سریالسریال خارجی

خلاصه داستان قسمت ۹۲ سریال ترکی زن | سریال زن kadin قسمت ۹۲

خلاصه داستان قسمت ۹۲ سریال ترکی زن همچنین سریال زن (کادین) kadin قسمت ۹۲ به همراه جزئیات ماجرا و اطلاعات تکمیلی درباره این سریال ترکی در این مطلب. سریال «زن» سریالی ست که از سال ۲۰۱۷ ساخت و پخش آن همچنان ادامه دارد. این سریال از شبکه فاکس ترکیه پخش می شود. این سریال تلویزیونی در ژانر درام ساخته شده است. داستان این سریال ترکی بر اساس سریال ژاپنی زن محصول سال ۲۰۱۳ است. این سریال را Merve Girgin کارگردانی کرده است.

داستان قسمت ۹۲ سریال ترکی زن
داستان قسمت ۹۲ سریال ترکی زن

شیرین پیش لونت می رود تا بداند که پلاک برای کیست؟ لونت می گوید که ماشین برای یک شرکت است که معلوم نیست صاحبش کیست و برای هرکسی می تواند باشد. همان موقع مونیر از آنها عکس می گیرد و شیرین بلند می شود تا برود اما با به یاد آوردن همه چیز دوباره سراغ لونت می رود و می گوید که کمکش را لازم دارد و می گوید: «اون آدمی که تو ماشین دیدم سارپ بود. بعدا یکی دیگه بهم زنگ زد و منو تهدید کرد.

من خیلی میترسم لونت… » و گریه می کند. لونت او را آرام می کند و از او می خواهد که خودش را ناراحت نکند و از چیزی نترسد. شیرین او را در آغوش می گیرد و لونت می گوید:« شیرین یه چیزی هست که میخوام بهت بگم… من دوستت دارم… » شیرین هم به دروغ می گوید: «منم دوستت دارم! » بهار وقتی به خانه می آید متوجه نبود لباس ها می شود و فکر می کند که انور حتما پول لباس ها را گرفته است و از او کمی پول می خواهد. انور نمی تواند ماجرا را برایش تعریف کند و فورا می رود تا از عارف پول قرض بگیرد. عارف هم با خوشرویی هرچقدر انور پول نیاز دارد به او می دهد.

انور هم با ساده دلی می گوید که هرموقع پول لباس هایش را پس بگیرد پول او را پس خواهد داد. کمی که می گذرد انور قضیه پیوند و دعوایش با خدیجه را برای عارف هم تعریف می کند. عارف ناراحت می شود و بعد از انور می خواهد که زودتر این قضیه را به خود بهار هم بگوید تا باز هم ناراحت نشود.
شیرین به لونت می گوید که باید به شرکت سارپ برود و لونت ناراحت می شود و می گوید: «چرا؟ نکنه تو هنوز هم به سارپ حس داری؟ » شیرین می گوید: «این چه حرفیه! من الان فقط به تو حس دارم! » لونت با اخم می گوید: «پس چرا هنوز هم حرف اونو میزنی؟ » شیرین می گوید: «اول اینکه پدر و مادرم منو متهم مرگ سارپ میدونن. باید بی گناه بودنم رو ثابت کنم.

دوما باید به بهار بگم که شوهرش زنده ست. سوما و مهمتر از همه اینکه بهار که مرد بچه ها بمونن وبال گردن ما؟! باباشون هست دیگه! » لونت قانع می شود و بعد پیشنهاد می دهد که خودش به شرکت سارپ برود چون کسی او را نمی شناسد و دیگر شیرین را تهدید نمی کنند. شیرین هم با خوشحالی قبول می کند اما مونیر همچنان آنها را تعقیب می کند. تئومان به دیدن ییلیز می رود و با تحقیر کردن او در آخر می گوید که طلاقش می دهد و بعد هم سوئیچ ماشین را می خواهد.

ییلیز با گریه از او می خواهد از خانه برود و سوئیچ را هم نمی دهد اما تئومان سوئیچ را از روی میز برمیدارد و می رود. ییلیز گریه می کند و بعد هم پیش جیدا و بهار می رود و با هم درد دل می کنند. بهار هم به انها می گوید: «دیگه بسه… ما باید پشت هم باشیم. باید مواظب همدیگه باشیم. » و دخترها حرف های او را قبول می کنند و ییلیز می گوید که درس خوبی به سیف الله خواهد داد و دخترها هم باید کمکش کنند.

صبح جیدا به عمران زنگ می زند و می گوید: «وقتی به پیامی گفتم شما میخواین خرج عروسیمو بدین خجالت کشید اما من گفتم آبجی عمرانم بهترین عروسی رو برامون میگیره! » عمران هم می گوید که خرج همه چیز با اوست! دخترها خوشحال می شوند و تصمیم می گیرند لباس عروس و دوماد را به انور بدهند بدوزد که پولش هم به او برسد. سارپ به آمریکا نرفته است و در خانه ماند… از طرفی شب وقتی بچه ها می خوابند، انور عارف را هم صدا می زند تا قضیه پیوند خون را به او بگویند که همان موقع در خانه به صدا درمی آید و بهار وقتی در را باز می کند خدیجه را می بیند…

 


بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی زن + اسامی بازیگران سریال کادین kadin

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا