وقتی شان هنر بالاتر از سیاست است!

مهدی احمدی
مدیرمسئول روزنامه هنرمند

وقتی شان هنر بالاتر از سیاست است!
۱- روزنامه «هنرمند» در خرداد ماه ۱۳۹۵ و در غائله مربوط به مجوز دیرهنگام آلبوم استاد محمدرضا شجریان بعد از گذشت چندین سال از درخواست آن و همزمان با آغاز کمپینهای مردمی در فضای مجازی برای پخش نوای ربنای استاد در رمضان المبارک آن سال، طی یادداشتی و خطاب به وزیر وقت فرهنگ و ارشاد و مسولین ذیربط تاکید کرد و به رویت و گوششان رساند که به قول معروف، دیگر بیش از این کشش ندهید این حقد مذموم را و کاسه داغ تر از آش نشوید برای دردانههای هنر، اما صد افسوس که برگوشهاشان و بر چشمهاشان گویی قفل و بستی است مصداق آیه شریفه: صم بکم عمی فهم لا یرجعون.
۲- گفتیم و نوشتیم که تنگ نظری بخشی از بدنه مدیریت فرهنگی – سیاسی حاکمیت و جمعی کاسه داغتر از آشها و متملقان بیخرد و بیتدبیر در قبال استاد شجریان نارواست و با بیفکری و خلط سیاست با فرهنگ و هنر، لطافت و دلبریهای هنر و هنرمندان را به لجنزار سیاست نیالایید و فیالمثل خوانش یک مناجات، حاوی چند آیه شریفه استغفار قرآن مجید توسط استاد را به یک موضوع امنیت ملی و حاکمیتی و باعث تبدیل شدن به عنصری قوی در دوقطبی شکل یافته سیاسی – اجتماعی، مبدل نکنید.
۳- گیریم که استاد یا هر دردانهای در فرهنگ و هنر به وقت مناقشات سیاسی و به وضع و قرار شهروندی نظر خود را داشته و ابراز کند و در مقام کنش و واکنشهای معمول و تند انتخاباتی و التهابات سیاسی – اجتماعی تندی و جسوری کند مثل همه آحاد و دیگران، آن هم به صدق و آزادگی و نه به نفاق و دورویی و چاپلوسی! گیریم به زعم دوستان نباید و نشاید و نمیبایست که ایشان در آن وقت چنین میگفتند و نمیگفتند یا چنین و چنان.
گیریم که شما درست میگویید؛ اما مگر نه اینکه این خود اهالی قدرت و سیاست بوده و هستند که پای هنر و هنرمند را به وقت و کارزار سهم خواهی خود از جناح رفیق رغیب مقابل و دولت مستقر؛ وجهالمعامله انتخاب جامعه و توده کردند و میکنند. اگر گلایهای هم باشد بر هنر و هنرمند و فرهنگ نیست بلکه بر قدرت و سیاست است که سرمست از قدرت و معتاد این بازی و قمار کثیف هرباره است و دود افیونش بر چشم و جان هنر و فرهنگ و جامعه گرفتار در این دو قطبی سازیهای موسمی.
۴- متاسفانه شرایط و شیوه مواجهه مردم و علاقهمندان با خبر ناگوار درگذشت ایشان، جمعیت ناراحت مقابل بیمارستان و شیوه کنترل و مراقبت از حس و حال و بغض از سر علاقه و صدقشان در قبال تحریکات سودجویان و فتنهگران مزدور و خائن به وطن و فرهنگ و هنر، مجددا اوج بیتدبیری و دستپاچگی برادران تامین و انتظامی استان و کشور را، به رخ کشید.
۵-هنرمند در اردیبهشت و رمضان المبارک سال جاری نیز مجدد، پیگیر مطالبه و خواست اهالی فرهنگ و هنر و عموم مردم برای ازسرگیری پخش مناجات خاطرهانگیز استاد شد (دعای ربّنای محمدرضا شجریان که با عنوان «ربّنای شجریان؛ مثنوی در مایه افشاری» در اردیبهشت ماه ۹۶ به شماره ۱۳۹۶ در فهرست ملی میراث فرهنگی ناملموس ثبت شد) و گفت که شاید این آخرین فرصت برای شستن دلها از این حقد و کینهای رفته باشد و این ابرام بر جمود و خشک مغزی در حکمرانی فرهنگی – رسانهای، پشیمانکننده و ناگوار خواهد بود. اما امان از مدیران خسته و معطل و نورستهگان متملق و کم خرد و جاهطلب و بیتقوای دور و برشان؛ گروهی خاص و اندک از جرگه مدیریت خواهان جوان که در پستوی ذهن خامشان لاف سیاست مدن و تدبیر منزل میزنند و با این جولان کورکورانه میروند تا ته ماندهای از سرمایه اجتماعی و هست و نیست کشور از سیاست و جامعه تا فرهنگ و هنر را به باد هوس خویش و از طرفی طمع عثمانیگری و نقشه دژخیمان ایران زمین که از چپ و راست و بالا و پایین هر کدامشان برای تکهای از این تن رنجور، دندان تیز کرده و زوزه میکشند، ببازند و بسوزانند.
گفتنیها را بارها گفتهاند و گفتهایم و شنیدهاند اما صد افسوس که گویی برگوشهاشان و بر چشمهاشان قفل و بستی است همچنان و مصداق آیه شریفه که؛ صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
| کپی شد! |



