خلاصه داستان سریال ترکی ستاره چوپان Çoban Yıldızı + اسامی بازیگران

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی ستاره چوپان Çoban Yıldızı به همراه معرفی نقش ها و اسامی بازیگران سریال ترکی ستاره چوپان و اطلاعات تکمیلی. «ستاره چوپان» یکی از سریال های معروف ترکیه است. این سریال در ژانر درام و عاشقانه است و از شبکه فاکس ترکیه پخش می شود. «ستاره چوپان» را Gül Oğuz کارگردانی کرده است.

اسامی بازیگران:
ŞÜKRÜ ÖZYILDIZ, SELİN ŞEKERCİ, SELİM BAYRAKTAR, MENDERES SAMANCILAR, ARİF ERKİN, SERHAT ÖZCAN, AYSUN METİNER, FEYZA IŞIK, ELİF ÇAKMAN, SAHRA ŞAŞ, TAYGUN SUNGAR, ÖZLEM ÇAKAR, NESLİHAN CAN
خلاصه داستان:
داستان سریال ترکیه ای ستاره چوپان از جایی شروع میشود که زهره دختر زیبای که در نیغده به دنیا اومده و بزرگ شده نمیخواد با آدم ثروت مند شهر کاپادوکیه به اسم فیکرت کارا کایا ازدواج کنه. زهره یه خاطر قدرتی که فیکرت کارا کایا داره محکوم به ازدواج با اون میشه.
زهره (سلین شکرجی) دختر جوان و زیبارویی است که در شهر نیغده (شهری وسط ترکیه) زندگی می کند. او مجبور است که با یک مرد مسن ازدواج کند و برای این ازدواج اجباری به کاپادوکیه برده میشود. زهره به این ازدواج معترض است و با وجود اینکه پدرش قول داده است دوست ندارد تن به این ازدواج بدهد و به همین خاطر هنگامی که با پدرش راهی کاپادوکیه شده فرار میکند. بعد از فرار با پسری به نام سعید (شوکرو اوزیلدیز) آشنا می شود. سعید پسر جوانی است که کاپادوکیه زندگی میکند و سنگ تراش است. او پسری راستگو، جسور و پایبند به اصول اخلاقی است. او با پدر بزرگ، مادربزرگ، مادر و خواهرش زندگی می کند. سالها قبل پدرش آنها را به خاطر زنی دیگر ترک کرده و به استانبول رفته و بعد از آن سعید همه تلاشش را کرده تا از خانوادهاش حمایت کند. سعید نمیتواند بفهمد یک زن جوان همچون زهره وسط یک جاده اکسپرس چه میکند اما با این وجود به او کمک می کند. سعید، زهره را به نزدیکترین ایستگاه اتوبوس میرساند و در آنجا آنها پدر زهره را میبینند. زهره در این وضعیت نمیتواند هیچ کاری در راستای حفاظت از زهره انجام دهد و اجازه میدهد زهره با پدرش برود.
زهره به کاپادوکیه میرسد و در آنجا در خانه متمول خانواده کاراکایا که ثروتمندترین خانواده آن شهر هستند اقامت دارد. همه در آن شهر از خانواده کاراکایا میترسند و دلشان نمیخواهد مقابل آنها قرار بگیرند.
بزرگ خانواده کاراکیا، مردی مسنی به نام فیکرت (مندرس سمنکیلار) است که دوست دارد با زهره ازدواج کند، حتی با علم به اینکه خیلی از او بزرگتر است به زهره علاقه مند شده است. فکرت پدر زهره را برای این ازدواج راضی میکند و برای صورت گرفتن این وصلت مقداری پول به پدر زهره داده است. فکرت حتی با اینکه می داند زهره او را نمیخواهد، مصرانه میل به این ازدواج دارد. فیکرت معتقد است که زهره دیر یا زود پی به میزان قدرت او خواهد برد و چارهای به جز پذیرفتن این ازدواج نخواد داشت.
زهره در شب عروسی تصمیم می گیرد خودش را بکشد. با این حال، او به طور تصادفی و ناخواسته به فیکرت زخم وارد میکند و بدون اینکه نگهبانهای خانه او را ببینند از آنجا فرار می کند. زهره پول ندارد و هیچ چیزی ارزشمندی همراه او نیست و پشت کارگاه سنگتراشی سعید رفته و در آنجا ینهان میشود.
روز بعد سعید، زهره را در کارگاهش میبیند و با وجود اینکه می داند قرار گرفتن در مقابل خانواده کاراکایا، بسیار سخت و دشوار است تصمیم می گیرد به زهره کمک کند. او جذب معصومیت و حس مقاومت زهره میشود. با این همه سعید باید خودش را آماده مقابله با فیکرت و پسر خطرناکش زیکار (سلیم بیراکتار) کند. زیکار مدیر یک کلاب شبانه در استانبول است و به بزرگترین سد راه سعید و زهره تبدیل میشو و زندگی را برای آن دو به کابوس تبدیل میکند.
داستان و ماجرا از کاپادوکیه شروع شده و به استانبول میرسد.
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
| کپی شد! |




آیا فصل دوم این سریال ستاره چوپان منتشر شده و اگه شده لطف میکنید سایت یا لینک دانلودو برام بفرستین