سریالسریال ایرانی

تحلیل و نقد سریال کرگدن قسمت ۱۸ + داستان قسمت ۱۸ سریال کرگدن

تحلیل و نقد سریال کرگدن قسمت ۱۸ همچنین داستان قسمت ۱۸ سریال کرگدن به همراه جزئیات و اطلاعات تکمیلی درباره این سریال در همین مطلب. سریال کرگدن یکی از پر مخاطب ترین سریال های شبکه نمایش خانگی «کرگدن» است. این سریال به کارگردانی کیارش اسدی زاده و تهیه کنندگی صادق یاری ساخته شده و برای تماشا در تارنماهای مجازی قرار گرفته است. اسدی‌زاده قبلا سریال هشتگ خاله سوسکه را ساخته است و فیلم «شکاف» و «گس» را هم او کارگردانی کرده است. نویسنده سریال «کرگدن» مهرداد کوروش‌نیا و علی اصغری است.

داستان قسمت ۱۸ سریال کرگدن
داستان قسمت ۱۸ سریال کرگدن

مهرداد به کاظم می گوید: «پدرت به حرف گوش نداد و با ونوشه شریک شد. من هم باید هویتم را تغییر میدادم چون جانم در خطر بود. من به شما بدی نکردم خودتان پریدید وسط بازی. دلیل اصلی برگشتن من هم خراب کاری تو و نوید بود. به خاطر همان بک آپی که از اطلاعات ونوشه گرفتی و همان چیپ که دست نوید است. » کاظم می خواهد انکار کند ولی گیسو وارد اتاق می شود و کاظم می فهمد که گیسو همه حرف های او را به مهرداد انتقال داده. کیانا به دیدن مارک می رود و می گوید: «ونوشه من را برای افشین خواستگاری کرده. »

مارک می گوید: «تصور این که شوهرت را افشین کشته و حالا می خواهد زنش شوی سخت است. » کیانا با گریه می گوید: «سخت نیست. غیرممکن است. » و دخترش را به مارک میسپارد. او هم می گوید: «نگران نباش. مادر پیرم از دخترت مراقبت خواهد کرد. » ونوشه و افشین برای دیدن نوید به تیمارستان می روند. ونوشه گردنبندی که نوید شب تولدش به او هدیه داده بود را نشانش می دهد و می گوید: «این گردنبند مثل خودت برای من خیلی با ارزش است. » و چون می داند که دوربین و میکروفون به گردنبند وصل است آن را داخل لیوان پر از آب می اندازد.

سپس کنار نوید می نشنید و می پرسد که چیپ کجاست؟ و ادامه میدهد: «پای جان من وسط است. اگر دست من را رها نکرده بودی الان همه چیز خوب بود. به فکر نازنین و خانواده ات باش. کاری نکن زیر قولم بزنم و به آنها آسیبی برسد. » نوید به او خیره می شود و به خاطر می آورد که برای اولین بار وقتی ونوشه به محله شان آمده بود به او گفته بود: «میدانم خواهرت دویست میلیون به صاحب کارش بدهکار شده. من میتوانم کمکت کنم تا بدهی او را صاف کنی. » ونوشه کیانا را پیش روانشناس و مشاورش حمیرا می فرستد. حمیرا بعد از پرسیدن چند سوال به کیانا می گوید: «افشین حق دارد مطمئن شود که آیا تو آماده باردار شدن هستی یا نه. برای همین تو باید چندتا آزمایش انجام بدهی. » کیانا می فهمد که هدف از ازدواج با او ادامه نسل است.

نازنین به همراه بهنام به در خانه مارک می رود تا بفهمد نوید چه کرده که همه دنبال او هستند. و این مسئله چیپ چیست که ونوشه سراغ آن را از همه می گیرد. اما مارک اظهار بی اطلاعی می کند و کمی هم با بهنام درگیر می شود. سپس مارک به دیدن دانیال می رود و از او می خواهد مواظب نازنین باشد چون پایش را از گلیمش درازتر کرده است. دانیال هم سراغ نازنین می رود و می گوید: «خودت را درگیر این ماجرا نکن. ونوشه از تو کمک خواست ولی تو برایش مهم نیستی. میخواهد کار خودش راه بیفتد. لااقل هر کاری میکنی به من خبر بده. » نازنین با ناراحتی می گوید: «من میتوانم از خودم مراقبت کنم.

و به تو هم که معلوم نیست چه نسبتی با من داری جوابی نمیدهم. » دانیال از او عذرخواهی می کند و نازنین می گوید: «میخواهم زندگی ام را عوض کنم و به مسعود پرتویی صاحب کارم بیشتر فکر کنم… » دانیال با خشم او را از ماشین پیاده می کند و بعد سراغ افسر اطلاعات پویان می رود و می گوید: «نباید نازنین را وارد این ماجرا می کردی چون کم مانده خودش را به دامن پرتویی بیندازد. » پویان می گوید: «اگر پای شما به این مسائل باز شده انتخاب خودتان بوده ما تقصیری نداریم. نازنین خودش تصمیم گرفته. » حمیرا به دیدن ونوشه می رود. او ونوشه را از زمان کودکی اش که همراه برادرش افشین در خیابان ها زندگی میکرد می شناسد. ونوشه از او کمک می خواهد چون عاشق نوید است و نمی تواند رهایش کند.

حمیرا با نگرانی به او می گوید: «از تو بعید بود خودت را اینطور گرفتار کنی! عشق نوید را از سرت بیرون کن. » ونوشه که حالش بد است گریه کنان می گوید: «من وابسته اش هستم و حالا هست و نیستم دست اوست. جواب هزار نفر را هم باید بدهم. » حمیرا می گوید: «نوید لیاقت تو را ندارد و برای تو ارزشی قائل نیست. » ونوشه درمانده به او نگاه می کند… حمیرا به محله نازنین می رود و او را تهدید می کند که اگر دست از سر شوهرش، مسعود پرتویی برندارد آبروی او را خواهد برد و نازنین می فهمد که مسعود متاهل است. کاظم به دیدن گیسو می رود و از او می پرسد: «چرا من را به ونوشه فروختی؟ من باور نمی کنم تو آدم ونوشه شده باشی. » گیسو جواب می دهد: «ما مجبوریم که این کار را بکنیم.. » و داخل خانه می رود..


همچنین بخوانید:

بیوگرافی بازیگران و نقش هایشان در سریال کرگدن

اسامی بازیگران سریال کرگدن + خلاصه داستان و عکس بازیگران

داستان قسمت اول تا آخر سریال کرگدن

[تعداد: ۰   میانگین: ۰/۵]
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن