دزدیده شده را از یعقوب پس بگیرند. یعقوب که در تعمیرگاه است، افراد خودش را جمع کرده و آنها بر سر طلاها شرط بندی میکنند، و سپس شروع به کتک کاری می‌کنند.

کرم و قدیر همه افراد یعقوب و خود او را به شدت کتک زده و سپس طلاها را با خودشان می برند. قدیر به بیمارستان رفته و بالای سر ولی می رود. او با ولی در حالی که بیهوش است صحبت میکند و از او میخواهد که به او بگوید مادرش کیست. او میگوید که تا وقتی مادرش را به او معرفی نکرده، نباید بمیرد. شب همگی در خانه قدیر سر میز شام هستند. زینب از اینکه دخترش را پس گرفته و ولی نیز دستگیر شده، خوشحال است و احساس آرامش میکند. کرم نیز طلاهای جمره را به او پس میدهد. اما قدیر به زینب می‌گوید که این تازه اول راه است و از این به بعد آنها دشمنان زیادی خواهند داشت که قصد ایجاد مشکل در زندگی آنها را دارند. سلیم در شرکت، مشغول بررسی پرونده‌ کرم است تا او را بهتر بشناسد و نقشه هایی دارد. همان لحظه، از طرف بی جان، کسی که سر دسته باند ولی است، به سلیم پیام می دهند که باید ولی را از بیمارستان فراری دهد.

تعدادی افراد مسلح به بیمارستان حمله کرده، و پلیسها را متفرق کرده و تیراندازی میکنند و موفق به بیرون بردن ولی از بیمارستان می شوند. بلما سر قرار با یعقوب و مرال می رود‌.او به یعقوب میگوید که در ازای کشتن جمره، به او پول خیلی خوبی میدهد. مرال این پیشنهاد را قبول کرده و میگوید که خودش جمره را می کشد. ولی به یک ساختمان منتقل می شود.زنی بالای سر او آمده و دست ولی را میگیرد. ولی به هوش می آید و با لبخند رو به آن زن میگوید :«مادرم رو گرفتن. اما روزگار بهم یه مادر دیگه داد»

قسمت ۲۵ سریال ترکی تصادف
قسمت ۲۵ سریال ترکی تصادف

ماجرای قسمت ۲۵ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

سلیم سعی دارد که جمره را آرام و توجیه کند، اما جمره با عصبانیت میگوید که دیگر دختر سلیم نیست و نمی‌تواند با دروغهای آنها زندگی کند. ولی به همراه آیلین به پشت بام می رود. ولی، آیلین را پنهان میکند و از او میخواهد که بیرون نیاید. قدیر، اسلحه ای به کرم میدهد و از او میخواهد که مراقب ساختمان و افراد ولی باشد. او مسئولیت تیر اندازی کرم را به عهده می‌گیرد. سپس به پشت بام آمده و با ولی رو در رو می شود. آنها مدام به سمت یکدیگر شلیک کرده و پنهان می شوند. جمره به همراه زینب به زیرزمین رفته و مراقب است تا زینب به طبقه بالا نرود. کرم نیز در ساختمان کشیک می دهد تا کسی داخل نیاید. سلیم به داخل ساختمان برگشته و بخاطر تهدید کرم، با او بحثش می شود. کرم با زور و تهدید او را از ساختمان بیرون می کند. قدیر و ولی در پشت بام مشغول بحث و تیر اندازی به یکدیگر هستند. قدیر به ولی میگوید که مقصر خود او بوده است که بخاطر کار خلاف باعث مرگ خانواده اش شده است.

او میگوید که آنها باز هم می‌توانند با یکدیگر برادر باشند. ولی میگوید که هرگز برادر دیگری نخواهد داشت.قدیر بالاخره ولی را گیر انداخته و به او تیر می زند. ولی در حالی که مجروح شده، به قدیر می‌گوید که مادر او را پیدا کرده است. قدیر شوکه می شود. ولی از حال می رود. قدیر با آمبولانس تماس میگیرد و ولی را به بیمارستان منتقل می کنند. او آیلین را پیدا کرده و به دست زینب می رساند. زینب از دیدن این خوشحال شده و او را به آغوش می‌کشد. سلیم با عصبانیت سراغ دمیر می آید و از تصور جاسوس بودن و همدستی او با قدیر و پلیس،با او دعوا میکند. دمیر چنین چیزی را انکار میکند. آنها به شماره ای که پیام داده بود تماس می‌گیرند. قدیر جواب داده و میگوید که پیام دادن کار او بوده است. او به عمد با حرفهایش، حرص سلیم را در می آورد. سلیم با عصبانیت با مدیر تماس میگیرد و خبر میدهد که قدیر بدون داشتن حکم قضایی و خارج از مأموریت، اقدام به حمله به ولی کرده است و خودش ماموریت خودسرانه ای انجام داده است.

مدیر از کارهای قدیر عصبی می شود. او به بیمارستان می رود و درجه و اسلحه قدیر را از او میگیرد. ولی در اتاق عمل است و وضعیت خوبی ندارد. کمی بعد، قدیر به خانه برمی‌گردد. جمره که دیگر قصد ندارد به خانه برگردد، تصمیم می‌گیرد به هتلی برود. کرم به اصرار او را همراهی میکند. از رفتار بین کرم و جمره مشخص است که علاقه ای دو طرفه بین آنها شکل گرفته است.

قسمت ۲۴ سریال ترکی تصادف
قسمت ۲۴ سریال ترکی تصادف

ماجرای قسمت ۲۴ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

جمره به شرکت رفته و به اتاق سلیم می رود، تا موبایل پنهانی او را پیدا کند. وقتی او در حال گشتن است، دمیر وارد اتاق می شود. جمره وانمود میکند که دنبال پرونده ای میگردد. دمیر به جمره نزدیک شده و میخواهد او را ببوسد، اما جمره به بهانه حرمت اتاق پدرش از او فاصله می‌گیرد و بیرون می رود. مدیر، قدیر را صدا زده و به او میگوید که بابت شکایت سلیم، مدتی از کار تعلیق شده و پرونده ولی را از او میگیرد. وقتی که قدیر متوجه می شود که سلیم بعد از گذشت چند ماه، تازه از او شکایت کرده است، به سلیم شک میکند و سریع با جمره تماس میگیرد. او به جمره میگوید که سلیم دیگر با ولی کار نمیکند و مطمئن است که کارهایش را به فردی مورد اعتماد خودش سپرده است. جمره میگوید که نزدیک ترین فرد به سلیم، دمیر است. او سریع به اتاق دمیر می رود و دنبال گوشی می گردد. سپس گوشی را داخل جیب کت دمیر پیدا میکند و با خودش تماس میگیرد تا شماره آن را پیدا کند. همان لحظه دمیر وارد اتاق می شود.

جمره سریع گوشی را سر جایش گذاشته و با بوسیدن دمیر، وانمود میکند که بخاطر او به اتاق آمده بود. سپس بیرون آمده و دهانش را با کراهت پاک میکند. زینب سر خاک پدرش می رود. ولی که از آیلین شنیده است که زینب بیشتر مواقع سر خاک پدرش می رود، به آنجا رفته تا زینب را ببیند. زینب با دیدن ولی، عصبانی می شود. ولی میگوید که اگر آیلین را به زینب بدهد، دیگر نمی‌تواند او را ببیند. او میگوید که زینب دیگر حالا فقط نقطه ضعف قدیر نیست، بلکه نقطه ضعف او نیز هست. زینب که چاقویی در جیب دارد، با خشم به ولی حمله کرده و چاقو را در شانه او فرو میکند. ولی با اسلحه به سمت زینب نشانه رفته و با تهدید او را از خودش دور می کند. کرم به خانه مادر مرال می رود.مرال در اتاقش، مشغول پاک کردن فیلم در کامپیوتر است. کرم پیش مرال می رود. مرال از دیدن کرم شوکه می شود و با نگاهی عاشقانه به او خیره می شود. کرم بی مقدمه از او فیلم را میخواهد.

مرال میگوید که فیلم را پاک کرده است. او از اینکه کرم به جمره علاقه دارد عصبی است و سعی دارد به کرم نزدیک شود، اما کرم از او فاصله می‌گیرد. مرال با حسرت به او میگوید که بخاطر کرم،تمام سعی اش را میکند تا به جمره کمک کند. زینب با قدیر در کافه قرار گذاشته و به او میگوید که ولی را دیده و او را با چاقو زخمی کرده است. قدیر از این کار زینب عصبی می شود. دمیر پیش سلیم آمده و به او میگوید که از خط ولی برای او پیامی آمده و از سلیم خواسته شده تا به دیدن ولی برود. قدیر به خانه می رود و به زینب میگوید که امشب حتما آیلین را پس خواهد گرفت. او نقشه ای کشیده و از کرم میخواهد که با هماهنگی او به آدرسی که ارسال میکند برود. شب، سلیم به خانه ولی می رود. ولی از دیدن او متعجب شده و میگوید که او پیامی نفرستاده و این یک تله است. او فوری دست آیلین را گرفته و میخواهد از آنجا فرار کند. سلیم نیز از در خانه بیرون می آید. او داخل کوچه، جمره را می‌بیند که با عصبانیت با او بخاطر دروغ‌هایش و همدستی با ولی و دانستن جای آیلین، دعوا میکند.

ماجرای قسمت ۲۳ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

قدیر بالاخره وارد ساختمان شده و وقتی زینب را در وضعیت آشفته می‌بیند ، او را بغل کرده و دلداری میدهد. در روز دادگاه، زینب به همراه جمره به عنوان وکیلش، در جلسه حاضر شده و تبرئه می شود. قدیر از او میخواهد که به عمد در مقابل خبرنگاران حرف بزند و با حرفهایش باعث شود تا ولی از رفتن منصرف شود، زیرا او مطمئن است که ولی قصد رفتن از کشور را دارد و آنوقت دیگر به آیلین دسترسی نخواهند داشت. زینب مقابل دوربین، میگوید که حاضر است کسی که به او بدی کرده را ببخشد و از او نفرت ندارد. او غیر مستقیم به ولی اشاره میکند. ولی به همراه آیلین قصد دارد سوار قایق شده و شهر را ترک کنند. او وقتی فیلم پخش شده زینب را در اخبار میبیند، از رفتن منصرف می شود. او تصمیم گرفته است که هر طور شده زینب را به دست بیاورد. در اداره، سلیم به همراه برگه ای پیش مدیر آمده و میگوید که از قدیر بخاطر خسارت و تیر اندازی در شرکتش شکایت کرده است. مدیر متعجب می شود و سپس با قدیر بخاطر چنین کاری دعوا میکند. قدیر به خانه می آید و به همراه کرم و جمره و زینب، مشغول نقشه کشیدن برای پیدا کردن آیلین هستند.

قدیر از جمره میخواهد که هر طور شده، موبایل پنهان پدرش را پیدا کند و شماره آن را به قدیر بدهد. از کرم نیز میخواهد که فیلمی که دست مرال است از او بگیرد. همچنین از زینب میخواهد که منتظر ولی باشد، زیرا او به زودی به سراغش می آید و از زینب میخواهد رفتار اشتباهی نکند. سلیم، دمیر را با خودش پیش ولی می برد و به او میگوید که از این به بعد کارها را به او می سپارد. او به ولی اطمینان میدهد که دمیر قابل اعتماد است. ولی دمیر را تهدید میکند که در صورت هرگونه خطایی، او را خواهد کشت. سپس با یکدیگر در مورد روند کارشان صحبت میکنند. او از دمیر میخواهد که پول هایش را پیدا کند و از طریق جاسوسش، به او برساند. همچنین تذکر میدهد که سیم‌کارت گوشی پنهان را بعد از استفاده،بیرون بیندازد. کرم به خانه مادرش می رود و وقتی میفهمد پدرش، مادرش را دوباره کتک زده، عصبانی شده و این بار پدرش را تهدید به مرگ میکند. سپس به مادرش امید میدهد که به زودی او را از آنجا می برد. در شرکت، سلیم پیش جمره می رود. جمره با سلیم خوب برخورد میکند و سعی دارد از رفتار او چیزی بفهمد. سلیم میگوید که وکالت ولی را کنار گذاشته است و دیگر نمیخواهد کاری که جمره را ناراحت میکند انجام دهد. جمره از او در مورد جای آیلین سوال میکند و سلیم در این مورد اظهار بی اطلاعی میکند و میگوید که اگر جای بچه را میدانست حتما خبر میداد. بعد از رفتن سلیم از اتاق، قدیر با جمره تماس گرفته و تاکید میکند که برای پیدا کردن آیلین او باید موبایل پنهان پدرش را پیدا کند.

ماجرای قسمت ۲۲ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

ولی با بهت و ناراحتی، بالای سر جنازه ها می رود و با گریه با آنها حرف می زند. در زمان حال، آیلین وقتی متوجه می شود که حال ولی بد شده و روی زمین افتاده، سریع قرص او را برداشته و داخل دهانش میگذارد‌. او ولی را نوازش میکند و از او میخواهد که زودتر خوب شود. زینب و قدیر منتظر خبری از سمت ولی هستند. ولی با زینب تماس میگیرد و آدرس دیگری به او میدهد. سپس به او میگوید که آیلین زندگی اش را نجات داده و از اینکه زینب دختر مهربانی تربیت کرده است، از او تشکر میکند. زینب به آدرس مورد نظر می رود تا طبق دستورهای ولی عمل کند. قدیر نیز همچنان تعو را تعقیب میکند. زینب به یک ساختمان متروکه می رود.قدیر با مدیر تماس میگیرد و آدرس را به او میگوید، اما از آنها میخواهد که فعلا اقدامی نکنند. مدیر از او میخواهد که بی اجازه و به اختیار خودش اقدامی نکند، اما قدیر میگوید که خودش به شخصه ولی را مجازات خواهد کرد. مدیر که نگران قدیر و کارهای او می شود، اکیپ خودش را به منطقه اعزام میکند. جمره سر قرار با مرال می رود. مرال بابت دادن فیلم از او پول میخواهد. جمره قبول نمیکند و قصد دارد برود.

همان لحظه، مرال فیلم را برای او پخش میکند. جمره با دیدن دمیر و بلما در حین رابطه، شوکه می شود. کرم خودش را به خانه قدیر می رساند و او را صدا می زند. او متوجه می شود کسی خانه نیست. کمی بعد، او از شدت خونریزی از حال می رود. غالب نیز به ساختمانی که زینب رفته است، می‌رود. زینب از دیدن او متعجب شده و از اینکه طبق نقشه عمل نکرده و در مکان خودش نمانده بود از غالب عصبانی می شود. او نگران آیلین است و میترسد که ولی دیگر بچه را به او ندهد. ولی به همراه تعداد زیادی از افرادش، در محله، پایین ساختمان، قدیر را به همراه اکیپ پلیس می بیند. او از اینکه زینب به همراه پلیس آمده است عصبانی شده، سپس وارد ساختمان می شود.‌قدیر قصد دارد به دنبال زینب برود اما افراد ولی جلوی او را گرفته و همه افراد پلیس را کتک زده و درگیری ایجاد می شود. ولی با زینب بخاطر خبر دادن به پلیس و هم‌دستی با قدیر دعوا میکند. سپس زینب را وادار میکند تا غالب را بکشد، وگرنه آیلین را به او نمی‌دهد. زینب با آشفتگی، چنینی کاری را رد میکند. ولی به زور، اسلحه را در دست زینب میگذارد و میگوید که در غیر این صورت آیلین را میکشد. سپس دست زینب را فشار میدهد تا به سمت غالب شلیک شود. او چندین گلوله به غالب می زند و او را میکشد. زینب با ناراحتی گریه می کند و جیغ میکشد. افراد ولی، جنازه غالب را برداشته و از آنجا می روند.

ماجرای قسمت 21 سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

ماجرای قسمت ۲۱ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

جمره به خانه برمیگردد‌ و متوجه می شود که کرم از خانه فرار کرده است. او بخاطر حواس پرتی دمیر با او بحث میکند و با عصبانیت، از خانه خارج شده تا دنبال کرم برود. همان لحظه، مرال با جمره تماس میگیرد و با نگرانی حال کرم را از او می پرسد. جمره از اینکه مرال نگران کرم است حرصش گرفته و جواب او را نمی‌دهد. مرال بی مقدمه میگوید که فیلمی که جمره میخواهد دست اوست، و با او قرار میگذارد تا فیلم را به او بدهد. هنگامی که مرال قصد دارد از خانه خارج شود، یعقوب جلوی او را میگیرد. مرال به بهانه خبر گرفتن از وضعیت کرم برای فرار خودشان از دست پلیس، یعقوب را قانع میکند تا بتواند از خانه خارج بشود. زینب از در خانه بیرون آمده تا سراغ ولی برود. قدیر که دم خانه او رسیده است، زینب را تعقیب میکند. ولی در خانه حالش بد شده و روی زمین می افتد. او در این حالت، یاد زمان گذشته می افتد : مدیر به قدیر اطلاع میدهد که پودری که او برای آزمایش داده بود، مواد مخدر بوده است.

قدیر میگوید که متوجه خائن بینشان شده است، اما اسمی از او پیش مدیر نمی‌برد. سپس سراغ ولی می رود و بی مقدمه روی او اسلحه میکشد. ولی میگوید که بخاطر به دست آوردن پول بیشتر، دست به چنین کاری زده است. سپس از قدیر میخواهد که اجازه رفتن به او بدهد، زیرا افراد باند خانواده او را تهدید به مرگ کرده اند. قدیر اجازه رفتن به ولی را نمیدهد. ولی پافشاری کرده و میگوید که اگر اتفاقی برای خانواده اش بیفتد، قدیر عذاب وجدان خواهد گرفت. او سپس از دست قدیر فرار کرده و سوار ماشین می شود تا سر قرار برود، اما سر قرار ، متوجه می شود که صندوق او خالی است و قدیر تمام مواد را برداشته است. رییس باند، به افرادش زنگ می زند تا خبر بدهد که خانواده ولی را بکشند. ولی با او درگیر شده و خودش تیر میخورد. سپس به سختی سوار ماشین شده تا به سمت خانه برود. قدیر که نگران حرف ولی شده، خودش به سمت خانه ولی می رود.

خانواده ولی در خانه دور هم جمع شده و مشغول صحبت و بگو و بخند هستند و مادر او منتظر آمدن ولی است. افراد باند مواد مخدر، به سمت خانه حمله کرده و خانه را به رگبار می بندند. آنها پدر و مادر و خواهر و برادر ولی را میکشند. وقتی که قدیر به خانه می رسد، متوجه می شود که دیر شده است و همه افراد خانواده ولی کشته شده اند. او خودش نیز از افراد باند مواد مخدر، تیر میخورد. کمی بعد، ولی سراسیمه به خانه می رسد. قدیر با ناراحتی میگوید که دیر رسیده و نتوانسته است آنها را نجات دهد.

ماجرای قسمت ۲۰ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

ولی شروع به لرزیدن کرده و سریع قرصی را که در دست دارد، میخورد. او در مقابل کنجکاوی آیلین، میگوید که اگر قرص ها را نخورد مریض شده و میمیرد. جمره با دمیر تماس گرفته و آدرس پارکینگ را میدهد تا او فوری خودش را به آنجا برساند. وقتی دمیر به پارکینگ می آید و وضعیت را میبیند، عصبانی شده و سعی میکند جمره را با خودش ببرد و از او میخواهد که دردسر درست نکند. اما جمره حاضر به رها کردن کرم نیست و میگوید که کرم به خاطر او مجروح شده است. او دمیر را راضی میکند تا کرم را سوار ماشین کرده و برای درمان به جایی ببرند. دمیر با اکراه قبول میکند. غالب با قدیر تماس گرفته و خبر میدهد که به استانبول آمده و برای دادن پول ها پیش او خواهد آمد. ولی به او میگوید که اگر به همراه پلیس بیاید، دخترش را خواهد کشت. جمره و دمیر، کرم را به همان ویلای روستایی که کرم و یعقوب دزدی کرده بودند می برند، و دکتری آشنا را برای مداوای او خبر میکنند. قدیر، یاد سالها قبل می افتد، که مدیر او را صدا زده و گفته بود که بین تیم آنها، یک نفر در حال همکاری با باند قاچاق مواد است و باید هرچه زودتر آن فرد را پیدا کنند. او از قدیر میخواهد که بین افراد جست و جو کند.

قدیر که به رفتارهای ولی شک دارد، پنهانی صندوق ماشین او را چک کرده و پودر سفیدی که داخل صندوق ریخته را برای آزمایش نزد مدیر می برد، اما اطلاع نمی‌دهد که آن را از کجا پیدا کرده. ولی دوباره برای جاسازی مواد پیش افراد باند می رود.یکی از افراد، اتاقی را به ولی نشان میدهد که افراد خانواده پستچی های دیگر را به عنوان ضمانت گرفته و چون آنها محموله را به موقع نرساندند، آنها را مقابل ولی می کشند. ولی شوکه می شود. آن فرد به ولی میگوید که ۱۲ ساعت فرصت دارد تا محموله را برساند، وگرنه خانواده او نیز کشته خواهند شد. همان شب، قدیر پیش ولی می رود، و غیر مستقیم به او میفهماند که متوجه کارهای اوست و از او میخواهد از این کار دست بکشد، اما ولی نیز غیر مستقیم به او میفهماند که ترجیح میدهد به کارش ادامه بدهد و به جای اینکه طعمه دیگران باشد، خودش کسی باشد که شکار میکند. در زمان حال، قدیر غالب را که در حال بردن ساک پول برای ولی است تعقیب میکند. غالب در ایس اتوبوس ایستاده و یک موتوری، کیف پول را از او میگیرد و یک آدرس به او میدهد.

قدیر که این نقشه ولی را می شناسد، به عمد دنبال غالب نمی رود. دکتر بعد از معاینه کرم میگوید که وضعیت او وخیم است و ممکن است بمیرد. بعد از رفتن دکتر، دمیر به جمره می‌گوید که مطمئن است فیلمی در کار نیست و علت این مسایل و پافشاری پلیس، بخاطر سلیم است، زیرا سلیم وکیل ولی جوهر است. جمره با شنیدن این حرف شوکه شده و با عصبانیت از خانه بیرون می آید او از دمیر میخواهد که مراقب کرم باشد. سپس به شرکت سلیم می رود و با او شروع به دعوا میکند. سلیم میگوید که بخاطر پول و رفاه او وکالت ولی را قبول کرده است، وگرنه با پرونده های کوچک به جایی نمی‌رسیدند. جمره با عصبانیت میگوید که دیگر اعتمادی به حرفهای سلیم ندارد و از این به بعد به همه چیز شک خواهد کرد. ولی با زینب تماس میگیرد و میگوید که آیلین را به غالب نمی‌دهد و فقط دست او می‌دهد.او از زینب میخواهد به آدرسی که او میگوید برود.

سریال ترکی تصادف

ماجرای قسمت ۱۹ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

در پارکینگ، یعقوب اسلحه را روی سر جمره گذاشته و در حال تحقیر کردن کرم است. کرم یاد حرفهای نگهبان زندان می افتد که گفته بود مراقب باشد تا به قصد کمک، به کسی آسیب نزند. سپس به جمره نگاه میکند. غالب به همراه قدیر و زینب به یک ساختمان نیمه کاره می روند. قدیر به غالب میگوید که برای پیدا کردن آیلین، باید با یکدیگر متحد شده و طبق نقشه عمل کنند. سپس زینب میخواهد به تنهایی با غالب صحبت کند. او با عصبانیت سیلی به غالب می زند و او را مقصر تمام بدبختیهای هایش می داند . غالب میگوید که زینب هرگز به او علاقه نداشته و نگاهی که حالا به این مرد، یعنی قدیر دارد را تابحال به او نداشته است. زینب به قماربازی و خیانت‌های مکرر غالب اشاره میکند و حالا نیز آیلین را از او میخواهد. غالب میگوید که ولی آدم خیلی خطرناکی است، اما با این حال قبول میکند که با قدیر همکاری کند.

در پارکینگ، یعقوب به مرال میگوید که بین کرم و جمره یکی را برای کشتن انتخاب کند. مرال، مضطرب شده و در نهایت جمره را انتخاب میکند. همان لحظه کرم جلو آمده و با یعقوب درگیر می شود. در حین درگیری، یعقوب به کرم شلیک کرده و او را مجروح میکند. او به همراه مرال و دوستش سریع از آنجا فرار میکنند. جمره که از دست یعقوب رها شده، با نگرانی کنار کرم آمده و میخواهد او را به بیمارستان ببرد، اما کرم قبول نمیکند زیرا نمیخواهد دوباره به زندان برود. در مسیر، یعقوب از دست مرال عصبانی شده و میگوید که او حتما کرم را دوست دارد، زیرا او را برای کشتن انتخاب نکرد. مرال که در واقع کرم را دوست دارد، به یعقوب می گوید که به عمد بخاطر استفاده از جمره ، برای گرفتن پول از نامادری او چنین چیزی گفته است. او یعقوب را توجیه کرده و سپس به راهشان ادامه می‌دهند. ولی برای آیلین اسباب بازی های زیادی خریده تا او را سرگرم کند، اما آیلین تمایلی به بازی با آنها ندارد و میخواهد از آنجا برود.

ولی به او میگوید که رفتنش بستگی به رفتار پدر و مادر او دارد و اگر امروز آنها کاری که او میخواهد را انجام دهند، او میتواند برود. قدیر و زینب داخل ماشین هستند. قدیر، آهنگ مادرش را پخش می‌کند و یاد روزی می افتد که در پرورشگاه، به همراه زینب به این آهنگ گوش می‌دادند. او سپس به زینب دلداری میدهد که امروز همه چیز ختم به خیر می شود و او دخترش تحویل خواهد گرفت . در شرکت سلیم، او بخاطر قبول وکالت کرم، در حال بحث با دمیر است. او میگوید که شرکت آنها جای پرونده افراد کثیفی مانند کرم نیست. دمیر با طعنه به سلیم میگوید که او خودش نیز وکیل ولی است و قدیر بابت این قضیه شرکت آنها را تهدید کرده است. سلیم از حرف دمیر عصبی می شود.

سریال ترکی تصادف

ماجرای قسمت ۱۸ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

ولی برای اینکه اعصاب قدیر را به هم بریزد، هماهنگ میکند تا از طرف پزشک قانونی، گوشواره های اسلی را که بعد از مرگ شناسایی شده اند، به اداره بفرستند. وقتی که مدیر، گوشواره ها را به قدیر می دهد،او به شدت به هم می‌ریزد و عصبی می شود. سپس وسط سالن اداره ایستاده و به همه می‌گوید که هر طور شده، باعث و بانی این ماجرا را پیدا کرده و او را به سزای اعمالش می رساند و هیچ رحمی نمیکند. وقتی قدیر از اداره بیرون می آید، زینب را دم در می بیند. زینب بخاطر آشفتگی قدیر، او را به رستورانی می‌برد تا کمی آرام شود . آنها به رستورانی می روند که در ایام قدیم از آنجا خاطره داشتند. قدیر، از دورانی که زینب او را ترک کرده بود صحبت میکند و از سختی هایش میگوید. او سپس میگوید که اسلی تمام رفتارهای او را تحمل کرده بود به او او علاقه داشت. قدیر نیز با وجود علاقه به زینب، با اسلی ازدواج کرده بود.

قدیر میگوید که اسلی هرگز در مورد احساس او نسبت به زینب سوالی نکرده بود، زیرا از جواب آن میترسید. بعد از رفتن قدیر از رستوران، پیامی برای او می آید که داخل آن، همان آهنگی است که مادر قدیر آن را خوانده بود. ولی به عمد آن آهنگ را فرستاده تا قدیر را اذیت کند. در رستوران، یک نفر جعبه ای روی میز زینب میگذارد که داخل آن یک موبایل است. ولی پشت خط، با زینب صحبت کرده و به او میگوید که با تحویل غالب و پول، آیلین را به او پس میدهد. او از زینب میخواهد که موضع خودش را بین او و قدیر مشخص کند.زینب میگوید که طرف اوست‌. غالب وقتی از نداشتن سوء پیشینه مطمئن می شود، با خیال راحت به ترکیه برمیگردد. او همان ابتدا در فرودگاه سراغ کمدش می رود و چمدان پول را برمیدارد و به سمت خانه می رود. کرم به جمره خبر میدهد که قرار است به دیدن یعقوب برود و فلش را نیز از او میگیرد.

جمره به اصرار همراه کرم می رود. کرم، جمره را دم در پارکینگ پیاده کرده و خودش داخل می رود. او مرال را می‌بیند که داخل پارکینگ منتظر او ایستاده است. کرم پیاده شده و بی مقدمه شروع به ابراز ناراحتی و گله از کار کثیف مرال و خیانتش میکند. مرال در سکوت فقط گریه میکند. همان لحظه، یعقوب به همراه جمره ، در حالی که اسلحه را روی سر او گذاشته است، پیش آنها می آید .دوست یعقوب و کرم نیز که با یعقوب هماهنگی کرده بود، همراه اوست. تاکسی ای که غالب از فرودگاه سوار آن شده بود، ناگهان گوشه خیابان نگه داشته و قدیر یه عنوان راننده آن پیاده می شود. زینب نیز به آنجا آمده و هر دو، با علی صحبت میکنند و قدیر به او میگوید که باید با آنها همکاری کند.

سریال ترکی تصادف

ماجرای قسمت ۱۷ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

وقتی ولی کلیپ زینب را در اخبار می بیند، نیت او را میفهمد و از اینکه زینب کارش را خوب بلد است، خوشش می آید. در خانه مادر کرم، مشغول خدمت کردن به پدر کرم و دوستان اوست که طبق معمول در خانه آنها بساط مشروب خوری راه انداخته اند. پدر کرم با مادر او بد رفتاری کرده و او را مقابل دوستانش تحقیر میکند. کرم از زندان آزاد می شود. او هنگام بیرون آمدن، از نگهبان می شنود که پسری را که از او در مقابل لات های زندان دفاع کرده بود، به دست همان افراد کشته شده است. کرم به شدت عصبی شده و دادو بیداد میکند. نگهبان میگوید که کرم بخاطر مراقبت از آن پسر، باعث مرگ او شد. او کرم را نصیحت کرده و می‌گوید که از این به بعد حواسش باشد تا به جای خوبی کردن به کسی، به او آسیب نرساند.

کرم با ناراحتی بیرون می آید. جمره، دم در منتظر او ایستاده است. کرم به او می‌گوید که هر زمان فیلم را به دست آورد، به او خبر میدهد. غالب، با آشنایان خود تماس گرفته و از آنها میخواهد که وضعیت سو پیشینه و تحت تعقیب بودن او را چک کنند. کرم به خانه قدیر می رود. قدیر از او میخواهد که در آن خانه زندگی کند و از این به بعد زندگی جدیدی برای خودش بسازد. او همچنین کرم را تهدید میکند که دیگر حق انجام هیچگونه خلافی ندارد. یعقوب سر قرار می رود. او متوجه می شود که دمیر نیامده و او را سرکار گذاشته است. او با عصبانیت سوار ماشین شده و با دوستش به سمت هتل برمیگردد. دمیر که او را زیر نظر گرفته است، آنها را تعقیب میکند. کرم با دوستش، که یعقوب نیز داخل ماشین اوست، تماس میگیرد. او سراغ یعقوب را از او میگیرد، و وقتی می فهمد که دوستش قرار است برای بعد از ظهر، ماشینش را به یعقوب قرض بدهد، از او میخواهد که خودش به جای او ماشین را ببرد تا یعقوب را غافلگیر کند.

یعقوب حرفهای کرم را می شنود. وقتی یعقوب به هتل می رسد، دمیر به اتاق او می آید و بی مقدمه شروع به کتک زدن یعقوب می کند. او فیلم را از گوشی یعقوب پاک کرده و فلش را نیز از او میگیرد و بعد از گوشمالی حسابی یعقوب، از انجا می رود. او با خوشحالی پیش بلما رفته و خبر میدهد که دیگر تهدیدی در کار نیست و فیلمها را گرفته است. ولی ، یادش می آید که در سال ۲۰۰۷، هنگامی که پلیس بود، با یک باند مواد مخدر همکاری میکرد و مواد آنها را جابجا میکرد. او حتی سر این ماجرا، همراه خودش را که قبل از قدیر با او کار میکرد، کشته بود.

ماجرای قسمت ۱۶ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

وقتی که ولی از غذاخوری بیرون می آید،حواسش نیست و در خیابان به کسی تنه می زند. آن فرد از دست ولی عصبانی می شود و با او بحث میکند. ولی که ذهنش درگیر است، از آن رهگذر کلافه شده و او را به کوچه ای خلوت می برد و در حد مرگ کتک می زند.قدیر، یاد دوران کودکی خودش و زینب در پرورشگاه می افتد.قدیر هدفونی در گوشش گذاشته و با واکمن به صدایی گوش می دهد. زینب پیش او می آید و قدیر میگوید که داخل آن کاست، صدای مادر اوست که آن را برای قدیر گذاشته است. او و زینب هر دو به صدای ضبط شده ی زنی که آواز میخواند، گوش می دهند. زینب و قدیر هر دو اطمینان دارند که روزی پدرو مادرشان به دنبال آنها می آیند و آنها را از پرورشگاه می برند. در زمان حال، زینب با عصبانیت به قدیر میگوید که پدرش هرگز به دنبال او برنگشت و او نمیخواهد که آیلین نیز چشم انتظار او باشد و نا امید شود.

قدیر به او قول میدهد که آیلین را پیدا میکند، اما از او میخواهد که دیگر بی اطلاع از او کاری نکند. سپس قبل از اینکه مدیر متوجه فرار زینب بشود، او را به سمت خانه می برد‌. دمیر به اتاق کار جمره می رود و در مورد علت عوض شدن تصمیم او سوال میکند. جمره می‌گوید که بخاطر پاک شدن خون روی زمین، به بلما شک دارد. دمیر که خودش خون را پاک کرده است، در ظاهر به جمره حق میدهد.‌ جمره از دمیر میخواهد که وکالت کرم را به عهده بگیرد و هر طور شده او را زودتر از زندان بیرون بیاورد. دمیر کلافه می شود اما جمره روی حرف خود تاکید میکند. مرال به خانه مادری اش می رود تا وسایلش را جمع کند. او در این حین، فیلم مورد نظر را پنهانی روی فلش خودش نیز کپی میکند. سپس هنگامی که داخل ماشین، پیش یعقوب برمیگردد، به یعقوب میگوید که او فلش را در هتل جا گذاشته بود و آن را به یعقوب پس میدهد. یعقوب از اینکه مرال تا الان فلش را به او پس نداده بود متعجب می شود، اما مرال میگوید که این موضوع را فراموش کرده بود.

دمیر به ملاقات کرم می رود و میگوید که وکیل اوست، و خبر میدهد که او فردا آزاد می شود، اما او را آدم فرصت طلبی میخواند که قصد بازی دادن جمره را دارد و به دروغ در مورد فیلم به جمره وعده داده است. کرم می‌گوید که بعد از آزاد شدن این قضیه را به آنها ثابت خواهد کرد. وقتی قدیر زینب را به خانه می آورد، کمی بغد، حکم منع استفاده از دستبند الکترونیکی زینب صادر می شود و او منع تعقیب می شود.قدیر از اینکه زینب دیگر قابل کنترل نخواهد بود، عصبی شده و کادرخودش و محافظین را از دم خانه جمع کرده و می روند. سلیم سر قرار با ولی می رود و به او یادآوری میکند که تنها چند روز تا تحویل پول فرصت دارد. ولی از تهدید او عصبی شده و به او یادآوری میکند که برای فهمیدن جمره، در مورد اینکه سلیم وکیل اوست، و نابود شدن زندگی سلیم بخاطر این مسأله نیز چیز زیادی نمانده و همچنین در این صورت جمره، علت واقعی مرگ مادرش را نیز خواهد فهمید.

سلیم دفاعی ندارد و سکوت میکند. بلما به دمیر در مورد گرفتن شماره یعقوب خبر میدهد.دمیر با یعقوب تماس میگیرد و میگوید که پول حاضر است، و برای فردا با یکدیگر قرار میگذارند. در اداره، قدیر آرشیو فیلمهای فرودگاه را چک کرده و غالب را کنترل میکند، و متوجه گذاشتن چمدان پول داخل کمد می رود. او پیش مدیر می رود و درخواست ده میلیون یورو پول تقلبی میکند تا چمدان ها را عوض کنند. زینب برای اینکه بتواند غالب را برگرداند، به کمک جمره یک کلیپ از خودش تهیه میکند و داخل آن از رنج و عذاب دزدیده شدن دخترش، و تلاش تنهایی خودش بخاطر نبودن پدر آیلین صحبت میکند. او سعی دارد با تحریک احساسات غالب او را برگرداند.کلیپ زینب در تلویزیون پخش می شود و همه آن را می بیند.

ماجرای قسمت ۱۵ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

در سال ۲۰۰۷، ولی و قدیر صبح در استادیوم بیدار می شوند. ولی ، صحبتهای قدیر را به روی او می آورد. قدیر از اینکه در حالت مستی، همه چیز را برای ولی تعریف کرده است، عصبی می شود. آنها برای خوردن سوپ به رستوران می روند. ولی در مورد زینب و احساسات قدیر نسبت به او سوال میکند. قدیر برای او درد و دل میکند، و میگوید که بعد از رفتن زینب، او فقط اسلی را در زندگی اش به عنوان یک دوست دارد که برای او از دوران یتیم‌خانه مانده است. ولی از او سوال میکند که اگر روزی زینب از او کمک بخواهد، بخاطر او هرکاری حاضر است انجام دهد؟ قدیر چنین چیزی را تایید میکند.
در زمان حال، ولی به این فکر میکند که قدیر در حال حاضر چنین کاری را میکند، و او از نقطه ضعف قدیر استفاده کرده است. زینب اصرار دارد تا دخترش را ببیند. ولی کمی با او بحث کرده، و سپس در خانه رهایش میکند تا خودش آیلین را پیدا کند. زینب اتاق دخترش را پیدا کرده و سراغ او می رود، و آیلین را بغل کرده و خیالش راحت می شود. ولی با قدیر تماس میگیرد و بابت اینکه زینب پیش او رفته است، قدیر را حرص میدهد. قدیر با عصبانیت او را تهدید میکند که حق ندارد آسیبی به آنها برساند. زینب در اتاق، از آیلین میخواهد که پشتش به در باشد و تحت هیچ شرایطی بر نگردد.
سپس وقتی یکی از افراد ولی به اتاق می آید، از پشت سر به او ضربه می زند و او را نقش بر زمین میکند. ولی صدایی از اتاق شنیده و به سرعت به آنجا می آید.
زینب ولی را نیز از پشت سر می زند و سپس به سرعت سمت آیلین رفته و او را بغل میکند تا با یکدیگر فرار کنند، اما همان لحظه، ولی از جایش بلند شده و ضربه محکمی به سر زینب می زند و او را زخمی میکند. زینب با ناتوانی روی زمین می افتد. او وقتی چشم باز میکند، داخل یک غذاخوری است و ولی مقابل او نشسته و با خونسردی سوپ می خورد. او به زینب میگوید که تنها راه پس گرفتن دخترش، آوردن غالب است. ولی متوجه می شود که تا دقایق دیگر قدیر به آنجا می رسد. برای همین از آنجا می رود. چند لحظه بعد، قدیر به غذاخوری رسیده و زینب را می‌بیند و بخاطر فرار کردنش او را دعوا میکند. در شرکت سلیم، او و بلما و دمیر در اتاق هستند که یعقوب، به عنوان یک گلفروش، سبد گلی را برای بلما به اتاق می آورد و سپس منظور دار، به او کارت ویزیت داده و می رود.بلما با دیدن او هول شده و استرس میگیرد. کمی بعد، جمره به شرکت آمده و به آنها اعلام میکند که شکایتش را از کرم پس گرفته است، و از رفتن به آمریکا منصرف شده و تصمیم دارد بماند و روی پرونده اش کار کند. بلما و دمیر عصبی شده و سلیم نیز شوکه می شود.

سریال ترکی تصادف

ماجرای قسمت ۱۴ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

قدیر، یاد سال ۲۰۰۷، اوایل آشنایی اش با ولی می افتد‌ . آنها بعد از یک عملیات، به رستورانی می روند‌. ولی در مورد علت پلیس شدن قدیر از او سوال میکند و اصرار دارد تا در مورد زندگی او بداند. قدیر کلافه شده و میگوید که او خانواده ای ندارد و در یتیم‌خانه بزرگ شده است. ولی متعجب می شود. قدیر میگوید که علت پلیس شدن او، پیدا کردن مادرش بوده است. آنها سپس مشروب خورده و مست می شوند. ولی به قدیر می‌گوید که قصد دارد شب به خانه او بیاید. قدیر، ولی را به استادیوم می برد و به او میگوید که خانه او‌ آنجاست. سپس بخاطر مست بودن، به عشقش به زینب اعتراف میکند و میگوید که به عشق او شعری درست کرده و هر هفته در استادیوم آن شعر را به همراه هواداران می خواند. در زمان حال، جمره به اداره می رود و با قدیر در مورد کرم صحبت میکند.

او میخواهد که از طریق قدیر به این اطمینان برسد و که کرم بیگناه است و میتواند حرفهای او را باور کند. قدیر از او میخواهد که خودش به این باور برسد و با چشمان باز نسبت به ماجرا، تصمیمش را بگیرد. قدیر، شب به محل کشیک خانه دستیار ولی می رود و آدم را به خانه می فرستد تا استراحت کند. جمره به خانه ای که محل حادثه بود، می رود. او یادش می آید که آن شب خون زیادی از او ریخته شده بود، اما وقتی می بیند که هیچ اثری از خون نبوده و بلما نیز چنین چیزی را انکار کرده است، دو دل می شود، اما باز هم نمیخواهد حقیقت را قبول کند و سپس با برداشتن پاسپورت خود، با قصد رفتن به آمریکا از خانه بیرون می رود. صبح ، مادر کرم که بیرون خانه خوابیده است، با صدای شوهرش که به او دستور صبحانه می دهد، بیدار شده و از سر ناچاری دوباره به خانه برمی‌گردد. زینب، طبق آموزشهایی که ولی به او داده است، به بهانه حمام رفتن، دستبند الکترونیکی را به نحوی از خودش جدا میکند و سپس از پنجره فرار میکند.

وقتی از اداره با آدم تماس گرفته و میگویند که ارتباط با دستبند قطع شده است، آنها سریع دنبال زینب می‌گردند. زینب از خانه خارج شده و از طریق تاکسی و مترو، خودش را به محل قرار می رساند. وقتی قدیر خبر فرار زینب را می شنود، به شدت از دست افرادش عصبانی می شود.اما از آنها میخواهد که فعلا هیچ خبری به مدیر ندهند. همان لحظه، دستیار ولی به خانه خانواده‌ اش می آید و هنگام بیرون آمدن، قدیر او را تعقیب میکند. ولی، وقتی دستیارش را از پنجره می بیند، از آنجایی که فهمیده است که او قانونش را زیر پا گذاشته و پنهانی پیش خانواده اش رفته، قبل از اینکه قدیر بتواند او را دستگیر کند، با نشانه گیری او، سرش را هدف قرار داده و او را در جا میکشد. قدیر که درست پشت سر او بوده، شوکه می شود. ولی وسایلش را جمع کرده و از آن ساختمان می رود.

قدیر وقتی نمیتواند ولی را پیدا کند، با عصبانیت برمیگردد. جمره با یادآوری پاک شدن خون از روی زمین، و نشانه های دیگر ، تصمیم قطعی خودش را میگیرد . او نامه پذیرش دانشگاه از آمریکا را پاره میکند و سپس به ملاقات کرم می رود. او به کرم میگوید که حرفهای او را باور میکند و شکایتش را پس می‌گیرد، و فیلم را از او میخواهد. افراد ولی، زینب را با چشمانی بسته پیش ولی می رسانند. ولی به زینب می‌گوید که او باید غالب و قدیر را به او بدهد، زیرا میخواهد قدیر را از طریق کسی که دوستش دارد، بکشد.

سریال ترکی تصادف

ماجرای قسمت ۱۳ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

در خانه، زینب متوجه صدای ویبره یک گوشی داخل کشور می شود. او با تعجب گوشی را پیدا کرده و جواب میدهد. پشت خط، ولی از او میخواهد که موضعش را مشخص کند و اگر میخواهد دخترش را ببیند، به حرفهای او گوش کند. زینب می فهمد که افراد ولی از طریق پنجره، وارد اتاق شده و گوشی را جاسازی کرده اند. او به ولی میگوید که بخاطر دخترش هرکاری حاضر است انجام دهد. ولی به او آموزش میدهد که چگونه بتواند پیش او بیاید. در اداره، قدیر که یکی از افراد نزدیک ولی را شناسایی کرده است، به همکارانش می سپارد تا خانه آن شخص را زیر نظر بگیرند تا هر زمان او آمد، تعقیبش کنند و به ولی برسند. در خانه زینب، او با جمره مشغول صحبت می شوند و از ادامه روند وضعیت اخیر گله میکند. جمره که فکرش درگیر کرم است، در این مورد با زینب مشورت میکند.

زینب میگوید که اگر قدیر کرم را بیگناه میداند، پس او قطعا بیگناه است. در زندان، مادر کرم به ملاقات او می آید. کرم از اینکه بعد از اینهمه سال مادرش این بار نگران او شده و به دیدنش آمده، از او گله میکند. او مادرش را بخاطر اینکه به زندگی با پدرش تن داده، سرزنش میکند و به او میگوید که برگشتن به آن خانه اشتباه است و آنجا دریچه جهنم است. کمی بعد از مادرش، قدیر نیز به دیدن کرم می آید. او بعد از نصیحت کردن کرم، مقداری پول کف دست او میگذارد. کرم بعد از ملاقات با قدیر، عصبی شده و وقتی به بند بازمی‌گردد، با همه کتک کاری میکند و سپس به انفرادی منتقل می شود. هنگامی که قدیر از زندان بیرون می آید، با آدم، دستیار خودش تماس میگیرد و از او میخواهد که یعقوب را برای او پیدا کند.

او مطمئن است که همه چیز زیر سر یعقوب است و کرم قربانی نقشه یعقوب شده است. مادر کرم وقتی به خانه برمی‌گردد، دم در یاد حرفهای کرم می افتد و به در خانه به چشم ورودی جهنم نگاه میکند. او از رفتن به داخل خانه منصرف می شود اما چون جایی را ندارد، دم در خانه روی تخت مینشیند. دمیر و بلما در استخر هستند. دمیر به بلما میگوید که جمره از طریق کرم، ماجرای فیلم را فهمیده است. بلما بابت این قضیه مضطرب می‌شود. دمیر میگوید که باید منتظر یعقوب باشند تا او را گیر بیاورند، و سپس او میداند که چگونه با یعقوب برخورد کند تا فیلم را از او بگیرد. قدیر و آدم، دم خانه فردی که از افراد ولی است می روند و منتظر آمدن او میمانند. آدم به قدیر می‌گوید که در اداره، همه در مورد رابطه صمیمی و برادرانه ولی و قدیر صحبت میکنند. قدیر میگوید که این قضیه درست است و آنها زمانی مثل دو برادر بودند.

ماجرای قسمت ۱۲ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

بلما در یک بار با دمیر قرار میگذارد. او از شدت استرس، مشروب زیادی خورده و مست کرده است. وقتی دمیر به بار می آید، بلما به او میگوید که او نمی‌تواند به این راحتی از بلما دست بکشد و به آمریکا برود. دمیر متوجه حرفهای بلما نمی شود. بلما ماجرای آسانسور و فیلمشان را برای او تعریف میکند و میگوید که آن فرد مبلغ سه میلیون لیره از آنها میخواهد. دمیر به شدت عصبانی شده و آنجا را ترک میکند. در زندان، هنگام غذا کرم سر میز پسری مظلوم که توانایی دفاع از خود را ندارد می نشیند. یکی از قلدرهای زندان، سینی غذای آن پسر را برمیدارد. کرم عصبانی شده و سینی را پس می‌گیرد و سپس با او بحث میکند. آن مرد قلدر، کرم را تهدید میکند که دیر یا زود حساب او را خواهد رسید. جمره با دمیر قرار شام میگذارد. او برای دمیر تعریف میکند که به دیدن کرم در زندان رفته بود. او میگوید که کرم حرفهای بی ربطی در مورد تنها نبودن بلما در خانه و وجود داشتن یک فیلم، زده بود. دمیر شوکه شده و خودش را کنترل میکند.

او به جمره میگوید که رفتن او پیش کرم اشتباه بوده و از او میخواهد که دیگر به هیچ وجه به آنجا نرود. شب، زینب با ناراحتی، لباس آیلین را بغل کرده و با نگرانی به او فکر میکند. در زندان، کرم به دستشویی رفته و چاقویی را پنهانی بیرون می آورد و آن را تیز میکند و در جوراب خودش پنهان میکند. صبح روز بعد، قدیر به خانه زینب می آید و او را بخاطر غذا نخوردن و ضعیف شدن سرزنش میکند. سپس خودش دست به کار شده و برای زینب املت درست میکند و میز می‌چیند. آنها سر میز می نشینند. زینب یادآوری میکند که سالهاست با یکدیگر پشت میز غذا نبوده اند. قدیر با یادآوری این مسأله، از سر میز بلند شده و بدون هیچ حرفی از خانه می رود. همان لحظه، غالب با زینب تماس میگیرد. زینب با عصبانیت با او دعوا میکند و او را مقصر این مصیبت ها می داند. غالب زینب را بخاطر همکاری نکردن با او مقصر میداند و سپس میگوید که پلیس، آیلین را پیدا خواهد کرد و از دست او کاری بر نمی‌آید.

زینب با او دعوا کرده و گوشی را قطع میکند. جمره به شرکت پدرش می رود. سلیم به اصرار و با عصبانیت از او میخواهد که وکالت پرونده‌ زینب را رها کند ،اما جمره قبول نمیکند و اجازه دخالت به سلیم را نمی‌دهد. کمی بعد، دمیر پنهانی با سلیم صحبت کرده و می‌گوید که او به زودی جمره را برای رفتن به آمریکا آماده می کند و جای نگرانی نخواهد بود. او از سلیم میخواهد که به جمره فشار نیاورد، زیرا این کار باعث لج کردن او می شود. قدیر به شرکت سلیم می رود. او سلیم را در مورد ولی تهدید میکند و میگوید که او باید دختر دزدیده شده را پس بیاورد. سلیم، وکالت ولی را انکار میکند. قدیر عصبانی شده و با شلیک اسلحه، شیشه اتاق سلیم را به نشانه تهدید می شکند و می رود.

ماجرای قسمت ۱۱ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

ولی بعد از اینکه با قدیر بحث کرده و دوباره او را تهدید به نابودی میکند، از آنجا می رود. قدیر عصبانی است، اما نمی‌تواند کاری بکند. او که فهمیده است ولی، ممکن است به زینب و یا دختر او آسیبی برساند تا انتقامش را از قدیر بگیرد، به خانه زینب می رود و به او میگوید که او آشنایی دیرینه ای با ولی دارد، و بخاطر خصومت شخصی که بین آنهاست، ولی سعی دارد از طریق زینب و دخترش او را اذیت کند. زینب نگران می شود، اما با این حال از قدیر میخواهد که او را تنها نگذارد. قدیر متاثر می شود و سپس به زینب قول میدهد که هرطور شده دختر او را پیدا کرده و برمیگرداند. یعقوب و مرال به رستوران می روند.

یعقوب با خوشحالی، ماجرای اخاذی را برای مرال تعریف میکند و از حالا شروع به برنامه ریزی برای خرج آن پول می کند. در زندان، جمره از حرفهای کرم عصبانی می شود و بخاطر اینکه به نامادری او تهمت می زند، با او دعوا میکند. کرم با حرفهایش جمره را به چالش می کشد، که نباید حرفهای همه را باور کند و انسان ساده ای باشد. جمره با خودش فکر میکند که از زمانی که متولد شده و مادرش را از دست داده، همیشه حرف اطرافیانش را باور کرده و با چنین روندی زندگی کرده است. او که ناخواسته تحت تاثیر کرم قرار گرفته است، بعد از تهدید کرم به مجازات سنگینش، از آنجا می رود. قدیر یادش می آید که سالها قبل، وقتی که او تازه به شعبه منتقل شده بود ، مدیر، او را با ولی، که سر کمیسر قهاری بود آشنا کرده و از ولی خواسته بود تا با قدیر همکاری کند.

ولی که علاقه ای به کار کردن با شخص دیگری را نداشت، از ابتدا با قدیر لج کرده بود و سعی داشت او را از سرش باز کند و از او میخواست که به شعبه دیگری برود، اما قدیر نیز مانند او لجباز بود و قصد داشت توانایی هایش را نشان دهد. ولی مجبور بود با قدیر کار کند و او را همراه خودش سر صحنه های جرم ببرد. قدیر پیش مدیر می رود. او در مورد آزادی ولی از زندان سوال میکند. مدیر میگوید که ولی بخاطر داشتن وکیل خوب، توانست از زندان آزاد بشود. قدیر سراغ وکیل را میگیرد تا او را پیدا کند. او خوب میداند که ولی تمام کارهای او را می فهمد و گویی در ذهن او زندگی میکند. ولی نیز، چنین حسی نسبت به قدیر دارد. ولی با سلیم، که وکیل او بوده است، قرار گذاشته و به او میگوید که قدیر به زودی او را پیدا کرده و سراغش خواهد آمد. او در مورد لو رفتن وکالت و همکاری سلیم با خودش، و عکس العمل جمره در مورد این موضوع به سلیم هشدار میدهد، و سعی دارد او را وادار کند که تابع حرفهای او باشد.

سریال ترکی تصادف (برخورد)
سریال ترکی تصادف (برخورد)

ماجرای قسمت ۱۰ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

قدیر به استادیوم خالی می رود و کرم را در آنجا میبیند. او ابتدا کرم را بخاطر کارش نصیحت میکند و از او دلخور است، اما وقتی سکوت کرم را میبیند، عصبانی شده و با او دعوا میکند. کرم همچنان جوابی بخاطر کارش نمی‌دهد. قدیر کرم را با خودش به کلانتری می برد. ولی، با سلیم، پدر جمره سر قرار می رود.‌ سلیم پیگیر پول ها می شود. ولی میگوید که هنگام دریافت پول به مشکل خورده و سپس دختر بچه ای را به گروگان گرفته، اما هنوز نتوانسته است پول را پس بگیرد. سلیم عصبی و کلافه می شود و به او میگوید هر طور شده باید پول را پیدا کند، زیرا آن پول مال شخصی دیگری است. دمیر و بلما در رستوران هستند. بلما به دمیر پیشنهاد غیر مستقیمی میدهد که برای منصرف کردن جمره از رفتن به آمریکا، سلیم را از سر راهشان بردارد و خودش جای او را بگیرد. همان لحظه، جمره با دمیر تماس گرفته و باخوشحالی به او میگوید که ضارب او دستگیر شده و حالا او برای شناسایی‌ مجرم، در راه کلانتری است. دمیر هول می شود و تصمیم می‌گیرد خودش نیز به کلانتری برود. او کار خودشان را تمام شده می داند.
در کلانتری، قدیر هرکار میکند نمی‌تواند از کرم حرفی بکشد. وقتی جمره برای دیدن کرم می آید، با حرص به او میگوید که او را به زندان می اندازد و او سالها در آنجا خواهد ماند. کرم، یاد شبی می افتد که به خانه آمده بود و پدرش را به همراه دوستانش در حال مشروب خوری و پای بساط دیده بود و با او دعوای سنگینی کرده بود. پدر او، مادرش را کتک زده و کرم در درگیری با پدرش، شیشه ای را به کمر او فرو میکند. قدیر با جمره صحبت کرده و به او میگوید که کرم پسر بدی نیست و آن روز بی دلیل درحال برگشت به محل حادثه نبوده است. جمره بی اهمیت به حرف قدیر،بیرون می آید. دمیر از اینکه کرم چیزی به جمره نگفته، خوشحال می شود. کرم را به زندان منتقل می‌کنند. ذهن جمره درگیر حرفهای قدیر و واکنش کرم می شود. روز بعد، او به عنوان وکیل به زندان رفته و به دیدن کرم می رود. او متوجه می شود که کرم بخاطر نجات جان او به محل حادثه برگشته بود. همچنین کرم به او میگوید که آن شب، نامادری اش در خانه تنها نبوده و او فیلمی از آن شب دارد، که در ازای آن آزادی اش او میخواهد. بلما به شرکت رفته تا به دیدن دمیر برود.
یعقوب همزمان با او سوار آسانسور شده و بی مقدمه، فیلم را به او نشان میدهد و سپس درخواست پول کلانی میکند و میگوید که با او قرار میگذارد و اگر پول را آماده نکند، فیلم را در اینترنت پخش خواهد کرد. بلما شوکه می شود. قدیر در حیاط پرورشگاه نشسته است. ولی از پشت میله ها، او را میبیند و با یکدیگر رو در رو می شوند. او میگوید که فقط در ازای پول، بچه را پس میدهد. آنها با یکدیگر بحثشان شده و ولی در مورد مادر قدیر، به او طعنه می زند. قدیر به شدت عصبانی می شود.

ماجرای قسمت 9 سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

ماجرای قسمت ۹ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

صبح، قدیر به همراه اکیپش به نمایشگاه ماشینی می رود که ماشینهای ولی از آنجا کرایه شده اند. صاحب نمایشگاه، میگوید که ولی را نمی‌شناسد. قدیر اصرار دارد که او اعتراف کند، اما او انکار میکند. همکاران ولی میگویند که پروانه نمایشگاه ثبت رسمی نشده است. همچنین، آنها یک اسلحه خانه در نمایشگاه پیدا می‌کنند. قدیر از اینکه صاحب آنجا همچنان آشنایی با ولی را انکار میکند، عصبانی شده و شیشه های ماشین داخل نمایشگاه را می شکند. او به مامورین میگوید که صاحب آنجا را بازداشت کنند. آنها سپس به رستورانی می روند که ولی با غالب در آنجا قرار گذاشته بود. صاحب رستوران نیز، آشنایی با ولی را انکار میکند. قدیر که حسابی کلافه شده است، با او نیز با خشونت برخورد میکند تا به زور اعتراف بگیرد. او را نیز به کلانتری منتقل می‌کنند. ولی، آیلین را نکشته است. او به اتاق پیش آیلین می رود و به او، آکواریمی که برای او خریده است را نشان میدهد و در مورد غذا دادن به ماهی ها با او صحبت میکند. قدیر، یاد روزی می افتد که ولی در اداره به شدت دادو بیداد میکرد و قصد حمله به او را داشت. ولی با فریاد به قدیر می‌گفت که روزی او نیز تمام خانواده و دارایی اش را مثل او از دست خواهد داد، و خودش زندگی او را نابود خواهد کرد. قدیر نیز با ناراحتی او را نگاه میکرد.

چندین سال قبل، زینب با اسلی قرار گذاشته و بعد از مدتها او را می بیند. او با ناراحتی به اسلی میگوید که نمی‌توانست با استرس از دست دادن قدیر، مانند از دست دادن پدرش، زندگی کند. او و قدیر عاشق یکدیگر بودند، و زینب قدیر را ترک کرده بود. زینب از اسلی میخواهد که قدیر را تنها نگذارد و مراقب او باشد تا بتواند این تجربه تلخ جدایی را فراموش کند. سپس برای همیشه از زندگی آنها می رود. کرم به یک بار می رود و مشروب زیادی میخورد. سپس بخاطر پرداخت نکردن صورتحساب، او را بیرون انداخته و به شدت کتک می زنند. در اداره، مدیر بخاطر برخورد بد قدیر با افرادی که دستگیر کرده، او را دعوا میکند، اما قدیر اهمیتی به مدیر نمی دهد و کار خودش را درست میداند. طبق دستور قضایی، زینب با دستبند الکترونیکی آزاد شده و میتواند به خانه برگردد. او بابت این قضیه و کمکهای قدیر از او تشکر میکند. قدیر به او میگوید که مطمئن است که ولی دوباره با او تماس میگیرد، زیرا میداند که ولی دنبال خودش است. قدیر دختری را که به تازگی برای کارآموزی به اداره آمده نیز به همراه زینب به خانه می فرستد. جاسوسان ولی به او خبر میدهند که زینب به خانه برگشته است. در هتل، مرال از یعقوب میخواهد که هرچه سریع تر طلاها را بفروشند و فرار کنند، زیرا او نگران پیدا شدن سر و کله کرم است. یعقوب فیلم رابطه بلما و دمیر را به مرال نشان داده و میگوید که ابتدا باید از آنها اخاذی کند تا با پول بیشتری بتوانند بروند.

سریال ترکی تصادف

ماجرای قسمت ۸ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

قدیر به اداره می آید و با آشفتگی، یاد آن روز می افتد که در خانه ای تیر اندازی شده و چند نفر کشته شده بودند. او خودش نیز تیز خورده بود. آمبولانس آمده و ولی را که مدام فریاد می‌کشید، با خودش می برد. مدیر به خانه آمده و با دیدن جنازه ها و وضعیت قدیر و ولی، شوکه شده بود. قدیر، پیش زینب می رود و بعد از شناسایی‌ چهره، وقتی می فهمد که دزد بچه زینب، ولی بوده است، شوکه شده و به همراه زینب پیش مدیر می رود . او ماجرا را به مدیر میگوید و مدیر نیز شوکه و عصبی می شود. قدیر میگوید که قصد دارد خودش این پرونده را پیگیری کند و هر طور شده، بچه را پیدا خواهد کرد. او اسلحه اش را از مدیر پس می‌گیرد و به زینب می سپارد که در مورد آشنا بودن او با ولی پیش هیچکس حرفی نزند. مرال و یعقوب در هتلی ساکن شده و مشغول خوشگذرانی هستند. مرال که نگران است کرم آنها را پیدا کند، از یعقوب می خواهد که هرچه زودتر از کشور خارج شوند، اما یعقوب با خیال راحت میگوید که کرم بخاطر چاقو زدن به جمره، به زودی دستگیر شده و دیگر دستش به آنها نمیرسد.

زینب در کلانتری، جمره را میبیند. بخاطر اتفاقات اخیر و ماجرای دزدی از بانک متاسف است، اما جمره بخاطر دزدیده شدن دختر زینب او را دلداری میدهد. کمی بعد، دمیر که از طریق بلما فهمیده است که جمره دزد را شناسایی کرده، به کلانتری می رود و پیگیر ماجرا می شود. جمره از اینکه دمیر‌ به سرعت از طریق بلما متوجه همه چیز شده، متعجب می شود و در مقابل اصرار دمیر برای استراحت کردنش، مقاومت میکند‌. کمی بعد، قدیر پیش زینب آمده و زینب به او، جمره را به عنوان وکیلش معرفی میکند و توضیح میدهد که او نیز در ماجرای تصادف بوده است. قدیر که نمیدانست آن شب چند ماشین با یکدیگر تصادف کرده اند، متعجب و کلافه می شود. وقتی جمره میگوید که او همان شب چاقو خورده، و عکس کرم را به عنوان ضارب، و شخصی چهارم در تصادف به قدیر نشان میدهد، قدیر بیشتر عصبی شده و چنین مسأله ای را باور نمیکند. او که ذهنش درگیر ولی است، با کلافگی به جمره میگوید که به خانه برگردد و او خودش پیگیر کرم خواهد شد، زیرا او را می شناسد. جمره به ناچار به خانه برمی‌گردد.

دمیر با بلما تماس میگیرد و میگوید که شخصی به اسم کرم که از آشنایان کمیسر است، دزد بوده است. بلما به شدت نگران می شود، اما دمیر با حرص از او میخواهد که آرام باشد و میگوید که خطری آنها را تهدید نمی‌کند و مطمئن است که کسی آنها را ندیده است. او با این حال خودش بیشتر نگران است. شب، زینب به طور موقت و به خواست قدیر، به جای انتقال به دادسرا، در بازداشتگاه اداره میماند. قدیر به او شب‌های پرورشگاه را یادآوری میکند که هروقت او شیطنت کرده و داخل انباری زندانی می شد، قدیر نیز تا صبح پشت در انبار در کنار زینب میماند. قدیر به زینب قول میدهد که دخترش را پیدا میکند و امشب نیز مثل گذشته مواظب او خواهد بود.

سریال ترکی تصادف

ماجرای قسمت ۷ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

ولی، دختر زینب را به زور از خانه بیرون آورده و سپس به یک اسکله خلوت می برد. او به دختر زینب میگوید که پدر و مادرش سر قول خود نبوده اند و او حالا باید تاوان اشتباه آنها را پس بدهد. او سعی دارد با حرفهایش، از دختر بچه بخواهد که داخل آب بپرد. کرم دم خانه یعقوب رفته اما هرچه در می زند، کسی در خانه نیست. یکی از اهالی محل به او میگوید که یعقوب به همراه دختری از آنجا رفته اند. کرم مشکوک شده و سپس دم خانه مادر مرال می رود تا سراغ او را بگیرد. او از حرفهای تحقیر آمیز مادر مرال مبنی بر ساده لوح بودن خودش، متوجه می شود که مرال و یعقوب تمام این مدت با یکدیگر در رابطه بوده اند و برای او نقش بازی کرده اند. کرم به شدت عصبی می شود. زمانی که کرم از زندان آزاد می شود، یعقوب و مرال تصمیم میگیرند او را دوباره تحریک به دزدی کنند و او را لو بدهند تا دوباره به زندان بیفتد، و خودشان با آسودگی با یکدیگر باشند. یعقوب از طریق افرادش متوجه می شود که زینب را از اداره بیرون آورده، اما به دادسرا نمی برند. او خودش را دم کلانتری می رساند تا زینب را تحت نظر داشته باشد. کمیسر، زینب را دم خانه قدیر می برد. قدیر در خانه، شیر گاز را باز کرده و قصد دارد خودش را بکشد. وقتی زینب دم در می آید و قدیر را صدا می زند، قدیر ابتدا اهمیت نمیدهد.

کمیسر می خواهد زینب را ببرد، که همان لحظه قدیر در را باز میکند.زینب داخل رفته و وقتی می فهمد که اسلی و دخترشان مرده اند، به شدت ناراحت می شود. او با عجز و التماس از قدیر میخواهد که به او کمک کند تا دخترش را نجات دهد. قدیر حرف او را قبول نمیکند. زینب با ناراحتی و گریه بیرون می آید و سوار ماشین پلیس می شود. ماشین راه افتاده و کمیسر هماهنگ میکند تا زینب را به دادسرا ببرند. زینب که میداند با رفتن به دادسرا، دیگر نمی‌تواند از زندان خلاص شود، پشت چراغ قرمز در ماشین را باز کرده و پا به فرار میگذارد. ناگهان قدیر مقابل او سبز شده و دستش را میگیرد. او به زینب میگوید که کمک میکند تا دخترش را پیدا کند. همان لحظه،یک پسرک دستفروش پیش قدیر می آید و دستبندی را به او نشان میدهد. قدیر با دیدن دست‌بند، متعجب شده و میفهمد که دستبند از طرف ولی است. او یاد روزی می افتد که داخل یک خانه تیر خورده بود، و وقتی ولی به آنجا می رسد،او با ناراحتی به ولی میگوید:« نتونستم نجاتش بدم.نتونستم به موقع برسم ولی».و ولی، به شدت ناراحت شده و آشفته می شود. ولی کمی دورتر ایستاده و قدیر و زینب را می بینید. او با خودش، رو به قدیر میگوید :«این دفعه دیگه با هم می‌میریم، قدیر آدالی.»

سریال ترکی تصادف
سریال ترکی تصادف

ماجرای قسمت ۶ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

همه از طریق اخبار، پیگیر تصادف و بیرون آوردن جمره از داخل ماشین هستند. ولی، که پیداست با مدیر اداره پلیس، که مدیر قدیر است، خصومت دیرینه دارد، با حرص اخبار را دنبال می‌کند. کمی بعد، غالب که اخبار را دیده است، با نگرانی با ولی تماس گرفته و از او میخواهد که به زن و دخترش کاری نداشته باشد و دخترش را رها کند. او میگوید که خودش پول را به او برمیگرداند. ولی با خنده ای تمسخر آمیز، به او میگوید که دیگر فایده ای ندارد و نه تنها زن و دخترش،بلکه خود او را نیز به زودی خواهد کشت. غالب کلافه شده و گوشی را قطع میکند. جمره، قدیر، زینب و کرم، همگی در بخش اورژانس بستری هستند. روز بعد، همکار قدیر به بیمارستان می رود تا به او سر بزند، اما قدیر پنهانی از بیمارستان بیرون آمده است. همکار او به مدیر خبر میدهد. قدیر به محل انفجار بمب رفته و سپس داخل استادیوم می رود و با آشفتگی یاد روز حادثه می افتد. کمی بعد، مدیر که حدس می زند قدیر کجاست،به آنجا می رود.

او کمی با قدیر حرف می زند تا او را آرام و نصیحت کند. قدیر از زندگی سیر شده و میگوید که انگیزه ای ندارد. مدیر از او میخواهد که برای پیدا کردن عاملان این جنایت باید سرپا باشد. هنگامی که کرم از بیمارستان مرخص می شود، در سالن، بلما را می بیند و یادش می آید که او را همراه دمیر داخل خانه دیده بود. دمیر از اتاق جمره خارج می شود و او و بلما در مورد حادثه دزدی صحبت میکنند. دمیر به بلما اطمینان میدهد که کسی آنها را ندیده است. یعقوب در خانه، به فیلم رابطه دمیر و بلما نگاه میکند و از آنجایی که از طریق تحقیق در اینترنت آنها را شناخته است، قصد دارد از طریق فیلم از آنها اخاذی کند. زینب که حالش بهتر است، به کلانتری انتقال داده می شود. از او بازجویی میکنند و او میگوید که برای تهیه پول نجات دخترش اقدام به دزدی کرده است و اصرار دارد تا او را زندانی نکنند، تا بتواند دخترش را پیدا کند. کمیسر به حرفهای او اهمیت نمی‌دهد. او میخواهد با قدیر صحبت کند، و میگوید تا زمان آمدن وکیلش، جمره، حرفی نمی‌زند. کمیسر با شنیدن اسم جمره که از افراد تصادف بوده، متعجب می شود‌‌ .

او وقتی میفهمد که زبنب آشنای قدیر است، بخاطر اصرار او پیش مدیر می رود و به او میگوید که حس میکند این زن که آشنای قدیر است، با حرف زدن با او می‌تواند روی قدیر نیز تاثیر بگذارد تا حالش بهتر شود. جمره حالش بهتر شده و او را به خانه می برند. پلیس به خانه می آید تا از او بازجویی کند. جمره توضیح میدهد که وقتی به خانه آمده، چاقو خورده و سپس سوار ماشین شده و بخاطر حال بدش، تصادف کرده است. بلما و دمیر مضطرب می شوند. آنها می فهمند که آن خون متعلق به جمره بوده است. بلما میگوید که صدای موزیک بلند بوده و متوجه آمدن جمره نشده بود. وقتی پلیس در مورد خون سوال میکند، بلما با دستپاچگی میگوید که او اثری از خون ندیده بود. جمره میگوید که چهره دزد را دیده و میتواند او را شناسایی کند. روز بعد، جمره در فیلمهای اخبار تصادف، کرم را میبیند و با یادآوری او شوکه می شود. او سپس در ماشین دیگر، زینب را که موکل اوست می بیند. جمره بیشتر شوکه شده، و این تصادف برایش عجیب به نظر می رسد.

 

سریال ترکی تصادف
سریال ترکی تصادف

ماجرای قسمت ۵ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

زینب، یاد کودکی اش میفتد. او و پدرش به تنهایی زندگی میکردند و پدر او که پلیس بود، در یک ماموریت کشته می شود. زینب را به پرورشگاه منتقل می‌کنند و زینب در آنجا، با قدیر و اسلی دوست می شود. آنها روزهای خوشی را در پرورشگاه کنار یکدیگر داشتند و دوستان صمیمی بودند. زینب به سختی از داخل ماشین بیرون آمده و سراغ ماشین قدیر می رود. او سعی دارد قدیر را به هوش بیاورد،اما قدیر همچنان بیهوش است. در ماشین کرم، یعقوب به هوش آمده اما هرچه کرم را صدا می زند او جواب نمی‌دهد. او از ماشین پیاده می شود و با ساک طلاها فرار میکند. یک ماشین از محل رد شده و برای کمک می ایستد. زینب از او برای قدیر کمک میخواهد. همان لحظه، گوشی زینب زنگ می خورد و ولی پیگیر او می شود. زینب نمی‌گوید که تصادف کرده است و از او میخواهد منتظرش باشد. سپس سریع سوار ماشین مردی که برای کمک نگه داشته بود می شود و آن را میدزدد تا به آدرس ولی برود. همان لحظه، نیروی پلیس از راه می رسد. قدیر که به هوش آمده، ماشین را از مامورین گرفته و سوار می شود تا زینب را دنبال کند. مدیر به ماشین قدیر بیسیم می زند و از او میخواهد که برگردد، زیرا او در حال حاضر حین ماموریت نیست و نباید کار کند.اما قدیر بی اهمیت به بیسیم، آن را از جایش می کند و به راهش ادامه میدهد. صبح، زینب به محل ولی می رسد. ولی با دوربین او را چک میکند و وقتی پشت سر زینب، ماشین پلیس میبیند، عصبانی شده و سریع به همراه افرادش از آنجا فرار میکند.

زینب با ساک پول داخل ساختمان متروکه می رود.او با ولی تماس میگیرد. ولی به او میگوید که نباید به پلیس خبر می‌داد و دیگر دخترش را نخواهد دید. زینب التماس میکند، اما ولی گوشی را قطع میکند. همان لحظه، قدیر داخل ساختمان آمده و از زینب میخواهد که تسلیم شود. وقتی زینب برمی‌گردد، قدیر او را میشناسد. زینب از قدیر میخواهد که به او کمک کند تا دخترش را نجات دهد، اما قدیر میگوید که او باید تسلیم شود. ناگهان حال قدیر بد شده و بیهوش روی زمین می افتد. زینب با نگرانی بالای سر او می رود. اکیپ پلیس از راه رسیده و قدیر و زینب را که هر دو بخاطر تصادف حالشان خوب نیست، به بیمارستان منتقل می کنند. دمیر و بلما، نامادری جمره، از خواب بیدار می شوند. دمیر می‌گوید که باید سراغ جمره برود زیرا جمره از او ناراحت است و باید از دلش در بیاورد. سلیم، پدر جمره با دمیر تماس میگیرد و خبر میدهد که جمره تصادف کرده و داخل ماشین گیر کرده است. دمیر و بلما با نگرانی قصد خروج از خانه را دارند که متوجه خون روی زمین در طبقه پایین می شوند. آنها به شدت شوکه و نگران می شوند. بلما به آمدن دزد شک میکند و فوری سراغ گاوصندوق می رود و آن را خالی می بیند. او که مجبور می شود به پلیس گزارش دهد، تصمیم می‌گیرد خون را پاک کرده و همه چیز را چک کند تا کسی متوجه بودن دمیر در شب گذشته نشود. مرال که از طریق اخبار متوجه تصادف شده و کرم را دیده است، با عصبانیت به خانه یعقوب می آید و با او دعوا میکند. یعقوب، جمره را در اخبار به او نشان میدهد و میگوید که اگر او نمیرد، کار آنها تمام می شود. زیرا کرم به او چاقو زده و آن دختر آنها را دیده است.

سریال ترکی تصادف قسمت 4
سریال ترکی تصادف قسمت ۴

ماجرای قسمت ۴ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

صبح، زینب با آشفتگی به بانک می رود. کمی بعد، ولی دوباره به او پیام های تهدید آمیز ارسال میکند تا یادآوری کند که پول را برای او بیاورد. او همچنین زینب را تهدید میکند که حق اطلاع به پلیس را ندارد، وگرنه دیگر دخترش را نخواهد دید. زینب درمانده شده و نمی‌داند باید چه کند. کرم برای پیدا کردن کار به جاهای زیادی سر می زند، اما هیچکس او را بخاطر داشتن سابقه کار استخدام نمیکند. کرم طبق حرفی که قدیر به او زده بود، که در صورت پیدا نکردن کار پیش او برود،تصمیم میگیرد به خانه قدیر برود. قدیر در خانه ای به هم ریخته، نشسته و مشغول مشروب خوردن است. او مدام عکسها و فیلمهای خانوادگی شان را نگاه میکند و حالت طبیعی ندارد. کرم وقتی وضعیت او را میبیند، از خانه بیرون می آید و چون دیگر هیچ راهی ندارد، با دوستش یعقوب تماس میگیرد و پیشنهاد او را بابت دزدی قبول میکند. قدیر که دیگر از زندگی بریده است، به مغازه ای رفته و برای خودش یک اسلحه می خرد‌. کرم پیش مرال می رود. مرال وقتی می فهمد که کرم قصد دارد با یعقوب کار خلاف بکند، عصبانی شده و میگوید که در این صورت دیگر با او نخواهد بود.

سپس با ناراحتی از پیش کرم می رود. کرم کلافه و آشفته می شود. جمره، برای شام با دمیر به رستوران می رود. او با ذوق به دمیر میگوید که کارهایش درست شده و قرار است برای گذراندن دوره فوق لیسانس، به آمریکا برود. او از دمیر‌ نیز میخواهد که همراهش برود. دمیر با دلخوری میگوید که تصمیم به رفتن ندارد و برنامه های دیگری دارد. او وقتی میبیند که جمره برای رفتن مصمم است، حلقه ازدواجی را روی میز می‌گذارد و میگوید که برنامه او چنین چیزی بوده است. سپس از سر میز بلند شده و از جمره میخواهد که تصمیمش را بگیرد و به او خبر بدهد‌‌. زینب، بعد از اتمام ساعت کاری، پول مورد نظر را از صندوق بانک می دزدد و سریع بیرون می آید. او با ولی تماس میگیرد و قرار میگذارند. کرم و یعقوب به خانه ای می روند و صندوق آنجا را که پر از طلا است، خالی می‌کنند.کمی بعد، دمیر به همراه دختر دیگری وارد خانه می شوند و در حال معاشقه هستند. از صحبتهای دمیر و آن دختر مشخص است که دمیر قصد سو استفاده از جمره را دارد و واقعا به او علاقه ای ندارد. کرم و یعقوب پنهان می شوند‌. یعقوب کرم را زودتر میفرستد تا خودش از رابطه دمیر و آن دختر فیلم بگیرد. وقتی کرم به طبقه پایین می رسد، ناگهان با جمره که تازه وارد خانه شده برخورد میکند. کرم هول شده و چاقو را در شکم جمره فرو میکند. سپس سریع به همراه یعقوب فرار میکند. پلیس راه، به ماشین زینب مشکوک شده و از او می‌خواهند که پیاده شود، اما زینب با سرعت زیاد فرار میکند.

قدیر داخل ماشین خود است و قصد دارد تیری به مغز خودش شلیک کند، اما وقتی از بیسیم می شنود که یک ماشین فرار کرده است، به سمت ادرس می رود تا از طریق تصادف با آن ماشین، جلوی او را بگیرد و مرگ مفیدی داشته باشد. جمره که چاقو خورده است، پدرش را صدا می زند، اما دمیر و آن دختر (احتمالا خواهر جمره) که طبقه بالا مشغول معاشقه هستند، صدای او را نمی شنوند. جمره به زور به سمت ماشین می رود و سوار ماشین شده تا خودش را به بیمارستان برساند. کرم از اینکه دوباره خلاف کرده و دردسر درست کرده است، عذاب وجدان گرفته و قصد دارد به محل حادثه برگردد تا بتواند جمره را نجات دهد‌. یعقوب کلافه شده و میخواهد جلوی کرم را بگیرد. او اسلحه ای در آورده و کرم را تهدید میکند. آنها داخل ماشین با یکدیگر درگیر می شوند. قدیر وقتی ماشین مورد نظر فراری را می‌بیند، به سرعت به سمت او می رود. او به شدت با ماشین زینب برخورد میکند. چند ثانیه بعد، ماشین جمره که پشت فرمان از حال می رود، و کرم و یعقوب که درگیر شده اند، با ماشین زینب و قدیر برخورد می‌کنند. زینب به هوش آمده و وقتی سرش را بلند می‌کند و راننده ماشین روبرویی را می‌بیند، با تعجب میگوید : قدیر !

سریال ترکی تصادف قسمت 5
سریال ترکی تصادف قسمت ۵

ماجرای قسمت ۳ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

قدیر وقتی متوجه فردی که قصد عملیات انتحاری دارد می شود، سریع اسلحه اش را بیرون کشیده و تیری وسط پیشانی او می زند. همگی ترسیده و جمعیت پراکنده می شود. قدیر بالای سر جنازه می رود و وقتی لباس او را باز میکند، بمب ها را می بیند. او فریاد می زند و همان لحظه وقتی سرش را برمیگرداند، پشت سر اسلی و دنیز، یک فرد دیگر را میبیند که در حال زدن دکمه بمب خود است. قدیر با سرعت به سمت آنها می دود ، اما آن فرد دکمه را فشار داده و منفجر می شود. همه افراد پراکنده شده و با موج انفجار، به اطراف پرت می شوند. وقتی قدیر به خودش می آید، بلند شده و با بی تابی دنبال اسلی و دنیز میگردد، اما آنها را پیدا نمیکند. او متوجه می شود که زن و بچه اش را از دست داده است. قدیر را که صورتش زخمی شده، به بیمارستان می برند، و همه همکاران و مدیرش بالای سر او هستند. قدیر از جایش بلند شده و با عصبانیت میخواهد بیرون برود، اما جلوی او را میگیرند. او به شدت به هم ریخته است.

غالب به خانه می رود و به زینب میگوید که باید از ترکیه بروند و زندگی جدیدی را شروع کنند. زینب از او عصبانی می شود و میگوید که قصد طلاق دارد و با او هیچ جا نمی رود. او وقتی می فهمد که غالب دوباره قمار کرده و باخته است، بیشتر عصبانی شده و دعوای شدیدی با او میکند. غالب به او میگوید که اینبار جانشان در خطر است و اگر از کشور نروند کشته می شوند، اما زینب اهمیتی به حرفهای غالب نمیدهد. غالب به فرودگاه می رود. ولی دوباره با او تماس میگیرد و پیگیر چمدان می شود. غالب بهانه آورده و میگوید که هنوز موفق به گرفتن چمدان نشده است. در اداره، مدیر قدیر از او میخواهد که مدتی را برای استراحت برود، و اسلحه اش را نیز از او میگیرد. قدیر ناراحت شده و با دلخوری از اداره می رود. زینب چمدانش را جمع کرده و تصمیم دارد به همراه دخترش خانه را ترک کند. او هنگامی که در را باز میکند، ولی را به همراه افرادش دم در می بیند و می ترسد. ولی داخل می آید و از زینب میخواهد که با غالب تماس بگیرد تا امانتی او را بیاورد.

وقتی زینب با غالب تماس میگیرد، غالب نزدیک خانه است . او میگوید که تا دو ساعت دیگر چمدان را می آورد، سپس دوباره به فرودگاه می رود. ولی در خانه منتظر میماند. غالب به فرودگاه رفته و مقداری پول از چمدان برمیدارد. سپس برای خودش بلیت گرفته و از کشور خارج می شود. ولی تا شب در خانه پیش زینب و بچه اش میماند و وقتی متوجه می شود که ولی آنها را دست به سر کرده است، به زینب میگوید که باید به جای غالب ، پول او را از بانکی که کار میکند، تهیه کند. او دختر زینب را به زور به همراه خودش می برد و به زینب میگوید که برای گرفتن دخترش، باید پول را برای او بیاورد. زینب باجیغ و فریاد دنبال ماشین می دود، اما فایده ای ندارد و دخترش از او جدا شده است. او با درماندگی به خانه برمی‌گردد.

سریال ترکی تصادف قسمت 2
سریال ترکی تصادف قسمت ۲

ماجرای قسمت ۲ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

شب، کرم پیش مرال است و در صحبت ها، به او توضیح میدهد که او دیگر آزادی مشروط دارد و اگر کوچکترین خلافی انجام دهد، دوباره باید پنج سال به زندان برود. کمی بعد، کرم به خانه دوستش می رود. دوست او که همچنان خلافکار است، به او پیشنهاد کار میدهد. کرم به او میگوید که دیگر سراغ کار خلاف نمی رود و دلش نمی‌خواهد دوباره به زندان برگردد. دوستش سعی دارد او را تحریک کند و پیشنهاد یک دزدی بزرگ میدهد اما کرم قبول نمیکند و از آنجا می رود. شب در خانه قدیر، دخترش دنیز از او میخواهد که برای تکلیف مدرسه اش برای او نامه ای بنویسد. قدیر به دنیز و همسرش اسلی، پیشنهاد میدهد که برای دیدن مسابقه فوتبال این بار همراه او بیایند. اسلی علاقه ای به دیدن مسابقه ندارد، اما دنیز ذوق میکند و از این پیشنهاد خوشحال است. کرم به خانه مادرش می رود. مادر کرم از دیدن او خوشحال شده و او را محکم بغل میکند.

کرم با دلخوری بخاطر اینکه تمام این سالها مادرش به دیدن او نیامده بود،از او گله میکند. او سپس داخل خانه می رود. پدر کرم با دیدن او شروع به بحث و تحقیر او میکند و به کرم یادآوری میکند که او باعث شده است که پدرش فلج بشود و تمام زندگی شان را از دست داده اند، و بخاطر قسط و بدهی هایی که کرم مقصر بوده، تمام وسایل خانه شان را فروخته اند. او از اینکه کرم سکوت کرده و حتی معذرت خواهی نمیکند عصبی می شود. کرم میگوید که پدرش باید از اینکه کرم او را نکشته است تشکر کند. سپس از خانه بیرون می زند. شب در خانه غالب، زینب به روی او می آورد که پیامهایش را دیده و خبر دارد که او خیانت می‌کند. او میگوید که این بار دیگر قصد طلاق دارد و اشتباهش را تکرار نمیکند. غالب عصبی شده و میگوید که او حق طلاق گرفتن ندارد وگرنه بچه را به او نمی‌دهد‌. صبح، کرم برای کار به چند جا سر می زند اما بخاطر سابقه دار بودنش یا به او کار نمیدهند، و یا قصد سو استفاده از حقوق کار او را دارند. غالب به فرودگاه می رود و چمدان ده میلیون یورویی را تحویل می‌گیرد.

او سریع با طلبکار قمار تماس گرفته و مقداری پول برای او برمیدارد تا تحویل بدهد. سپس چمدان را در کمد خودش میگذارد و وقتی پیش ولی می رود، میگوید که نتوانسته است چمدان را بردارد، اما جای چمدان امن است و سعی میکند به زودی آن را تحویل دهد. ولی او را تهدید میکند که هرچه زودتر باید چمدان را بیاورد. قدیر به همراه زن و دخترش به استادیوم می روند تا بازی را تماشا کنند. بعد از تمام شدن بازی، قدیر میخواهد برای دخترش، از دستفروش ساندویچ جگر بخرد. او از آنها فاصله گرفته و به سمت گاری می رود. هنگامی که در حال خرید ساندویچ است، یک فرد مشکوکی را میبیند و متوجه می شود که او بمب انتحاری دارد.

سریال ترکی تصادف قسمت 1
سریال ترکی تصادف قسمت ۱

ماجرای قسمت ۱ سریال ترکی تصادف (برخورد) Çarpışma

یک گروه مافیایی در پارکینگ ساختمانی، مشغول معامله هستند. قدیر، به همراه اکیپ پلیس به محل می رسد و افراد همگی متفرق می شوند. قدیر، سر دسته باند را که مخفی شده است، پیدا کرده و از او میخواهد که تسلیم شود، اما او تسلیم نمی شود و قدیر و مأمورین مجبور به تیر اندازی و کشتن او می شوند. مدیر قدیر، به محل حادثه رسیده و خبرنگاران زیادی دم در جمع شده اند تا از دستگیری این باند بزرگ گزارش تهیه کنند. ولی، که رئیس یک باند مافیا است، از تلویزیون اخبار دستگیری باند را میبیند. در خانه غالب، زینب، زن او مشغول صبحانه دادن به دخترشان است تا او را راهی مدرسه کند. او به اتاق می رود تا غالب را بیدار کند، که متوجه پیام های گوشی غالب می شود. او پیامها را خوانده و می فهمد که غالب دوباره در حال خیانت کردن به اوست. سپس با حرص، پیش دخترش می آید و او را سوار سرویس مدرسه میکند. او چند نفر را که دم در خانه آنها را زیر نظر دارند، نگاه میکند و با ترس داخل می آید و همه ی قفل های در را می بنند.وقتی که غالب بیدار می شود، زینب با سردی با او برخورد میکند و چیزی در مورد افراد دم در به او نمی‌گوید.

غالب آماده شده تا به سر کار برود. افرادی که بیرون هستند، جلوی او را میگیرند و به او التیماتوم میدهند که فقط دو روز دیگر وقت دارد تا نهصد هزار لیره پولی را که در قمار باخته است، پرداخت کند. کمی بعد،جمره با زینب تماس میگیرد. زینب میگوید که حال مساعدی ندارد و روز دیگری با او قرار میگذارد تا یک دیگر را ببینند. جمره بعد از قطع تماس، داخل شرکت پدرش می رود. پدرش به او میگوید که امشب یک جلسه مهمی تشکیل می‌شود و جمره نیز حتما باید حضور داشته باشد. کرم، بعد از پنج سال از زندان آزاد می شود.دوست دختر او مرال، به همراه دوست صمیمی کرم،دم در آمده و از او استقبال می‌کنند و خیلی از آزادی او خوشحال هستند. آنها سوار ماشین شده و برای دیدن مسابقه فوتبال تیم محبوبشان، ساری یر می روند. غالب سر قرار با ولی می رود. غالب که کارمند فرودگاه است، برای غالب کار میکند و چمدان پولهایی که وارد کشور می شود را برای او جابجا میکند و تحویل میدهد. ولی، به غالب میگوید که این بار محموله خیلی مهمی با ده میلیون یورو قرار است وارد شود.

غالب می ترسد و میگوید که این کار ریسک بزرگی دارد و او نمی‌تواند چنین محموله ای را تحویل بگیرد زیرا لو می‌رود. ولی کلافه شده و به او میفهماند که هر طور شده باید این کار را انجام دهد. غالب بخاطر داشتن بدهی قمار، از ولی میخواهد که حق‌الزحمه بیشتری بگیرد، اما ولی قبول نمیکند و غیر مستقیم به او میفهماند که اگر حریص باشد، جان زن و دختر او در خطر خواهد بود. کرم به همراه دوستش برای تماشای مسابقه رفته‌اند. قدیر نیز که از طرفداران تیم ساری یر است، به آنجا آمده و کرم را می‌بیند. کرم با دیدن قدیر ، یاد شبی می افتد که پدرش را که مجروح شده بود، همراه آمبولانس از دم خانه می بردند و قدیر مجبور به دستگیری کرم شده بود. قدیر در زندان، کرم را نصیحت کرده بود که چگونه رفتار کند تا این چند سال را بتواند راحت بگذارند. قدیر به دوست کرم شک دارد و او را می‌گردد، اما دوست کرم میگوید که دیگر پاک است و چیزی مصرف نمیکند. جمره، شب به محل جلسه می رود، اما متوجه می شود که همه او را سوپرایز کرده و برایش جشن تولد گرفته اند. او خوشحال شده و از پدرش تشکر میکند.سپس پیش دوست پسرش دمیر‌، که تدارک جشن را دیده است می رود و از او نیز تشکر کرده و یک‌دیگر را می بوسند.

 

 

برای خواندن موارد به روز شده بیشتر به لینک برچسب های سریال ترکیه ای ، سریال های در حال پخش ترکیه و سریال ترکی جدید مراجعه کنید.

[تعداد: ۰   میانگین: ۰/۵]
برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن