سریالسریال خارجی

خلاصه داستان سریال ترکی دستم را رها نکن + معرفی بازیگران و زمان پخش

در این مطلب از داستان تمام قسمت های سریال ترکی دستم را رها نکن Elimi Bırakma به همراه معرفی کلی و بازیگران این سریال ترکی نوشته ایم. سریال محبوب دستم را رها نکن محصول سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ است و از شبکه TRT1 تلویزیون ترکیه پخش شد.

تمام قسمت های سریال ترکی دستم را رها نکن
تمام قسمت های سریال ترکی دستم را رها نکن

سریال دستم را رها نکن بعد از پخش قسمت های اولیه در ترکیه از کانال تی آر تی ۱ توانست مخاطبان قابل توجهی را در این کشور و سایر کشور های همسایه خود جلب کند. مدتی بعد اخباری مبنی بر احتمال کنسل شدن این سریال و در عین حال اخبار متعددی در تداوم این سریال پس از تابستان در فضای خبری ترکیه منتشر شد اما در نهایت پخش این سریال با استقبال مخاطبین به صورت مداوم ادامه پیدا کرد.

elimi birakma
elimi birakma

اسامی بازیگران

بازیگران اصلی این سریال عبارتنداز؛ سرای گوزلر (فریده)، آلینا بوز (آزرا)، آلپ ناوروز (جنک)، باتوهان اکشی (تارک)، جمره گوملی (جانسو)، جمره بایسال (ملیس)، ارتوگرول پوست اوغلو (مسعود)، دولونای سویسرت (سومرو)، کنان آجار (قدیر).

خلاصه داستان

داستان دربارهٔ زندگی یک دختر به نام آزرا است که در آمریکا تحصیل کرده تا مانند پدرش یک آشپز حرفه ای شود. او در هواپیما، جنک، نوه فریده چلن را ملاقات کرد و به اشتباه چمدان‌هایشان جابه‌جا شد.

زمانی که جنک از دانشگاه خود در آمریکا اخراج شده و در تلاش برای انتخاب سرنوشت خود است، آزرا پدرش را در حادثه آتش سوزی از دست می‌دهد و به دنبال برادر گمشده اش است…

عکس های سریال

دستم را رها نکن
دستم را رها نکن
بازیگران سریال دستم را رها نکن
بازیگران سریال دستم را رها نکن
خلاصه داستان سریال دستم را رها نکن
خلاصه داستان سریال دستم را رها نکن

تاکنون ۱۸۴ قسمت از این سریال را که متعلق به فصل ۱ آن بوده است را مشاهده کردید، دوستداران این سریال میتوانند در این مطلب خلاصه داستان فصل دوم آن را مطالعه کنند.

قسمت ۱۹۴ سریال ترکی دستم را رها نکن

سومرو که فکرش بخاطر پیدا شدن ازرا بهم میریزد به بهانه کار از کافه بیرون می اید. کمی بعد گورکان به کافه سومرو و هولیا میرود.او به هولیا میگوید که تمایل به همکاری جهت خرید و استفاده انها را برای هتل هایشان دارد. باریش با گورکان تماس میگیرد و خبر میدهد که داملا از خانه رفته است. او از گورکان میخواهد که از غمزه دخترش از داملا خبر بگیرد. گوکان از این که باریش حقایق را به داملا نمیگوید او را سرزنش میکند. اما باریش ترجیح میدهد تا داملا از او ناراحت باشد اما حقیقت را نگوید. سومرو با جنک تماس میگیرد و به او بابت پیدا شدو ازرا و نزدیکی دوباره انها هشدار میدهد.جنک میگوید که سر قول خود مانده و صرفا بخاطر حال بد فریده خانم تظاهر میکنند که باهم خوب هستند. بعد به سومرو اطمینان میدهد که به بهانه ای این مشکل را حل میکند و ازرا همراه انها به استانبول نمی اید. ارسوی از پشت درخت حرفهای جنک را میشنود و متوجه علت دوری کردن جنک از ازرا میشود.

دربیمارستان باریش با ازرا تماس میگیرد و خبر رفتن داملا را میدهد. ازرا ناراحت میشود و میخواهد به خانه برود. جنک از این که ازرا در ان شهر برای خودش خانه و زندگی دارد عصبانیست. در خانه ازرا و باریش در حیاط نشسته اند و مشغول صحبت اند. باریش با ناراحتی درمورد بیماری خواهرش و ترک شوهر او به ازرا میگوید. او تعریف میکند که بعد از رفتن شوهر خواهرش خواهرش الیف بخاطر درد دوری طاقت بیماری را نیاورده و فوت کرده است. ارسوی پیش جنک می آید و میگوید که ادرس خانه ازرا را پیدا کرده و اصرار دارد تا جنک را به انجا ببرد. او در مقابل مقاومت جنک به روی او می اورد که از علت ماجرا خبر دارد. جنک از او میخواهد که به کسی چیزی نگوید و بعد همراه ارسوی به سمت خانه باریش میروند. وقتی که جنک به محوطه خانه میرسد در حیاط ازرا را میبیند که دست باریش را گرفته و با روی خوش مشغول صحبت اند و کمی بعد با امدن تانم اورا داخل خانه میبرند. جنک از تصور تشکیل خانواده ازرا و رابطه نزدیک او با باریش به شدت عصبانی میشود و از رفتن به سمت ازرا منصرف میشود و سوار ماشین میشود.

قسمت ۱۹۴ سریال ترکی دستم را رها نکن
قسمت ۱۹۴ سریال ترکی دستم را رها نکن

قسمت ۱۹۳ سریال ترکی دستم را رها نکن

دکتر برای این که وضعبت حافظه فریده خانم را بداند به او ارام بخش میزند تا بعد از بیدار شدن پایداری حافظه او را بررسی کند. همه در سالن بیمارستان منتظر هستند. آردا به آزرا که گریه میکند و خودش را مقصر میداند دلداری میدهد. سراب هم از آزرا عصبانیست اما جنک سعی دارد او را آرام کند. آردا از گله های سراب عصبانی میشود و با او بحث میکند و از او میخواهد که مقصر دانستن ازرا و صحبت در مورد این قضیه را تمام کند. کمی بعد باریش به دیدن ازرا می اید و نگران حال اوست.جنک با دیدن باریش دوباره عصبی میشود.باریش برای ازرا غذا اورده و اصرار دارد کمی به خودش برسد و برای استراحت به خانه بیاید اما آزرا قبول نمیکند. جنک با دیدن آزرا و باریش و صمیمیت بین آنها تصور میکند که رابطه ای دارند و آزرا زندگی جدیدی را با باریش شروع کرده است. باریش به خانه میرود. تانم به او میگوید که داملا از خانه رفته و نامه ای برای او گذاشته است. از حرفهای باریش با تانم مشخص است که تانم خواهر زاده اوست. وقتی که باریش نامه را باز میکند متوجه میشود که داملا دور از چشم او در گروه موسیقی ازمون داده و قبول شده و چون باریش مخالف استانبول رفتن داملا بوده بی خبر از او رفته است.

او برای باریش نوشته که راه مادرش را میرود و نمیخواهد مثل باریش در گوشه ای مخفی زندگی کند. باریش با خواندن نامه عصبی میشود و سریع به سمت فرودگاه میرود. اما متوجه میشود که دیر شده و هواپیمای استانبول پرواز کرده است. آزرا در حیاط بیمارستان نشسته است. سراب پیش او می آید و بابت رفتارش معذرت خواهی میکند و میگوید که از روی عصبانیت بوده است. ازرا به فریده خانم بخاطر ناراحتی و از حال رفتن حق میدهد و میگوید که نگران حال اوست. سراب هم ازرا را به خاطر ترک ناگهانی عمارت و نگران گذاشتن انها سرزنش میکند. کمی بعد جنک با سراب تماس میگیرد و خبر میدهد فریده خانم به هوش امده و میخواهد با او و ازرا صحبت کنند. ازرا و جنک به همراه فریده خانم که حالش بهتر شده به حیاط بیمارستان می آیند. فریده خانم میگوید که حافظه یک سال اخیر را ازدست داده و از انها میخواهد که اتفاقات این مدت را برای او تعریف کنند. ازرا و جنک شکه میشوند و نمیدانند که باید چه بگویند. انها به ناچار تظاهر میکنند که اتفاقی نیفتاده و در این مدت زندگی مشترک خوبی داشته اند. همچنین درمورد مرت بخاطر ناراحت نشدن فریده خانم میگویند که او را به خارج از کشور فرستادند تا در مدرسه موسیقی تحصیل کند. سومرو و هولیا که زنان موفقی شده اند و کافه بزرگی دارند در کافه مشغول صحبت اند. هولیا با سراب تماس میگیرد تا خبری از او بگیرد. او حین صحبت با سراب متوجه پیدا شدن ازرا میشود و تعجب میکند. سومرو هم این خبر را میشنود.

سریال ترکی دستم را رها نکن قسمت ۱۹۳
سریال ترکی دستم را رها نکن قسمت ۱۹۳

قسمت ۱۹۲ سریال ترکی دستم را رها نکن

ازرا و جنک با دیدن هم شکه میشوند و هر کدام در دل خود به یاد روزهای سخت دوری و انتظاری که در این یک سال کشیدند می افتند. اما در ظاهر ازرا سریع به خودش می آید و به جنک میگوید که خودش قصد داشت با او تماس بگیرد تا در مورد طلاق گرفتن اقدام کنند. جنک هم حالتش عوضمیشود و حرف ازرا را تایید میکند و میگوید که او هم قصد طلاق دارد اما هردو درواقع یکدیگر را همچنان دوست دارند. ازرا که آشفته شده از باریش میخواهد که مراسم را ترک کنند. جنک هم به همراه ارسوی از تالار بیرون میرود. جنک وسط راه از ماشین پیاده میشود و گوشه خیابان مینشیند و گریه میکند. ارسوی که درد او را میداند او را بابت برگشتن پیش ازرا تشویق میکند اما جنک میگوید که تصمیمش را گرفته و باید طلاق بگیرند. ازرا هم همزمان از ماشین پیاده شده و به دستشویی بین راهی میرود و گریه میکند. سپس پیش باریش برمیگردد و به سمت خانه میروند. وقتی ازرا وارد اتاقش در هتل میشود با دیدن فریده خانم شکه میشود. او با اشتیاق به طرف فریده خانم میرود و او را بغل میکند. فریده خانم بخاطر رفتن ازرا و بی خبری او از او گله میکند. سپس از ازرا میخواهد که همراه اوبه خانه برگردد. ازرا میگوید که او دیگر نمیتواند به عمارت بیاید و او و جنک تصمیم دارند طلاق بگیرند

فریده خانم ناگهان حالش بد میشود و از حال میرود. ازرا بشدت نگران و مضطرب میشود و به همراه باریش فریده خانم را سریع به بیمارستان میرسانند. ازرا از این که مسبب این وضعیت شده عذاب وجدان گرفته و ناراحت است. کمی بعد جنک و ارسوی نیز به بیمارستان میرسند. ازرا که حال خوبی ندارد در بغل جنک گریه میکند. انها در سالن منتظر امدن دکتر فریده خانم به شهر مولا هستند. جنک وقتی باریش را در حال دلداری دادن به ازرا میبیند بشدت عصبانی میشود. اما ارسوی جلوی او را میگیرد تا واکنشی نشان ندهد. در خانه داملا چمدانش را بسته و تصمیم دارد از خانه برود. در همان لحظه باریش با او تماس میگیرد و خبر میدهد که در بیمارستان است و تا صبح نمی آید. او از داملا میخواهد که مراقب تانن باشد. داملا از این که نمیتواند برود مایوس میشود و به اتاقش برمیگردد و چمدان را باز میکند. صبح سراب و آردا هم به بیمارستان می آیند. آنها از دیدن آزرا تعجب میکنند. آردا با خوش رویی با آزرا برخورد میکند و ابراز دلتنگی میکند. اما سراب از دیدن او عصبی میشود و او را مسبب مشکلات اخیر میداند. وقتی فریده خانم به هوش می آید و همه به اتاق او میروند مت جه میشوند که حافظه فریده خانم دچار مشکل شده و یک سال اخیر را به یاد ندارد. او تصور میکند که ازرا و جنک به تازگی ازدواج کرده و از ماه عسل امده اند. آزرا از این قضیه بشدت ناراحت میشود و خودش را مقصر میداند.

سریال دستم را رها نکن قسمت 192

قسمت ۱۹۱ سریال ترکی دستم را رها نکن

در عمارت سراب به اتاق ازرا میرود و درحال جمع کردن وسایل اتاق اوست. فریده خانم میخواهد جلوی او را بگیرد. داما سراب طلبکارانه میگوید که نمیگذارد دیگر وسایل ازرا و یاد او در این خانه باشد و او اگر قصد امدن داشت تا بحال می آمد. فریده خانم از رفتار سراب ناراحت میشود. کمی بعد جنک که مدتیست در خانه فریده خانم زندگی نمیکند به خانه فریده خانم می آید و به اتاق ازرا میرود. او به فریده خانم میگوید که سر نخ های زیادی از ازرا پیدا شده و به زودی او را پیدا میکند و دوباره به خانه برمیگرداند. جنک طوری صحبت میکند که نشان دهد ازرا همچنان به عنوان زنش برای او جایگاهی ندارد. او سپس کمی با فریده خانم درد و دل میکند. یکی از دوستان باریش که همکار اوست پیش او می آید و دعوتنامه یک افتتاحیه را به او میدهد و از او میخواهد که حتما شرکت کند چون خودش نمیتواند برود و بهتر است از سمت هتل انها کسی برود. باریش به اتاق کار ازرا میرود. ازرا با خوشحالی میگوید که قصد دارد یک اتلیه نقاشی برای بچه ها درست کند و دنبال مجوز گرفتن است. باریش از این کار او استقبال میکند و میگوید میتواند اسم اتلیه را مرت بگذارد. ازرا متاثر میشود و قبول میکند. باریش دعوتنامه را به ازرا میدهد و از او میخواهد به همراهش در مراسم افتتاحیه شرکت کند. ازرا با سردرگمی میگوید که هنوز امادگی رفتن به میان مردم را ندارد اما به اصرار باریش که جای برادر اوست قبول میکند. جنک به همراه ارسوی که پسر اوستا فرهاد است و راننده و دستیار او شده به رستوران میرود و جلسه ای تشکیل میدهد.

او در این یکسال شرکت را گسترش داده و کار رستوران و هتلشان پیشرفت کرده است. جنک هرزمان که بیکار میشود در گوشی اش به عکسهای ازرا نگاه میکند. سومرو و هولیا باهم شریک شده اند و یک کافه بزرگ باز کرده اند و قهوه منحصر به خودشان را تولید میکنند. سومرو در یک جلسه معارفه بزرگ کارشان را به دیگران معرفی میکند. دوست باریش هم در ان جلسه حضور دارد. هولیا از مسعود جدا شده ولی طلبکاران مسعود همچنان بااو تماس میگیرند و پولشان را میخواهند. مراسم افتتاحیه در شهر مولا برگزار میشود. ازرا به همراه باریش به مراسم میرود. باریش ازرا را به عنوان خواهرش به دوستانش معرفی میکند. جنک به همراه ارسوی به مراسم افتتاحیه می اید.وقتی که دوست باریش جنک را به عنوان یک هتلدار که همکار انهاست معرفی میکند باریش با شنیدن نام جنک اورا میشناسد و نگران ازرا میشود. جنک داخل سالن میرود و ازرا را میبیند. او به ازرا نزدیک میشود و هردو با تعجب به یکدیگر خیره میشوند

سریال ترکی دستم را رها نکن
قسمت ۱۹۱ سریال ترکی دستم را رها نکن

قسمت ۱۹۰ سریال ترکی دستم را رها نکن

ازرا در خواب و بیداری مرت را تصور میکند که روبرویش نشسته است اما وقتی بیدار میشود دختر کوچکی را میبیند و شوکه میشود. دختر کوچک که تانم نام دارد ازرا را نوازش میکند تا بخوابد. در همان لحظه داملا و باریش داخل می ایند. ازرا از دیدن باریش شکه میشود و اورا نمیشناسد. باریش خودش را معرفی میکند و میگوید ازرا لب پرتگاه از گرسنگی و ضعف از حال رفته بود. ازرا دنبال نقاشی مرت میگردد و تانم که خواهر داملاست نقاشی را به او میدهد. تانم که دختر شیرین زبان و زیبایی است روی ازرا تاثیر میگذارد و ازرا از او خوشش می اید. جنک به ترمینال رفته و همه بلیط هارا چک میکند اما بلیطی با نام ازرا پیدا نمیکند. او به همه جا میسپارد تا ازرا را پیدا کند. درخانه هولیا به دیدن سراب می اید. سراب از این که همه به فکر ازرا هستند و بچه هایش دیگر مثل سابق نیستند و نظم خانه بهم خورده عصبیست و با هولیا دردو دل میکند. ازرا وقتی گوشی اش را روشن میکند پیام فریده خانم را میبیند که خیلی نگران اوست. ازرا ناراحت میشود و تصمیم میگیرد برای فریده خانم نامه ای بنویسد و به او توضیح میدهد به شهر دیگری امده و قصد دارد مدتی را تنها باشد تا باخودش کنار بیاید. زیرا او همزمان دو عزیزش یعنی مرت و جنک را از دست داده و حالا باید روی پای خودش بایستد.

او سپس تصمیم میگیرد شهر مولارا ترک کند و به جای ناشناخته دیگری برود. لزرا درحال رفتن است و باریش سعی دارد اورا منصرف کند تا هرزمان که میخواهد پیش انها بماند. درهمان لحظه داملا با باریش تماس میگیرد و میگوید که تانم گم شده است. باریش و ازرا با نگرانی به سمت هتل میروند تا دنبال تانم بگردند. وقتی ازرا به اتاقش میرود تانم را میبیند که روی تخت او توابش برده است. او خوشحال میشود و باریش و داملا را صدا میزند. ازرا متوجه میشود که تانم از او خوشش امده است. او تصمیم میگیرد پیش انها بماند. در عمارت فریده خانم جنک ساکش را جمع میکند و میگوید که قصد رفتن دارد چون میداند درصورت رفتنش ازرا به خانه برمیگردد و نمیخواهد او را ببیند. سراب و فریده خانم عصبانی میشوند و سعی دارند جلوی او را بگیرند اما فایده ای ندارد. جنک ساکش را برمیدارد و از خانه میرود. سومرو از بیمارستان مرخص میشود و به بیمارستان روانی منتقل میشود تا دوره درمانی اش را تمام کند. جنکسوار یک قایق تفریحی میشود و به سفر بلند مدتی میرود. یکسال بعد ازرا در هتل حسابی به تانم نزدیک شده و با او سرگرم است… او با گروه خیرین برای کودکان بی سرپرست فعالیت میکند و بیشتر وقتش را با انها میگدراند

سریال ترکی دستم را رها نکن

قسمت ۱۸۹ سریال ترکی دستم را رها نکن

فریده خانم وقتی که میشنودجنک قصد جدایی از ازرا را دارد شکه میشود و حالش بد میشود. جنک و سراب سریع به او رسیدگی میکنند. وقتی که حال او کمی بهتر میشود با عصبانیت با جنک دعوا میکند و میگوید که هرطور شده باید ازرا را به خانه برگرداند. جنک میگوید که جای ازرا در همین خانه است اما دیگر قصد زندگی مشترک با او را ندارد. فریده خانم که میداند رفتار جنک باعث ازردگی ازرا شده با تهدید به او میگوید که اگر اتفاقی برای ازرا بیفتد جنک را حلال نخواهد کرد. جنک از خانه بیرون می آید تا به دنبال ازرا برود. اردا دنبال جنک میرود و او هم بخاطر تصمیم جنک با او دعوا میکند. ازرا به ترمینال رفته و قصد دارد از شهر برود. او بی هدف و سردرگم است و فقط گریه میکند. دختری کنار او مینشیند و وقتی وضعیت او را میبیند پیشنهاد میدهد همراه او به شهرشان بیاید. جنک از طریق سیگنال موبایل ازرا مکان او را پیدا میکند و به سمت ترمینال میرود. ازرا وقتی از پشت شیشه جنک را میبیند دستپاچه میشود و سریع به گوشه ای میرود تا پنهان شود. ان دختر هم به ازرا کمک میکند. جنک داخل می اید و ازرا را پیدا نمیکند. ازرا تصمیم میگیرد به همراه ان دختر که داملا نام دارد سوار اتوبوس شود و به شهر انها برود.

او از پنجره اتوبوس جنک را میبیند که همچنان با درماندگی به دنبالش میگردد و بعد در دل خود از عشقش خدا حافظی میکند. ازرا و داملا صبح به شهر مولا میرسند. داملا ازرا را به هتلی طاحلی میبرد و میگوید که هتل به انها تعلق دارد و بعد اتاقی را به ازرا میدهد. ازرا از داملا میخواهد که به کسی اطلاع ندهد او انجاست.  داملا هم از ازرا میخواهد به کسی نگوید همراه او در استانبول بوده اند چون همه فکر میکنند او در لندن بوده. داملا به سمت خانه شان که نزدیک هتل است میرود. پدر او باریش از امدن بی خبر داملا متعجب شده و از او استقبال میکند. ازرا که خوابش نمیبرد از جایش بلند میشود و به همراه حلقه ازدواج و نقاشی مرت بی هدف در اطراف هتل قدم میزند و به سمت پرتگاه میرود. باریش از دور ازرا را میبیند و کنجکاو میشود. ازرا لب پرتگاه می ایستد و به دریا نگاه میکند. او حلقه هارا در پرتگاه می اندازد. بادی میوزد و نقاشی مرت از دست ازرا می افتد. ازرا میخواهد دنبال نقاشی برود اما باریش از پشت سریع دست او را میگیرد تا پرت نشود. ازرا در بغل باریش از حال میرود

قسمت ۱۸۸ سریال ترکی دستم را رها نکن

فریده خانم بخاطر سکوت ازرا مقابل قاضی می ایستد و میگوید که سومرو از ابتدا و بعد از مرگ پدر ازرا انهارا از خانه بیرون کرده و همیشه ازرا را اذیت کرده است اما ازرا هرگز از او شکایتی نکرده است،با این حال در روز عروسی او هم به جشن امده و با خراب کردن جشن زندگی او را هم خراب کرده است. بعد از صحبت های فریده خانم سومرو در یک اقدام غیر منتظره اعلام میکند ازرا مقصر نیست و تیراندازی غیر عمدی بوده و شکایتی از ازرا ندارد. همگی شکه و خوشحال میشوند. جنک که روی دیدن ازرا را ندارد به دادگاه نمی اید و از پشت در حرفهارا میشنود. قاضی پس از بررسی حکم را صادر میکند و ازرا را ازاد میکند. سپس دستور بستری کردن دوباره سومرو در بیمارستان روانی برای تکمیل درمانش را میدهد. بعد از اتمام دادگاه همه جنک را دم در میبینند. جنک میگوید که بخاطر دیر رسیدن اورا به داخل راه نداده اند.. ازرا به زندان میرود تا وسایلش را جمع کند و کارهای ترخیص را انجام دهد. جنک بقیه را به خانه میفرستد و میگوید که خودش به دنبال ازرا میرود.

کمی بعد ازرا به همراه ساکش از زندان بیرون می اید و با خوشحالی به سمت جنک میرود. جنک به سردی با ازرا برخورد میکند و از او میخواهد روی نیمکت بنشیند تا باهم صحبت کنند. ازرا از این که جنک به دادگاه نیامده بود متعجب است و دلیلش را میپرسد. جنک بدون اعتنا به ازرا میگوید که دیگر نمیتواند با او زندگی کند و باید از هم جدا شوند. ازرا شکه شده و حرفهای جنک را درک نمیکند. جنک میگوید که او خودش را در مرگ مرت مقصر میداند و نمیتواند با این عذاب یک عمر به همراه ازرا زندگی کند. ازرا میگوید که این یک اتفاق بوده و ربطی به جنک ندارد. اما جنک حرف اورا قبول نمیکند و میگوید که با یک وکیل هم برای طلاق صحبت کرده و همه چیز اماده است. بعد حلقه اش را در می اورد و روی نیمکت میگذارد. ازرا که بشدت ناراحت است حلقه را برمیدارد و بدون هیچ حرفی راهی میشود . او با گریه در خیابان ها راه میرود و به زیر قول زدن جنک و حرف های سابقش فکر میکند. جنک یادش می اید که روز قبل به بیمارستان رفته و طی صحبتی با سومرو قرار گذاشته که در قبال رضای دادن و ازادی ازرا از ازرا طلاق میگیرد تا طبق خواسته سومرو ازرا خوشبخت نباشد. جنک شب به خانه برمیگردد و متوجه میشود ازرا نیامده است. ئاو در مقابل کنجکاوی و نگرانی فریده خانم و بقیه میگوید که قصد دارد از ازرا جدا شود.

قسمت ۱۸۷ سریال ترکی دستم را رها نکن

ازرا تا روز دادگاه به زندان منتقل میشود. او در خواب مرت را میبیند که در یک باغ زیباست و به ازرا میگوید که جایش خوب است و از او میخواهد که همیشه دوستش بدارد. مرت علارغم اصرار ازرا اورا ترک میکند. مراسم خاکسپاری مرت برگذار میشود. ازرا به همراه چند مامور به مراسم می آید. حال او خیلی بد است و گریه او اشک همه را در اورده. ازرا اصرار دارد تا مرت را در قبر نگذارند و نمیخواهد که مرت را تنها بگذارد. جنک سعی دارد ازرا را ارام کند. هرکس به نحوی یاد خاطراتش با مرت می افتد. فریده خانم و اردا با یاد اوری خاطرات مرت بشدت ناراحت میشوند. جنک هم خودش را مقصر مرگ مرت میداند. بعد از خاکسپاری مامورین ازرا را به زندان برمیگردانند. سومرو در بیمارستان بستری است. او به عکس مرت خیره شده و از مردن او خیلی ناراحت است. کمی بعد هولیا وارد اتاق میشود و سعی دارد سومرو را دلداری بدهد. سومرو میگوید که مرت را مثل بچه خودش دوست داشت و از دست دادن او برایش خیلی سخت است. او لا دلی پر میگوید که خانواده چلن تاوان کارهایشان را پس میدهند. فریده خانم به ملاقات سومرو می آید و سومرو برای او قیافه میگیرد.

فریده خانم به او میگوید که هردویشان خوب میدانند که ازدا بی گناه است و او خودش با اسلحه ای که اورده بود منجر به بروز این حادثه غیر عمد شده.اما سومرو به این مساله اهمیتی نمیدهد و میگوسد وقتی توانایی اذیت کردن را دارد چنین فرصتی را از دست نمیدهد. زیرا ازرا را مقصر مشکلات زندگی همه و بخصوص خودش میداند. فریده خانم با او بحث میکند و میگوید هرطور شده دیر یا زود بی گناهی ازرا ثابت خواهد شد. جنک به محل حادثه تصادف میرود و کنار دریاچه مینشیند. اردا پیش او می آید و با نگرانی میگوید که همه جارا دنبال او گشته اند. جنک با ناراحتی میگوید که مثل قاطل ها به محل ارتکاب جرمش امده چون او باعث مرگ مرته و مشکلات زندگی ازرا شده است.اردا سعی دارد جنک را دلداری بدهد. دادگاه ازرا تشکیل میشود. او که خودش بخاطر شرایط روحی بد توانایی دفاع از خود را ندارد ساکت نشسته است. فریده خانم تصمیم میگیرد به جای او صحبت کند. در همان لحظه سومرو به عنوان شاکی پرونده از بیمارستان به دادگاه می آید تا حرفهایش را بزند. همه با دیدن او متعجب و نگران میشوند

سریال ترکی دستم را رها نکن قسمت 187

قسمت ۱۸۶ سریال ترکی دستم را رها نکن

درمراسم عروسی مهمان ها مشغول هدیه دادن به عروس و داماد هستند. سومرو سوار تاکسی میشود و درحالی که همچنان گریه میکند دوباره به سمت امارت میرود. مرت که برای ازدواج ازرا و جنک برای کادوی ازدواجشان یک نقاشی کشیده داخل کیفش را میگردد و وقتی نقاشی اش را پیدا نمیکند با کلافگی پیش ازرا می اید و میگوید نقاشی را در خانه جا گذاشته. ازرا سعی دارد او را متقاعد کند که بعد از تمام شدن مراسم نقاشی را می آورد اما مرت اصرار دارد که باید مثل مهمانان دیگر هدیه اش را همین الان به انها بدهد. جنک وقتی اصرار و بی قراری مرت را میبیند تصمیم میگیرد به همراه او به خانه برود و سریع نقاشی را بردارند و به خانه برگردند. آزرا با این کار مخالفت میکند و به جنک میگوید که درست نیست که او به عنوان داماد مراسم را ترک کند اما جنک بخاطر مرت میخواهد برود و قول میدهد که زود برگردد. ملیس هم به همراه آنها میرود. سومرو به امارت میرسد و براب این که نمیتواند به عنوان مهمان و به راحتی وارد امارت شود برای این که کسی اورا نبیند از در پشتی امارت وارد میشود. آزرا و مینه به اتاق میرند و ازرا مشغول ترمیم ارایش خود میشود.

مینه از او میخواهد که کمی استراحت کند. سومرو اتاق ازرا را پیدا میکند و در گوشه ای پنهان میشود تا مینه از اتاق بیرون رود. بعد داخل میرود و ازرا از دیدن او شکه میشود. سومرو با پریشانی و به تعنه به ازرا تبریک میگوید. ازرا احساس ترس میکند اما سعی میکند طبیعی رفتار کند. سومرو عصبی شده و بخاطر این که انها به این زودی جشن گرفته اند و جانسو را فراموش کرده اند با او دعوا میکند و به ازرا میگوید که او باعث مرگ جانسو شده است. جنک و ملیس و مرت به خانه ازرا میرسند و نقاشی را پیدا میکنند و بعد سریع به سمت خانه میروند. مدیر بیمارستان روانی متوجه میشود که سومرو از انجا فرار کرده است. او با هولیا تماس میگیرد و سراغ سومرو را میگیرد. هولیا از این که سومرو فرار کرده شکه میشود و مسعود میخواهد به خانه سومرو برود تا شاید او را پیدا کند. سومرو درحال بحث با ازرا میگوید که برای انتقام امده و ازرا باید تقاص پس بدهد. بعد اسلحه ای بیرون میکشد و به سمت ازرا میگیرد. ازرا سعی دارد مقاومت کند و دست سومرو را میگیرد. انها باهم درگیر میشوند و ناگهان صدای شلیک گلوله می اید. توجه همه مهمانان جلب میشود و مینه و فریده خانم با نگرانی به سمت اتاق میروند. در ماشین مرت میخواهد که نقاشی اش را به جنک نشان دهد، کاغذ زیر پای جنک می افتد و وقتی خم میشود ان را بردارد انها ناگهان تصادف وحشتناکی میکنند. وقتی همه داخل اتاق ازرا میروند سومرو را میبینند که تیر خورده و روی زمین افتاده و ازرا با اسلحه بالای سر او ایستاده. همه شکه میشوند.

سریال ترکی دستم را رها نکن قسمت 186

قسمت ۱۸۵ سریال ترکی دستم را رها نکن

طبق خواسته اوستا فرهاد خانواده جنک برای گرفتن دختر از خانه اش به سمت خانه آزرا میروند. همه با ساز و دهل از ماشین پیاده میشوند و داخل خانه میشوند. کمی بعد آزرا که در اتاق مشغول صحبت با عکس مادرش است و از این که او در چنین روزی در کنارش نیست ناراحت است از اتاق بیرون می آید و جنک که منتظر دیدن او در لباس عروس است با ذوق و تحسین به آزدا خیره میشود. اوستا فرهاد آزرا را به دست جنک میسپارد و بعد همگی از خانه خارج میشوند تا به عمارت بروند. داخل کوچه همه جمع شده اند و با صدای ساز و دهل جنک و آزرا باهم میرقصند. فریده خانم با خوشحالی و شوق به آنها نگاه میکند. دم در عمارت فریده خانم سومرو داخل تاکسی نشسته و به صحنه ورود آزرا و جنک به عمارت نگاه میکند و حرص میخورد. او از راننده میخواهد که برود. آزرا و جنک به همراه بقیه داخل میروند. مسئول تدارکات عروسی توضیحات لازم را به انها میدهد و ازرا را به اتاق عروس راهنمایی میکند. اردا و ملیس هم که خوش حال هستند با فریده خانم بگو و بخند میکنند. کمی بعد ازرا و جنک از اتاق بیرون می ایند و به سمت محراب عقد در حیاط میرند. اوستا فرهاد و هولیا به عنوان شاهدین عقد آنها هستند.

عاقد خطبه را میخواند و آزرا در مقابل انتظار و ذوق همه بالاخره بله را میگوید. جنک هم بله میگوید و عاقد آنها را زن و شوهر اعلام میکند. همه دست میزنند و با خوشحالی به آنها تبریک میگویند. بعد آزرا و جنک بلند میشوند و شروع به رقص تانگو میکنند. آزرا و جنک در دلشان به این فکر میکنند که همیشه در روزهای سخت کنار یکدیگر خواهند بود و هرگز از این ازدواج پشیمان نخواهند شد. مرته هم از ازدواج انها خوشحال است و با ذوق به انها نگاه میکند. سومرک سر خاک جانسو میرود. او با حصرت و ناراحتی با جانسو دردو دل میکند و به او میگوید که امروز عروسی جنک و آزرا است و همه اورا فراموش کرده اند. اما او اجازه نمیدهد که جانسو فراموش شود و این قضیه را به همه آنها یاد اوری خواهد کرد. او از این که دخترش هرگز نمیتواند مثل آزرا لباس بپوشد غصه دارد و از این که انها برای جانسو عزا نگه نداشته اند و عروسی گرفته اند عصبانیست. سومرو قصد دارد که از آزرا انتقام بگیرد.

سریال ترکی دستم را رها نکن قسمت 185

 


برای دیدن مطالب بیشتر به لینک های: سریال ترکیه ای، سریال های در حال پخش ترکیه و سریال ترکی جدید مراجعه کنید.

[تعداد: ۱   میانگین: ۳/۵]
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن