چهره هاسلبریتی ایرانی

گفتگوی اختصاصی با مینا دلشاد بازیگر سینما و تلویزیون

ما جزو چشم رنگی های سینما نیستیم!

جلوی آینه ادای اخبارگوها را در می آوردم!

مینا دلشاد، متولد خرداد هفتاد، در مشهد و دارای مدرک فوق دیپلم است. کار تصویر را از هفده سالگی با فیلم سینمایی «در انتظار» رسول صدرعاملی شروع کرده است. در کارنامه هنری او می توان به مجموعه های تلویزیونی «نوش دارو»، «کیفر»، «ماه و پلنگ» و «گمشدگان» اشاره کرد. با مینا دلشاد که چندی پیش سریال «ستایش سه» را روی آنتن داشت و سینمایی «پالتو شتری» را در نوبت اکران دارد، گفتگویی پاییزی داشته ایم که با هم می خوانیم.

گفتگو: عباسعلی اسکتی

*از ستایش شروع کنیم، بازی در این مجموعه چگونه اتفاق افتاد؟

من سریال ماه و پلنگ را با آقای زرین کوب و آقای مطلبی کار کرده بودم و آنجا با آقای مطلبی آشنا شده بودم. کاراکترهای زیادی به ستایش سه اضافه شده بود که یکی از آنها نقش همسر حمید بود. رفتم پیش آقای مطلبی و صحبت کردم و این نقش را دوست داشتم و آن را پذیرفتم.

*استقبال از نقش تا امروز چطور بوده است؟

خوب بوده، ولی هنوز یک مقدار کاراکتر من از نظر شخصیت پردازی برای مردم مبهم است، چون که قصه اصلی من هنوز پخش نشده است. فیدبک خوب بوده و انتقادها و پیشنهادها بیشتر این است که چرا این شخصیت حالا لهجه مشهدی دارد؟ یا در این دوره و زمانه دیگر کمتر پیش می آید خانم ها این شکلی باشند و به آقایان چشم بگویند، ولی من از نقش بدم نمی آمد، چون این شکل شخصیت خانم ها در زمانه امروز کم شده و من دوست داشتم این نقش را بازی کنم، دوست داشتم این نقش را تجربه کنم.

*به این مشهدی حرف زدن انتقادی نشد؟

باید ببینیم شخصیت حمید چگونه است. حمید شخصی است که معتاد بوده، زندان رفته و قتل انجام داده است. قطعا یک خانم دکتر نمی تواند همسر حمید باشد و یک مقدار قشر ضعیف تر جامعه و شاید حتی یک روستایی باید این نقش را بازی کند، مثل عزت که کاراکترش از جنوب مشهد است. من می گویم این انتخاب آقای مطلبی بی دلیل نیست و قطعا دلیل داشته و خواسته اند سادگی و شهرستانی بودن و شیرینی کاراکتر را نشان بدهند، چون از این جنس خانم ها دیگر در جامعه ما وجود ندارد.

*بین ستایش دو و سه یک وقفه چند ساله افتاد، این موضوع مخاطب مجموعه را کم نکرد؟

من فکر می کنم چون این سریال نسبت به سریالی که تازه و برای اولین بار پخش می شود حالت «برند» دارد، پس مخاطبش را دارد، حالا شاید به اندازه ستایش یک نه، ولی به اندازه ستایش دو مخاطب خودش را جذب کرده است. با تعریف هایی که من شنیده ام، فکر می کنم سری اول مخاطب بیشتری داشته است. ستایش یک مخاطب داشته که دو و سه هم بیننده دارد.

*موافق هستید تلویزیون ریزش مخاطب داشته است؟

بله، موافق هستم!

*این رسانه برای بازگرداندن مخاطب باید چه کند؟

سریال های قابل باورتر، واقعی تر و کارهای جذابتر با کیفیت بهتر که سلیقه مردم باشد بسازد. روی موضوعاتی دست بگذارد که دغدغه باشد، آموزنده باشد و مخاطب بپسندد، بیشتر  با سلیقه امروز مخاطب جور در بیاید و راضی اش کند.

*چرا از این همه فعالیت هنری بازیگری را انتخاب کرده اید؟

خیلی غریزی بود و چیزی بود که از کودکی در من بود. مادرم تعریف می کند که مثلا چهار پنج سالگی می آمدی و جلوی آینه ادای اخبارگوها را در می آوردی، موزیک گوش می کردی و می خواندی و از همان بچگی علاقه مند بوده ام.

*فعالیت هنری دیگری هم دارید؟

دوبله، گویندگی و نریشن صدا.

*این همه هنرجوی نمایش آینده ای دارند؟

صددرصد، چرا که نه؟ بستگی به شرایط دارد و تلاش آنها. مشکلات خیلی زیاد است و گاهی می گوییم نمی شود، ناامید نشوند و خودشان را باور داشته باشند. این راه را اگر پیش بروند، می رسند.

*پیشنهادی برای علاقه مندان به هنرپیشگی دارید؟

ناامید نشوند، هر روز خودشان را آپدیت کنند، کلاس بروند و تمرین کنند.

*وضعیت کلی هنر نمایش را چگونه می بینید؟

در این چند سال اخیر از نظر بحث تئاتر که حتما می دانید تئاترهای بیشتری دارد ساخته می شود و تئاتر مخاطب بیشتری نسبت به قدیم دارد، فکر می کنم حال و روز تئاتر ما نسبت به قدیم بهتر شده است. در دنیای تصویر بخش سینما خیلی پیشرفت کرده و راضی کننده شده و تلویزیون هم به قول شما برای مردم ریزش مخاطب داشته و جا دارد که بهتر شود.

*باندبازی چقدر در این حیطه ها وجود دارد؟

من خودم به شخصه بازیگری هستم که از شانزده هفده سالگی با آقای صدرعاملی وارد عرصه بازیگری شدم و تا به الان ده سال است دارم زحمت می کشم. نه در باندی بوده ام و نه خانواده هنری داشته ام.

*و حسادت چقدر در جامعه هنری وجود دارد؟

متاسفانه چون کار ما «تیتر» است و خیلی زیاد علاقه مند دارد، یکسری حسادت هایی وجود دارد که به نظر من آدم ها باید تلاش کنند و اصلا به این حرف ها اهمیت ندهند.

*چهره زیبا چه مقدار در پیشنهاد نقش به بازیگرها موثر است؟

فکر می کنم خیلی موثر باشد، شاید به این دلیل کار من ده سال طول کشید، چون چهره عملی نداشته ام. من آن طبیعی بودن خودم را حفظ کرده ام و همیشه می گویم ما جزو چشم رنگی های سینما نیستیم، پس باید تلاشمان را بیشتر کنیم. چهره زیبا تاثیر گذار است، وقتی مخاطب زیبایی را دوست دارد و برای همه جذاب است.

*شما خوش چهره نیستید؟

برای من زیاد اهمیتی ندارد، بیشتر دنبال تغییر هستم. از جلد «مینا دلشاد» در آمدن و در جلد نقش رفتن برای من ارزش دارد. برای من چهره زیاد اهمیتی ندارد.

*دوست دارید چه نقش هایی را بازی کنید؟

سلیقه خودم ژانر وحشت است که متاسفانه سینمای ایران در این ژانر خیلی ضعف دارد، اینگونه نقش ها را خیلی دوست دارم بازی کنم. نقش منفی هم خیلی دوست دارم که در سریال جدید این اتفاق افتاده است.

*دوست دارید با چه کارگردان هایی همکاری کنید؟

با آقای داریوش مهرجویی خیلی دوست دارم افتخار همکاری داشته باشم و آقای اصغر فرهادی که به شدت به  ایشان علاقه مند هستم، چون می دانم کار با ایشان غیر از بازی، مثل کلاس است و خیلی چیزا از ایشان یاد می گیرم.

*و علاقه مند هستید با چه بازیگرانی همبازی شوید؟

آقای حامد بهداد و آقای شهاب حسینی و خانم ها هدیه تهرانی عزیز و مریلا زارعی عزیز.

*موسیقی کجای زندگی شما قرار دارد؟

موسیقی خیلی در زندگی من نقش دارد، چون خیلی به آواز علاقه مند هستم و برای خودم می خوانم. اگر تئاتری باشد که آوایی داشته باشد هم همکاری می کنم. به موسیقی علاقه مند هستم، حالا در طول روز نه خیلی زیاد، ولی بی تاثیر نیست.

*خواننده محبوب هم دارید؟

آقای شادمهر عقیلی و چند خواننده جدید، مثل موزیک های اشوان که سبک ایشان را خیلی دوست دارم و سبک های این چنینی را می پسندم.

*چند شخصیت که دوست دارید از نزدیک ببینید را نام می برید؟

چند نفر را خیلی دوست داشتم ببینم که به لطف خدا در مسیر توانستم ببینم، هم آقای حمید فرخ نژاد و هم آقای حامد بهداد، و کسی که ندیده باشم؟ آقای اصغر فرهادی و استاد محمدرضا شجریان که همشهری من هستند و به شدت ایشان را دوست دارم.

*تفریحات و علاقه مندی های شما؟

ورزش را واقعا دوست دارم. یک مقدار شکمو هستم و رستوران رفتن را هم دوست دارم. اگر وقت پیدا کنم، حتما تئاتر و سینما می روم. این هفته دو تا فیلم دیدم. تفریحات من از کارم دور نیست و بیشتر در این حیطه است.

*اگر به جزیره تنهایی تان بروید، چه چیزی همراه خود می برید؟

قطعا زیرانداز و غذا و وسایل کمپ، وسایل راحتی و خواب!

*از آنچه امروز هستید، راضی اید؟

نسبت به تلاش خودم و آن چیزی که از خودم توقع داشتم نسبتا راضی ام، ولی هنوز نه، خیلی راه و کار دارم.

*فکر می کنید ده سال بعد کجا باشید؟

من ده سال پیش دلم می خواست در همین جایگاهی که هستم باشم و به لطف خدا در مسیر به آن رسیده ام و برای آینده هم فکر می کنم اگر هدف گذاری بیشتر از این داشته باشم، به آن می رسم، چون در این ده سال امتحان خودم را حداقل به خودم خوب پس داده ام.

*فعالیت های پیش رو؟

قرارداد سریال جدیدی را با آقای احمد امینی بسته ام که احتمالا از اواخر مهر آفیش من شروع می شود و یک تئاتر دارم به نویسندگی و کارگردانی آقای مرتضی خالقی که لطف کردند یکی از نقش های اصلی شان را به من سپردند.

امتیاز کاربران: ۵ ( ۲ رای)
برچسب ها

وبگردی

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن