سریالسریال خارجی

خلاصه داستان قسمت هشتم سریال کره ای ذهن زیبا بدون سانسور

در این مطلب از سایت مجله اینترنتی کولاک داستان کامل قسمت هشتم سریال کره ای ذهن زیبا را می خوانید: این سریال با الهام از رمان گوتیک فرانکشتاین اثر مری شلی، داستان یک جراح مغز و اعصاب بسیار مشهور اما بی‌احساس و درگیرشدن او با مرگ‌های مرموز در بیمارستانی را بازگو می‌کند که در آنجا کار می‌کند.

گذشته

دکتر هیون با دوستش مشغول بسکیتبال بازی کردن هستند و با هم گپ می زنند که حال دوستش بد می شود و از حال می رود. دکتر هیون به جایی می رود و می گوید چانک سو یکی از کارگران کارخونه به خاطر استفاده از متانول بیناییشو از دست داده، اما عمویش مقاومت می کند و می گوید اگر چانک سو بخواهد غر بزند به خاطر نبودش و ضرری که به کارخونه زده از او شکایت می کند.

دکتر هیون از رفتار عمویش ناراحت می شود و می خواهد خانه را ترک کند که عمویش می گوید  به پدرش قول داده تا او را به قدرت برساند اما هیون پدرش را مرد شریفی خطاب می کند و می رود.

بیمار اورژانسی را به بیمارستان برده اند و از قضا او پدر رییس بیمارستان و باعث شوکه شدنش می شود.

جی سونگه مشغول جریمه کردن ماشین های خطا کار است که دکتر لی به صورت خلاف وارد خیابان می شود و با او رو به رو می شود و با هم شروع به گپ زدن می کنند. دکتر لی به جی سونگه می گوید که اگر با او کاری دارد باهاش تماس بگیرد تا درباره آن چه در ذهنش می گذرد، سوال بپرسد و سوار ماشینش می شود که جی سونگه بلافاصه با او تماس می گیرد و می گوید کارش دارد که هیونگ از او می پرسد آیا نهار خورده یا نه بعد از آن با هم برای خوردن نهار به رستوران می روند.

جی سونگه درباره پرونده قتل های سریالی از دکتر لی سوال می پرسد و او می گوید بهتر است که دست از این کارش بردارد و او نمی تواند حریف تیم بیمارستان شود اما جی سونگه جواب می دهد که به خاطر لطف های دکتر شین هم که شده باید یک بار دیگر تمام سعیش را بکند.

دکتر لی سرنخی که دکتر شین قصد داشت برای همه برملا کند را به جی سونگه می دهد تا بتواند کارش را بکند، اما به او می فهماند که به تنهایی از پسش برنمیاد و لازمه که کسی که متخصصه کمکش کند.

هیونگ به جی سونگه می گوید که او نیازی به تلاش کردن برای برگشتن به بیمارستان ندارد و خود مسئولین آن جا برای برگرداندنش به دنبالش می روند.

یکی از پزشکان بیمارستان مین جی را آدم فروش خطاب می کند و فکر می کند که حالا قصد دارد که بعد از دکتر لی او را از بیمارستان بیرون کند که حال بیمار بد می شود و همه به داخل اتاق می روند.

دکتر ها همه با هم بر سر تخصص و تشخیصشان بحث می کنند و همه نگران دکتر کانگ هستند.

رییس بیمارستان با برادرش درباره آخرین وضعیت پدرش صحبت می کند و می خواهد که خیالش را راحت کند و با حرف های برادرش عصبی می شود و با هم حرف می زنند و او را بی احساس خطاب می کند و تلفنش را قطع می کند.

دکتر چه شاگردانش که نتوانسته اند بیماری او را تشخیص دهند، دعوا می کند که مین جی جلو می رود و می گوید که او تومور دارد. دکتر چه با شنیدن احتمال مین جی او را سرزنش می کند و می گوید عمل باز برای دکتر کانگ خطرناک است اما دکتر هیون وارد عمل می شود و می گوید بدون عمل باز هم می شه مطمئن شد که آیا تومور وجود دارد یا نه؟

دکتر چه با پذیرفتن حرف های دکتر هیون اتاق عمل را آماده می کند و پزشکان جراحی را شروع می کند و رئیس بیمارستان به دکتر چه و دکتر لی اولتیماتوم می دهد که قبل از آمدن برادرش؛ پدرش بایستی صحیح و سالم روی تخت بیمارستان باشد.

دکتر هیون تومور را از بردن دکتر کانگ خارج می کند که باعث خوشحالی همه می شود.

دکتر چه از سوگ جو بابت کارش تشکر می کند که دکتر هیون در جوابش تنها می گوید او به صورت کامل تومور را از بدن دکتر کانگ خارج کرده است.

دکتر کانگ بعد از به هوش آمدنش با پسرش بحث می کند و می گوید حرص پول وجودش را گرفته و درخواست آب می کند. با کنار رفتن مدیر کانگ، پدرش از حال می رود و روی زمین می افتد.

همه دکتر های بالای سر او می روند و دکتر هیون می گوید که درمان دکتر کانگ فقط از دست دکتر یونگ او لی بر می آید که همه باهاش مخالفت می کنند. سوگ جو از آن ها خواهش می کند تا قبل از دیر شدن او را به بیمارستان فرا بخوانند که باز هم پدر دکتر لی مقاومت می کند.

مدیر کانگ که راهی برایش نمانده، دستور می دهد که هر چه سریع تر یونگ او لی را به بیمارستان بیاورند تا کاری برایشان بکند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا